به نام قدرت مطلق الله
یکی از مهمترین عواملی که موجب موفقیت و پویایی کنگره ۶۰ شده است، وجود یک تفکر و اندیشه عمیق و آیندهنگر در رأس این مجموعه است؛ تفکری که توسط آقای مهندس دژاکام شکل گرفته و همواره انسان و رهایی او را مورد توجه قرار داده است. ایشان به مرحلهای از آگاهی و شناخت رسیدهاند که دریافتهاند خوشبختی هر انسان، تا حد زیادی با خوشبختی و رهایی دیگر انسانها گره خورده است. این تفکر در ساختار کنگره ۶۰ نیز بهصورت یک سلسلهمراتب، از دیدهبانان و راهنمایان تا ایجنتها، مرزبانان و دیگر خدمتگزاران، ادامه پیدا کرده است.یکی از آموزشهای مهمی که در کنگره آموختهایم، شناخت صور آشکار و پنهان، یعنی جسم و جان است. این شناخت میتواند بسیاری از مسائل انسان را برای ما روشن کند. به نظر من، یکی از مشکلات اساسی انسان امروز، ناآگاهی نسبت به ارتباط و هماهنگی میان جسم و جان است.انسان زمانی میتواند به آرامش و تعادل برسد که جسم و جان او با یکدیگر هماهنگ باشند؛ با هم آشتی کنند، همفکر و همنوا باشند و در یک مسیر حرکت کنند.اگر من دروغ بگویم، تهمت بزنم، قضاوت کنم یا مرتکب اعمال ضد ارزشی شوم و در عین حال تلاش کنم خودم را انسانی خوب و درستکار نشان دهم، در واقع میان جسم و جان خود فاصله ایجاد کردهام. هرچه این فاصله بیشتر شود، تضاد درونی نیز بیشتر خواهد شد و انسان از مسیر ارزشها دورتر میشود.در کنگره ۶۰ یاد گرفتهایم که جسم، اتومبیلِ جان است. همانگونه که برای حرکت صحیح یک اتومبیل، هم وسیله نقلیه و هم راننده باید سالم و هماهنگ باشند، در وجود انسان نیز نمیتوان یکی را نادیده گرفت و انتظار حرکت صحیح داشت.گاهی ممکن است تمام توجه ما به جسم معطوف شود و از جان غافل بمانیم و گاهی نیز برعکس، مشکلات جسم را نادیده بگیریم و تنها به مسائل روانی و درونی توجه کنیم. در حالی که شناخت صحیح انسان، نیازمند توجه همزمان به جسم و جان و ارتباط میان این دو است.
یکی دیگر از آموزشهای ارزشمند کنگره ۶۰، مثلث دانایی است: تفکر، آموزش و تجربه.تفکر و آموزش مسائلی هستند که خود انسان باید آنها را انجام دهد. هیچکس نمیتواند به جای من تفکر کند یا به جای من آموزش ببیند. اگر بخواهم در مسئلهای به موفقیت برسم، باید خودم حرکت کنم، تفکر کنم و آموزش بگیرم.اما در مورد تجربه، شرایط متفاوت است. انسان هوشمند و دانا لازم نیست همه چیز را خودش تجربه کند. میتواند از تجربه دیگران استفاده کند و از اشتباهات آنان درس بگیرد.در همین رابطه، ضربالمثل معروفی وجود دارد که میگوید: «ادب از که آموختی؟ از بیادبان.»به نظر من، اگر بخواهیم این جمله را دقیق بررسی کنیم، نمیتوان گفت انسان میتواند از یک فرد بیادب، «ادب» را بیاموزد. او میتواند از رفتار آن شخص این را بیاموزد که بیادب نباشد؛ اما «بیادب نبودن» با «باادب بودن» تفاوت دارد.برای مثال، در کنگره ممکن است فردی پس از چندین ماه یا حتی چندین سفر، بهدلیل برخی رفتارها و تصمیمهای نادرست، سفر خود را خراب کند. من میتوانم رفتار و عملکرد او را بررسی کنم، علت اشتباهاتش را بشناسم و تلاش کنم همان اشتباهات را در سفر خود تکرار نکنم.در اینجا من از تجربه شخص دیگری استفاده کردهام، اما این موضوع پایان کار نیست. استفاده از تجربه دیگران زمانی ارزشمند است که پس از آن، خودم به تفکر و تحلیل بپردازم و از آن تجربه برای افزایش شناخت و آگاهی خود استفاده کنم.در واقع، تجربه دیگران میتواند چراغی برای مسیر ما باشد، اما حرکت کردن در این مسیر بر عهده خود ماست.
پس از تفکر، آموزش و استفاده صحیح از تجربه، باید تلاش کنیم به دانایی مؤثر برسیم؛ یعنی داناییای که در رفتار و عملکرد ما نمود پیدا کند. شناخت زمانی ارزشمند است که بتواند زندگی و حرکت ما را تغییر دهد.در این مسیر، توجه به عدالت، معرفت و عمل سالم اهمیت بسیار زیادی دارد. اگر بتوانیم این مفاهیم را در زندگی خود جاری کنیم و همواره تلاش داشته باشیم در مسیر درست حرکت کنیم، بهتدریج میان جسم و جان ما هماهنگی بیشتری ایجاد خواهد شد و میتوانیم به آرامش و تعادل نزدیکتر شویم.هدف نهایی این است که انسان نهتنها خودش در آرامش و خوشی زندگی کند، بلکه بتواند چراغ راهی برای دیگر انسانهای دردمند نیز باشد؛ همان اندیشهای که در ساختار کنگره ۶۰ جاری است: انسان برای رسیدن به حال خوب، تنها به فکر خود نیست، بلکه میتواند در رهایی و حال خوب دیگران نیز سهم داشته باشد.البته باید توجه داشت که خواستههای انسانها با یکدیگر متفاوت است و به همین دلیل، مفهوم خوشبختی نیز برای هر فرد میتواند معنای متفاوتی داشته باشد. مهم این است که انسان با شناخت صحیح، تفکر، آموزش و تجربه، مسیر درست زندگی خود را پیدا کند و در آن مسیر حرکت نماید.در نهایت، امیدوارم همه ما بتوانیم با شناخت بهتر جسم و جان، استفاده صحیح از آموزشها و تجربههای دیگران و رسیدن به دانایی مؤثر، در مسیر ارزشها حرکت کنیم و هم برای خود و هم برای دیگران، منشأ آرامش و خیر باشیم.برای همه عزیزان، از خداوند منان سلامتی و تندرستی خواهانم.
مسافر هادی
راهنمای لژیون یکم اردبیل
«جسم و جان؛ از هماهنگی تا دانایی مؤثر»
- تعداد بازدید از این مطلب :
43