در مسیر زندگی گاهی انسان در میان تلاطمهای درونی چنان سرگشته میشود که مسیر بازگشت به خویشتن را گم میکند؛ اما در جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ این تلاطمها پایان مسیر نیستند بلکه آغاز سفری نو به سوی آگاهی و رهاییاند. اینجا رهایی تنها به معنای رهاشدن از بندِ مواد نیست؛ بلکه به معنای بازپسگیری فرماندهیِ زندگی و رسیدن به تعادلی است که از درون سرچشمه میگیرد. در هفته دیدهبان فرصتی فراهم میشود تا از تجربه کسانی سخن بگوییم که خود از دل تاریکیها برخاستهاند و امروز با تکیه بر تجربهای عمیق و با روحیهای خدمتگزار چراغ راهی برای دیگران شدهاند. در این راستا با آقای منصوری از دیدهبانان باتجربه به گفتگو نشستیم.
مسافر اصغر با آخرین آنتیایکس مصرفی تریاک و شیره وارد کنگره شد. به مدت ۱۱ ماه به روش DST و داروی اپیوم به راهنمایی آقای مهندس حسین دژاکام سفر کردند. هم اکنون با دستان پرتوان آقای مهندس ۱۶ سال آزاد و رها هستند. رشته ورزشی مسافر اصغر در کنگره والیبال و شنا است.
لطفاً از مسیر خودتان در کنگره۶۰ و خدمتهایی که از ابتدای ورود تا امروز توفیق انجامشان را داشتهاید، برای ما بگویید.
مسیر همه ما از مصرف مواد مخدر آغاز شده است. اعتیاد بیماریِ لاعلاجی بود که جهانیان در درمان آن درمانده بودند و هنوز نیز چنین است؛ اما هیچکس مانند کنگره۶۰ قادر به درمان قطعی آن نیست. من نیز همانند دیگران اعتیاد داشتم و ۱۲ بار اقدام به ترک کردم، اما موفق نشدم؛ چون فقط ترک بود، نه درمان! نه تنها پس از هر ترک حالم بهتر نمیشد، بلکه وضعیتم وخیمتر میشد. تا اینکه فردی به من گفت در اصفهان کنگره۶۰ وجود دارد که درمان اعتیاد را به صورت اصولی انجام میدهد. در ۳ جلسه اول که حضور یافتم و راهنمای تازهواردین توضیحات را ارائه کرد، دریافتم که اینجا با تمام مکانهای دیگر متفاوت است؛ تفاوت در این بود که سخن از درمان به میان میآوردند و علمی صحبت میکردند. آنها از شناخت جسم و بیماری میگفتند و برایمان تعریف میکردند که مبدأ اعتیاد چیست؛ تا آن زمان ما اصلاً نمیدانستیم اعتیاد به چه معناست. زمانی که گفتند اعتیاد، جایگزینی مواد مخدر بیرونی بهجای مواد شبهافیونی درونی است، این موضوع برایم قابل پذیرش شد و درونم آن را به راحتی پذیرفت، ایمان آوردم و در مسیر ماندم. سپس آموزش گرفتم و خدمتهای خود را در بخشهای مختلفی همچون ساختوساز، ایجنتی و مرزبانی و... آغاز کردم. در کنگره۶۰ جایگاهها تعریف شده هستند؛ اما تفاوت در عملکرد ماست؛ اینکه من مسئولیت خود را در هر جایگاهی بهدرستی انجام دهم تا بتوانم از خدمت خود لذت ببرم.
ما گاهی فرمانبرداری را فقط دستور گرفتن و انجام دادن میبینیم. از نگاه شما فرمانبرداری واقعی در کنگره۶۰ چه معنایی دارد؟
فرماندهی در کنگره۶۰ با دنیای بیرون، زمین تا آسمان تفاوت دارد. شما وقتی فرمان میبرید، در واقع در حال اجرای فرمان هستید. خاطرهای از دوران کارم در کارخانه دارم؛ من در شورا بودم و ایشان مدیر. روزی برای حقوق یا عیدی مطالبه کردیم، مدیر مرا صدا کرد و پرسید: تو مدیری یا من؟ پاسخ دادم: شما. دوباره پرسید: من مدیرم یا تو؟ باز هم گفتم: شما. سپس پرسید: پس چه کسی دستور داد؟ لحظهای مکث کردم و متوجه شدم که در واقع من هستم که مطالبه میکنم. ما در کنگره۶۰ در حال دریافت هستیم و با فرمان دادن دینورفین در جسممان تولید میشود. وقتی میگوییم شو، شود یا از خداوند درخواست میکنیم و با گوش دادن به سیدیها آموزش میگیریم اینها همه دریافتهای ماست؛ پس ما به نوعی فرمان میدهیم و آن فرمان اجرا میشود، چراکه خداوند سریعالحساب است. این مسیرِ «از فرمانبرداری تا فرماندهی»، برای درمان جسم و یادگیری ما ضروری است. هنگامی که میآموزیم در هر لحظه هم فرمانبردار هستیم و هم فرمانده. فرمانبرداری باید از مبدأ درستی آغاز شود؛ چراکه هر فرمانبرداری صحیح نیست. ما پیش از این فرمانبرداریهای بسیاری داشتیم که سودی برایمان نداشت و داستان آن کاملاً متفاوت بود.
آیا کسی که نمیتواند خودش را مدیریت کند، میتواند فرمانده خوبی برای دیگران باشد؟ فرماندهی درون از کجا شروع میشود و چه زمانی میتوان گفت یک انسان به فرمانبرداری واقعی رسیده است؟
جواب قسمت اول سوال که به هیچوجه اینگونه نیست، برای مثال اگر من مکانیک باشم؛ اما تعمیر خودرو را بلد نباشم، چگونه میتوانم آن را به دیگری بیاموزم؟ بدیهی است که این کار اشتباه و نادرست است. یا راهنمایی که خود به درمان نرسیده باشد، چگونه میتواند راهنما باشد؟ یا مادری که آشپزی نمیداند چه غذایی میتواند به فرزندش آموزش دهد؟ ببینید، فرماندهی درونی نخست از جسم آغاز میشود. اگر جسم سالم نباشد شما قادر به فرمانبرداری نیستید. وقتی جسم با شما همراهی نکند، حتی اگر در درون ندایی به شما بگوید که صبح زود از خواب بیدار شوید، جسمتان از شما حرفشنوی ندارد؛ بنابراین نخستین گام سلامت جسم است؛ زیرا این جسم ابزار کار ماست. زمانی که ابزار شما به سلامت و تعادل برسد آنگاه میتوانید در درون تغییراتی ایجاد کنید و فرمان ببرید.

گاهی یک مسافر با تمام وجود در مسیر درمان حرکت میکند، اما همسفر هنوز با کنگره۶۰ ارتباط نگرفته است. از نگاه شما یک راهنما یا مسافر چه نقشی میتواند داشته باشد تا بدون اجبار و تبلیغ مستقیم با رفتار و عملکرد خودش زمینه ورود و جذب همسفر به شعبه را فراهم کند؟
طبق تجربهای که داشتم ۹۰ درصد از کسانی که به کنگره۶۰ آمدند به واسطه تغییرات مسافرشان بوده است. هیچ خانوادهای دوست ندارد زندگی بدی داشته باشد و همواره در انتظار تغییر مسافر بوده است. همانطور که خود من هم پیش از این، ۱۲ بار ترک ناموفق داشتم و همگی به شکست انجامید. اطرافیان میگفتند: باز هم میخواهی به جایی بروی که نتیجهای ندارد؟ اما وقتی تغییرات واقعی را در رفتار من مشاهده کردند خودشان به کنگره۶۰ آمدند. در واقع اول باید تغییر در مسافر و رفتار او نمایان شود. البته ممکن است برخی خانوادهها نیز تمایلی نداشته باشند؛ نباید آنها را مجبور کرد. باید به آنها فرصت و زمان داد. با این حال همیشه گفتهام ترفندهای سالمی وجود دارد که میتوانید از آنها استفاده کنید؛ مثلاً آنها را دعوت کنید و بگویید فقط یک بار بیایید و اینجا را ببینید تا متوجه شوید شرایط چگونه است، خوب است یا نه.
امروز که در جشن دیدهبان در کنار اعضای شعبه رزن هستید شعبه رزن را از نظر ظرفیت، رشد، آموزش و خدمت چگونه میبینید و چه توصیهای برای اعضای این شعبه دارید؟
شعبه شما بسیار پرانرژی است و حس بسیار خوبی دارد؛ اما این امر نباید موجب ایجاد منیت شود. به یاد داشته باشید هرچه شعبه شلوغتر و بزرگتر شود، مسئولیت شما سنگینتر و خطای احتمالی آسیب بیشتری به همراه خواهد داشت. باید گامهایتان را بسیار محکم بردارید و این استحکام تنها در گروِ پایبندی به قوانین و حرمتهای کنگره۶۰ است. من همیشه گفتهام که مرزبانها و خدمتگزاران دقیقاً مانند لایه اوزون عمل میکنند، پس باید بسیار مراقب و هوشیار باشیم. موفقیتِ یک شعبه مرهون تلاش خدمتگزاران آن اعم از سفر دومیها، راهنماها، ایجنت و مرزبانان است. خداوند همواره منبع نیرو و انرژی را به سوی ما میفرستد؛ وصل کننده است، ما چگونه این نیرو را حفظ کنیم؟ هدف باید همواره بر یادگیری متمرکز باشد. ما نباید مقصر باشیم. باید عشق و محبت میان اعضا جاری باشد؛ زیرا حتی ذرهای حس بد میتواند به شعبه آسیب وارد کند.
در پایان اگر بخواهید به یک سفر اولی که امروز در ابتدای مسیر قرار دارد و آرزو دارد روزی به جایگاههای بالای خدمت برسد یک پیام از تجربه سالها خدمت خودتان بدهید، چه میگویید؟
یک سفر اولی یا هر شخص دیگری که به کنگره۶۰ یا جاهای دیگر میرود، در پی کسب لذت است؛ یکی به کار میرود تا درآمد داشته باشد و دیگری به جشن میرود. همه به دنبال لذت هستند. پیشنهاد من این است که حداقل ۲ ماه در کنگره۶۰ حضور داشته باشید و هرچیزی که میگویند گوش بدهید تا ببینید آیا لذتی بالاتر از این وجود دارد یا نه؟ باید صبر داشته باشید و به فرد اجازه دهیم طعم خوش این مسیر را خود بچشد. در پایان از خداوند سپاسگزارم و هر چه سپاس بگویم اندک است. همچنین باید از آقای مهندس و خانواده محترم ایشان سپاسگزاری کنیم؛ چرا که اگر این دانشمند نبود، معلوم نبود امروز کجا بودیم و شاید اصلاً حضور نداشتیم. اکنون صدها هزار خانواده که در آستانه طلاق و فروپاشی بودند، به واسطه لطف خداوند و تلاش آقای مهندس حفظ شدهاند. انشاءالله که ما هم در این مسیر الگوی خوبی باشیم؛ موفق باشید.
طراح سوال و مصاحبهکننده: همسفر صدیقه رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون اول)
عکاس: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون دوم)
ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر زهرا نگهبان سایت
همسفران نمایندگی رزن
- تعداد بازدید از این مطلب :
132