English Version
This Site Is Available In English

عبور از منیت؛ کلید یافتن حقیقت در مسیر زندگی

عبور از منیت؛ کلید یافتن حقیقت در مسیر زندگی

وادی هفتم به ما می‌گوید: «رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛ یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت می‌نماییم.» راز یعنی چیزی که پوشیده است، رمز یعنی راز نهفته و کشف به معنای پیدا کردن. حقیقت نیز به معنای اصل و منتهای هر چیز، راستی و درستی است. برای کشف حقیقت ابتدا باید راه و مسیر حرکت را پیدا کنیم و سپس از آنچه در این مسیر می‌آموزیم، برداشت کنیم. به عبارتی، رمز، یافتن راه است و راز، نتیجه‌ای است که از پیمودن آن به دست می‌آوریم. خردمندان ابتدا فکر می‌کنند و سپس عمل می‌کنند، اما کم‌خردان ابتدا عمل می‌کنند و بعد به فکر می‌افتند. شاید بسیاری از ما پیش از ورود به کنگره در دسته دوم قرار داشته‌ایم و اکنون با آموزش‌های کنگره می‌خواهیم شیوه درست تفکر و حرکت را بیاموزیم. جست‌وجوی حقیقت به معنای تجسس در زندگی دیگران نیست؛ اینکه مرتب به مسافرمان تذکر بدهیم، فرزندمان را کنترل کنیم یا در کار دیگران دخالت کنیم. برای یافتن حقیقت ابتدا باید صورت‌مسئله را درست بشناسیم؛ همان‌طور که جناب مهندس با پیدا کردن صورت‌مسئله اعتیاد راه درمان را آشکار کردند. اگر درگیر منیت هستم و آموزش‌پذیری ندارم، باید به سمت آموزش حرکت کنم؛ چه از طریق تجربه و چه با حضور در کلاس و لژیون. البته گاهی زمان یک آموزش یا اتفاق هنوز نرسیده است. مانند زمانی که کلید در دست ماست، اما در باز نمی‌شود؛ شاید هنوز زمان باز شدن آن نرسیده باشد.

در بسیاری از اتفاقات زندگی، دیگران را مقصر می‌دانیم، چون اختیار را از آن‌ها گرفته‌ایم. انسان گاهی برای رهایی از مسئولیت، مشکلات خود را به گردن اولین فردی می‌اندازد که به ذهنش می‌رسد. در حالی که لازم است به درون خود نیز نگاه کنیم. همه ما در مسیر زندگی با مسافرانمان سختی‌هایی داشته‌ایم؛ اما اکنون در این مسیر باید در کنار مسافر حرکت کنیم و رمز و راز رهایی را بیاموزیم. محرومیت‌های گذشته می‌توانند مقدمه‌ای برای محرم شدن با آموزش‌های کنگره باشند. پاداش این محرم شدن، محبت، احترام و رهایی از قضاوت دیگران است. یکی از راه‌های محرم شدن، اجرایی کردن وادی‌ها در زندگی است. به جای اینکه همیشه دیگران را مقصر بدانیم، بهتر است سهم خودمان را نیز ببینیم؛ چه‌بسا در بسیاری از مواقع، بخشی از اشتباه از جانب ما بوده است. برای اینکه آموزش‌ها در ما اثرگذار باشند، لازم است حس خود را باز کنیم؛ زیرا حس بسته، پذیرای آموزش نیست. یکی از نشانه‌های باز شدن حس، احترام گذاشتن به اختیار دیگران است. نقطه مقابل اختیار، منیت است. تا زمانی که خود را برتر از دیگران بدانیم و بخواهیم حتی به جای فرزند یا همسرمان تصمیم بگیریم، مسیر رشد برایمان بسته خواهد بود. اینجاست که ارتباط وادی‌ها با یکدیگر آشکار می‌شود. اگر نتوانیم وادی اول، یعنی تفکر، را به درستی اجرا کنیم، در وادی هفتم نیز با مشکل روبه‌رو خواهیم شد. زمانی که عصبانی می‌شویم و می‌گوییم «دست خودم نیست»، در واقع مسئولیت رفتار خود را نمی‌پذیریم. این نگاه، ما را از فرماندهی درست بر خویشتن دور می‌کند. یکی از نکات مهمی که جناب مهندس در این سی‌دی مطرح می‌کنند، این است که به کار دیگران کاری نداشته باشیم. گاهی یک تجسس کوچک، ما را وارد مسیر ضد ارزش‌ها می‌کند و باعث می‌شود از بسیاری از اتفاقات خوب و آموزش‌ها محروم شویم.

تمام وادی‌ها مانند حلقه‌های یک زنجیر به یکدیگر متصل‌اند. اگر فردی بیرون از کنگره دانشی را نمی‌داند، وظیفه ما این نیست که دائماً به او تذکر بدهیم. به‌خصوص در مورد فرزندان، آموزش مستقیم و مداوم گاهی نتیجه‌ای کاملاً معکوس دارد. بهتر است به جای دخالت، اجازه دهیم افراد از اختیار خود استفاده کنند و ما با رفتار صحیح، الگو باشیم. این موضوع درباره مسافران نیز صدق می‌کند. ممکن است مسافری که کنگره را به‌خوبی می‌شناسد، گاهی گریز بزند؛ اما ما در جایگاه او نیستیم و حق قضاوت کردنش را نداریم. همان‌طور که وقتی در لژیون ساختمان جسم را کار کردیم، فهمیدیم مبارزه با نفس و کنترل برخی خواسته‌ها، حتی برای خودمان نیز کار ساده‌ای نیست.

در وادی هفتم، تفاوت خردمند و کم‌خرد در نوع برخورد با دیگران نیز دیده می‌شود. ما می‌توانیم یک بار راه و چاه را نشان دهیم؛ اگر شخص آمادگی پذیرش داشته باشد، همان بار اول متوجه می‌شود و اصرار بیشتر، تنها باعث دخالت و ایجاد مشکل خواهد شد. تلاش برای اثبات خود نیز ما را از مسیر اصلی دور می‌کند. ما شش وادی را پشت سر گذاشته‌ایم و در مسیر رسیدن به وادی هفتم، سه اصل مهم را آموخته‌ایم: تفکر، امیدواری و مسئولیت‌پذیری در قبال خود. ما مسئول همسر یا دیگران نیستیم و نباید ارزش خود را بر اساس عملکرد آن‌ها بسنجیم. اگر بخواهیم خودمان را به دیگران ثابت کنیم، کائنات اجازه نمی‌دهد این کار به سادگی انجام شود؛ مگر اینکه مسیرمان را اصلاح کنیم، حرکت داشته باشیم و راه خود را ادامه دهیم. آن زمان است که راه برایمان باز می‌شود.

من با حال خراب به کنگره آمدم، اما هدفم این است که با دریافت آموزش، حال بهتری پیدا کنم. اگر بعد از حضور در کنگره همچنان با همان حال خراب بیرون می‌روم، باید در عملکرد خودم جست‌وجو کنم و ببینم کجای مسیر را اشتباه رفته‌ام. در هر مشکلی که برای ما به وجود می‌آید، بخشی از مسئله در درون و بخشی در بیرون ماست؛ بنابراین به جای اینکه فقط شرایط یا دیگران را مقصر بدانیم، لازم است سهم خودمان را نیز پیدا کنیم. چرا قضاوت می‌کنم؟ چرا کوتاهی مسافرم حال مرا خراب می‌کند؟ چرا مشکلات خانواده تعادل مرا به هم می‌زند؟ شاید خداوند با قرار دادن این مسائل در مسیر زندگی، فرصتی برای شناخت گره‌های درونی به ما داده باشد. در سی‌دی «بدل» نیز به همین موضوع اشاره می‌شود؛ اگر می‌گوییم مسافر من بددهن است، باید در صور پنهان خود نیز جست‌وجو کنیم؛ ممکن است خودمان فحاشی نکنیم، اما با ناسزا گفتن یا بدگویی، همان انرژی را درون خود ایجاد کرده باشیم و به همین دلیل از شنیدن آن رنج ببریم.

در سی‌دی «قالب» نیز گفته شد که زمانی که وارد کنگره می‌شویم، با هر جایگاه و سمتی که داریم، باید خود را در گوشت‌چرخ‌کن بیندازیم، از منیت و باورهای نادرست خود عبور کنیم و به قالبی جدید تبدیل شویم. قالب ما در کنگره، راهنما، کمک‌راهنما و جناب مهندس هستند و باید از آن‌ها الگو بگیریم. به همین دلیل در هر جایگاهی که باشیم، یکی از نخستین پرسش‌ها این است: «رهجوی چه کسی هستی؟» زیرا عملکرد رهجو، بخشی از تصویری است که از راهنمای او نشان داده می‌شود. اگر بخواهیم از قالب راهنمای خود نیز بهتر شویم، باید بیشتر تلاش کنیم، خدمت کنیم و در مسیر رمزگشایی از آموزش‌ها قدم برداریم. من همیشه به این نتیجه رسیده‌ام که گاهی انسان‌هایی که بیش از اندازه درگیر فکر کردن می‌شوند، بیشتر در دوراهی‌ها می‌مانند؛ اما کسی که همه جوانب را می‌سنجد و سپس تصمیم می‌گیرد، راه درست را تشخیص می‌دهد و درِ مناسب را باز می‌کند؛ پس حقیقت در دوردست‌ها نیست؛ همین نزدیکی و پیش روی ماست. حقیقت را می‌توان در درک بودن و نبودن، از دست دادن و به دست آوردن، باختن و برنده شدن و تمام تضادهای زندگی پیدا کرد. آموزش‌های کنگره به ما می‌آموزند که از سختی‌ها نترسیم و به جای متوقف شدن، وارد عمل شویم تا به تعادل و فرمان عقل نزدیک‌تر شویم. ما می‌دانیم که زندگی، مجموعه‌ای از اضداد است؛ بنابراین در برابر مشکلات ماتم نمی‌گیریم، بلکه با عزمی راسخ با آن‌ها روبه‌رو می‌شویم و باور داریم که حتی مشکلات نیز می‌توانند رحمت و فرصتی از سوی خداوند متعال برای رشد و آموزش ما باشند.

منبع: سی‌دی‌های تعادل و بی‌تعادلی، وادی هفتم، قالب و بدل
نویسنده: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون هجدهم)
رابط خبری: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون هجدهم)
عکاس خبری: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم)
ارسال: همسفر شهناز رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهارم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی سهروردی اصفهان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .