English Version
This Site Is Available In English

فرمانبرداری یعنی گوش دادن، تفکر کردن و عمل کردن

فرمانبرداری یعنی گوش دادن، تفکر کردن و عمل کردن

دوازدهمین جلسه از دور هشتم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی آزادشهر ویژه مسافران و همسفران با استادی مسافر احمد ، نگهبانی راهنمای تازه واردین مسافر علی اصغر و دبیری مسافر جواد با دستور جلسه "  از فرمانبرداری تا فرماندهی " پنجشنبه ۱۹ شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود .

سخنان استاد  : 

از خداوند بزرگ سپاسگزار هستم که امروز اینجا روی این صندلی نشستم خدمت می کنم و از خدمت خودم آموزش می گیرم از نگهبان جلسه و دبیر جلسه ممنونم که اداره اداره این جلسه را به من واگذار نمودند وهمچنین از راهنمای درمان خودم حسین آقا که برای درمان من زحمات زیادی کشیدند و از همه راهنمایان عزیز که در کنگره قبول زحمت نمودند و خدمت می کنند تشکر وقدر دانی می کنم.

در خصوص دستور جلسه این هفته از فرمان برداری تا فرماندهی این دستور جلسه برای من تداعی روزهای اول سفر درمان اعتیادم می باشد خوب دوتا کلید واژه داریم (فرمانبرداری،فرماندهی) فرمانبرداری در واقع همان گوش دادن ، تفکر کردن و عمل کردن به فرامینی که به شما داده می شود. زمانی که اسم فرماندهی می آید اغلب یاد این یکی می آید بهت فر آمین می دهد که در اصل یکسری قوانینی می باشد وتوباید آن را انجام دهید البته برای من رهجو خیلی سخت بود چرا چون من در ابتدا با سیستم آشتا نمی باشم و یک چیزی در وجود من وجود دارد به اسم منیت که هیچ موقع نمیتوانم قبول نمایم که یک نفر به نام راهنما می خواهد به من بگوید و من این را قبول نمایم چرا ؟چون فکر می نمایم که قصد ایشان از اینکار این است که قصدآن تحقیر شخصیت من می باشد و می خواهد نفکرات خود را به من تحمیل نماید ومن را در نزد دیگران کوچک نماید ولی در واقع این طور نیست فرمانبرداری کوچک شدن نیست ، فرمانبرداری ابتدای مسیر رشد یک انسان می باشد انسان اگر می خواهد رشد کند و تربیت پیدا کند و به درجه ای از ارزش های انسانی برسد فرمانبرداری یکی از اصول و قوانین آن می باشد

در دستور جلسه هم ذکر شده که از فرمانبرداری تا فرماندهی یعنی دارد مسیری را به ما نشان می دهد از تا که این مسیر رشد است که دارد به ما گوش زد می نماید که این مسیر رشد خودش چند مرحله دارد که مرحله اول آن همان آموزشی که در کنگره دریافت می نمایید. مثال همین پوشیدن لباس سفید یا نظم اینها آموزش می شود که البته چون روزهای اول من فکر می کردم که همه چیز را می دانم پذیرش آن برای من دشوار بود و تا مدت ها برای من پوشیدن لباس سفید خیلی سخت بود که در ادامه متوجه شدم که اجرای این فرامین برای من در اصل مسیر رشد خودم را در آینده فراهم می نماید .

فرمانبرداری به عمل کردن است مثال: اگر راهنمای به من بگوید شرکت در استخر الزامی می باشد ومن به ایشان چشم بگویم ولی به آن عمل نکنم هیچ فایده ای ندارد . در اصل عمل به فرمان می شود ابتدای مسیر فرمانبرداری و رشد آموزش می باشد و مرحله دوم آن این است که آموزش دریافتی را به مرحله عمل برسانیم و مرحله سوم این که از آموزش دریافتی و عمل به آن من یک نتیجه ودرسی را گرفته و اگر در مسیرم اشتباهاتی را انجام داده بودم آن را اصلاح و از انجام مجدد آن خودداری نمایم پس در نتیجه من یک فرمانده می شوم لازم می دانم نکته ای را هم در خصوص فرماندهی ذکر نمایم ،فرماندهی لایق مثل یک راهنما که فرمانده لژیون می باشد قطعا قبلا یک فرمانبردارخوبی بوده است که به درجه فرماندهی رسیده است . فرمانبرداری شروع راه می باشد ، آموزش مسیر راه است ، خدمت وسیله راه رشد وکسب علم است و فرماندهی نتیجه ظرفیت ومسولیت پذیری می باشد .

عکس و تایپ: مسافر مهدی لژیون دوم 

تنظیم و ارسال: مسافر جواد لژیون یکم 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .