همسفر فاطیما
در وادی هفتم، بحث روی پیدا کردن راه است تا به اهمیت آن بیشتر پی ببریم، زیرا مسئله فوقالعاده مهمی است. درست است که عقل فرمانروای مطلق است، ولی باید تعقل کند؛ یعنی تفکر مثبت انجام دهد تا بگردد و راه را به ما نشان بدهد. هر چیزی، هر معیار و حسابی دارد و به همین دلیل انسانها آمدند و یکسری واحدها درست کردند تا بتوانند با این زبان عقلی با هم صحبت کنند. مثلاً این ۵ تن گندم است یا این ۱ لیتر آب است؛ اینها همه به زبانی در آمدند که همه یکدیگر را درک کنند. درست است که شما تعقل میکنید، ولی میگویید برای آبیاری چمن چقدر آب لازم است که این کارهایی است که کار انجام بدهد. اکنون در مرحلهای قرار داریم که عقل بایستی با نیروهای خود، بعضی از مجهولات را کشف نماید تا راه درست را به ما نشان بدهد. پس در این وادی، بحث را روی پیدا کردن راه ادامه میدهیم تا به اهمیت آن بیشتر پی ببریم، زیرا مسئله فوقالعاده مهمی است. چه انسانها و دوستان زیادی که قربانی شدند، فقط به دلیل اینکه راه را پیدا نکردند و یا اشتباه رفتند. چه بسیارند انسانهایی که قربانی شدند و زندگی آنها متلاشی شد، فقط برای اینکه راه را پیدا نکردند. پس پیدا کردن راه خیلی مسئله مهمی است. یک راه شما را به مسلخ میبرد و یک راه شما رو به مرغزار میبرد. شما با یکی دوست میشوید که زندگی شما رو به نابودی و تباهی و سیاهی میکشاند، با یکی دوست میشوید که زندگی شما را به پیروزی و به خوبی و خوشی و خوشبختی و شادی ختم میکند. پس این راه، با مسیر یا انتخاب درست، چقدر برای ما نقش سازنده و مهمی دارد.
همسفر زهرا
در این وادی آموختیم که راز و رمز حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت میکنیم. حقیقت، چیزی است که بتوانیم به راستی و درستی به یک موضوع پی ببریم. در وادی هفتم آموختیم که ابتدا باید تفکر کنیم و بتوانیم مبدأ، مقصد و مسیر حرکت خود را کاملاً بشناسیم و پس از آن در مسیر قدم بگذاریم و نیروهای خود را از بالقوه به بالفعل درآوریم. در این وادی دریافتیم که انسانها به دو دسته تقسیم میشوند؛ یکی خردمندان و دیگری بیخردان. نشانه انسانهای بیخرد این است که ابتدا کاری را انجام میدهند و زمانی که در آن کار به بنبست رسیدند، شروع به فکر کردن درباره کار و عواقب آن میکنند و مرتب میگویند: «کاش این کار را انجام میدادم، کاش آن کار را انجام میدادم.»
اما انسانهای خردمند ابتدا مسیر را بررسی میکنند و شرایط را در نظر میگیرند، سپس دست به عمل میزنند و در نهایت نیز از کار خود راضی و خرسند میشوند. چه بسا افراد زیادی که در جامعه، برای یافتن راه درست، به بیراهه رفتند و چه کسانی که قربانی شدند، فقط به خاطر اینکه راه را پیدا نکردند؛ اما روش دیاستی، که روشی الگویی و بهترین روش ترک انواع مواد مخدر سنتی و صنعتی میباشد، حاصل زحمات بسیار آقای مهندس دژاکام است که پس از سالها تحقیق، این حقیقت را که سالیان دراز برای همه مجهول بود، آشکار کرد و این راه را که به جز صراط مستقیم راهی نداشت، به مسافران و همسفران خسته و در راه مانده تقدیم کرد. قفل اعتیاد باز شد، آن هم با دستان پُر توان آقای مهندس عزیز؛ البته کلید آن با محبت، آموزش، جهانبینی و خروج از تاریکیها همراه بود. ایشان چراغی برای خانوادههایی شدند که در جادههای سرد زندگی، دچار طوفان بدبختی و گمراهی اعتیاد بودند. از خداوند برای ایشان سلامتی، سربلندی و موفقیتهای روزافزون خواستارم.
همسفر رقیه
چیزی که من از وادی هفتم برداشت کردم این است که وقتی انسان میخواهد از یک مسیر سخت عبور کند، فقط خواستن کافی نیست؛ بلکه باید راه درست را نیز پیدا کند. بسیاری از اوقات، خودمان فکر میکنیم راه را میدانیم و با همان چیزهایی که در ذهنمان داریم، پیش میرویم؛ اما بعد متوجه میشویم که هر چه بیشتر تلاش کردهایم، بیشتر خسته شدهایم و در نهایت نیز به جایی نرسیدهایم. به نظر من، پیدا کردن راه درست، خود بخش بزرگی از مسئله است. زمانی که راه را پیدا کنیم، قدمهایمان نیز معنا پیدا میکند؛ حتی اگر آرام پیش برویم، بالاخره میدانیم که به کدام سمت حرکت میکنیم. موضوع دیگری که برای من جالب است، این است که وادی هفتم فقط درباره پیدا کردن یک راه نیست، بلکه درباره این است که وقتی راه درست را پیدا کردیم، به آن اعتماد کنیم و ادامه دهیم؛ زیرا ممکن است در میانه مسیر سختیهایی پیش بیاید و انسان دوباره دچار تردید شود و بخواهد به همان راههای قبلی بازگردد. من خودم احساس میکنم بسیاری از مشکلاتم به این دلیل بوده است که به دنبال راه درست نبودم و بیشتر به دنبال یک راه سریع بودم. میخواستم زود نتیجه بگیرم، زود به آرامش برسم و زود همهچیز درست شود. اما این وادی به من یاد میدهد که همیشه کوتاهترین راه، درستترین راه نیست. به نظر من، وقتی راه درست را پیدا میکنیم، کمکم خودمان نیز تغییر میکنیم. دیگر فقط به دنبال این نیستیم که مشکلمان حل شود، بلکه یاد میگیریم چگونه زندگی کنیم تا دوباره همان مشکل را تکرار نکنیم. برای من، زیباترین قسمت این موضوع این است که میفهمم هیچ چیزی یک شبه درست نمیشود. باید راه را بشناسم، حرکت کنم، اشتباه نکنم، یاد بگیرم و دوباره ادامه بدهم. مهم این است که این بار بدانم به کجا میروم.
رابط خبری:همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر ایران(لژیون اول)
ویرایش: همسفر محدثه رهجوی راهنما همسفر ایران(لژیون اول )
ارسال: راهنمایتازهواردین همسفر سمیرا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دورود
- تعداد بازدید از این مطلب :
89