جلسه سوم از دور پانزدهم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰، نمایندگیایران با دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» با استادی راهنما مسافر روحالله، نگهبانی مسافر هوشنگ و دبیری مسافر صادق، روز پنجشنبه ۱۹ شهریورماه ۱۴۰۵، رأس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

سخنان استاد:
سلام دوستان، روحالله هستم، یک مسافر.
از نگهبان جلسه تشکر میکنم که اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم تا آموزش بگیرم.
دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» است.
انسان در هر روز و هر لحظه در فرمانبرداری و فرماندهی است، اما امکان دارد از نیروی مثبت یا نیروی منفی فرمانبرداری کند. زمانی که یک انسان وارد مرحله اعتیاد میشود، ذرهذره از نیروی منفی فرمانبرداری میکند؛ یعنی نیروی منفی هر فرمانی را صادر میکند و او آن فرمان را اجرا میکند.
زمانی که ما مواد مصرف میکنیم، فرماندهی جسم از ما گرفته میشود. هر زمانی که ما مواد مصرف میکنیم، به همان اندازه فرماندهی جسم ما به دست نیروهای منفی است و فرمانها را نیروهای منفی یا مواد مخدر صادر میکنند. شخص دیگر نمیداند کجا برود، چه کاری انجام بدهد و همه اختیاراتش در دست مواد است.
مواد باید اجازه میداد کجا مهمانی برویم، کجا نرویم، چه زمانی بخوابیم، چه زمانی نخوابیم، چه غذایی بخوریم و چه غذایی نخوریم؛ همه امور به دست مواد انجام میشد.
جسم ما شبیه یک کارخانه عظیم است و ما صاحب این کارخانه هستیم. با هر بار استفاده از مواد مخدر، سهمی از این کارخانه را واگذار میکنیم و بعد از مدتی میبینیم که دیگر صاحب کارخانه نیستیم.
شاید اول لذتبخش باشد که من شریکی دارم که پول میآورد، درآمدمان را توسعه میدهد و باعث رونق کارخانه میشود. دقیقاً مواد مخدر به همین شکل است. اوایل مصرف، مواد به انسان انرژی کاذب زیادی میدهد و انسان از مصرف مواد لذت میبرد، ولی به مرور زمان میبیند که دیگر صاحب جسم خودش، یعنی همان کارخانه عظیم خودش، نیست؛ به خاطر اینکه سهام خودش را واگذار کرده است.
نیروی منفی و مواد مخدر فرمانده جسم انسان میشود. حالا که به کنگره آمدهایم، میخواهیم فرماندهی جسم خود را پس بگیریم و این کار زمانبر است؛ چون سهام خود را به هر شکل واگذار کردهایم و میخواهیم سهام خود را از نیروی منفی پس بگیریم.
قطعاً نیروی منفی به آسانی فرماندهی را پس نمیدهد. به اندازهای که ما مواد مصرف کردهایم، همانقدر نیروی منفی زمان صرف کرده است تا ما در ظلمت بمانیم.
وقتی وارد سفر میشویم، مشکلات گوناگونی سد راه قرار میگیرد. این مشکلات از سمت نیروی منفی شکل میگیرد تا ما را از ادامه سفر منصرف کند؛ پس برای بازپس گرفتن فرماندهی باید تلاش فراوان کرد.
بعضی اوقات رهجو میگوید: «من کار دارم، وضع مالی خوبی ندارم، راهنما من را درک نمیکند و نمیداند من چه گرفتاریهایی دارم.»
اینها از عوارض از دست دادن فرماندهی جسم انسان است. رهجو بعد از ورود به کنگره باید فرماندهی جسم خودش را بازپس بگیرد، در حالی که برعکس عمل میکند و میگوید: «اول پول، اول خانواده یا...»
در حالی که در دوران مصرف، همه اینها را از دست داده بودیم.
در اینجا این خود نیروی منفی است که نمیخواهد شما را از دست بدهد و میخواهد شما را از کنگره دور کند؛ باید حواسمان باشد که اول فرماندهی جسم خود را پس بگیریم.
ممنونم که به صحبتهای من گوش کردید.
.jpg)
.jpg)
تایپیست و عکاس: مسافر محسن لژیون ۸
ویرایش و ارسال: مسافر بختیار لژیون ۱۲
مرزبان کشیک: مسافر رضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
93