جلسه نهم از دوره ششم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰؛ نمایندگی گلمکان؛ با استادی ایجنت محترم مسافر حسین ، نگهبانی مسافر حسین و دبیری مسافر علی با دستور جلسه « از فرمانبرداری تا فرماندهی » در تاریخ 19 شهریور ماه 1405 راس ساعت 17 آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان حسین هستم یک مسافر ، خدا را شاکر و سپاسگزارم که در جمع شما دوستان قرار دارم ، موضوع دستور جلسه از فرمانبرداری تا فرماندهی است که با یک کلمه از و یک تا، یک مسیری را برای ما مشخص میکند. گویی با این کلمه از حرکتی را تا به یک جایگاهی برسیم برای هر فردی مشخص نموده است. حالا در مسیر قرار گرفتن نیاز به یک پارامترهایی دارد بخصوص در کنگره شصت اولین نیاز این پارامتر زمان شناسی است یعنی اگر یک نفر میخواهد به فرماندهی برسد لازمه اولش این است که زمان را بشناسد برای همان ما می گوییم در کنگره شصت زمان تعریف شده است برای همان در کنگره شصت به رهجو زمان می دهند برای خوردن مقدار دارو ، چون قبلش در دنیایی از بی زمانی و هرج مرج، ناامیدی ،آسیب ،افسردگی ، آشفتگی و بهم ریختگی زندگی می کرده و ساعت برایش مشخص نبوده است و مکان هم برایش مشخص نبوده است.
اولین لازمه رسیدن به فرماندهی گذر از زمان است، باید زمان را بشناسیم و آنرا آموزش بگیریم یعنی همین زمانی که با ساعت مچی در دست ما است را باید بشناسیم. وقتی این زمان را به درستی بشناسیم دروازه ای ازنور و آگاهی به روی ما باز میشود،یعنی کسی که زمان را بشناسد قطعا به روی خودشناسی خود کار خواهد کرد کسی زمان را بشناسد دیر سرجلسات نمی آید اصلا لازمه رسیدن به فرماندهی همین است و برای ما تعریف شده است.
بعنوان یک تازه وارد وقتی که وارد کنگره شصت می شوید راهنمای تازه واردین برای شما مشخص می کند که زمان حضور در کنگره شصت سه جلسه است حضور در پارک ورزشی دارید باید سی دی بنویسید بعد می روید سرلژیون راهنما برنامه دارویی می دهد و برای رهجو مسیر حرکت را مشخص را می کند، چرا ؟ چون یک فرد مصرف کننده وارثی از دنیای تاریکی است و می خواهد وارد نور بشود،شایداولش سخت باشد و قطعا هم همینطور است مثلا زمانیکه در تاریکی هستیم و ناگهانی نور شدیدی بر چشمان ما تابیده شود چشمان ما به شدت اذیت می شود به ناخودآگاه چشمان را می بندیم چون از تاریکی بدون گذراندن زمان به طور ناگهانی وارد نور شدیم و این نور ما را اذیت می کند، یک مسافر هم در اوایل همین نور اذیتش می کند ولی این نور چیست ؟ در واقع همان نوشتن سی دی است،به موقع حاضر بودن است،راس ساعت حضور داشتن است، فرمانبرداری است ولی وقتی رفته رفته در مسیر آموزش قرار می گیرد و این آموختن را می پذیرد با همین پذیرش حالش خوب می شود و از آن دنیای تاریکی یواش یواش به روش تدریجی خارج می شود.
نیروی منفی در همه جا هست برای یک تازه وارد هم هست ، برای یک سفر اولی هم هست برای یک سفر دومی هم هست برای یک مرزبان هم هست برای یک ایجنت هم هست برای دیده بان هم هست وحتی برای آقای مهندس هم هست ولی مراتبش متفاوت است و فرق می کند.داستان شیطان را شاید شنیده اید که یک شخصی در مسیری می رفت و ناگهان شیطان را دید که زنجیرهایی همراهش بود ازش پرسید این زنجیرها چیست گفت که با آنها انسان ها را در بند می کنم برای یک نفر زنجیر درشت ترهست برای یک نفر زنجیر ریزتر و گاهی اوقات انسان هایی هستند که بدون نیاز به زنجیر با کوچیک ترین اشاره ای خودشان را در بند های من قرار می دهند و حتی نیازی به زنجیر هم ندارنداین انسان ها افرادی هستند که به رب خود ناسپاس هستند و رب خود را پنهان می کنند و انسان های هستند که رب خود را فراموش میکنند.
درمسیر کنگره شصت اگرفرمانبردار راهنمای خود نباشید از مسیر خارج می شوید به همین راحتی است اگر احترام به راهنمای خود نذارید از مسیرخارج می شوید چیزی سخت نیست و مهم جزئیات مسئله است چون کلیات را همگی انجام می دهند، راهنما می گوید این مقدار دارو را بخور ولی توجهی نمی شود و به هر مقداری که می خواهید دارو می خورید خوب نتیجه اش چی می شود؟شاید تو فرمانده هستی ولی فرماندهی که در مسیر شیطان حرکت می کند در مسیر غلط ، من خودم را مثال بزنم شاید در زمان مصرف فرمانده شهر وجودی خودم بودم ولی در مسیر اشتباه بودم موضوعات اشتباه تصمیمات اشتباه و تخریب های زیاد، ولی کسی که وارد کنگره شصت می شود با آموزش هایی که در کنگره می بیند مسیر را می تواند شناسایی کند اگر فرمانبردار باشد.
رسیدن به فرماندهی سخت نیست، منظور از فرماندهی کردن به شهر وجودی خودمان است، نمی خواهیم فرمانده یک مرکز نظامی باشیم نه اینطورنیست ،هدف از فرماندهی ، فرماندهی جسم خودمان است همین عرض و طولی که داریم و بالاترین فرماندهی همین فرماندهی جسم خودمان است میلیاردها سلول وجود دارد در این شهر وجودی، یک تصمیم اشتباه اختلال بوجود می آید وقتی می گویند سیگار برای شهر وجودیت ضرر دارد شما فرمانده هستی می توانی تصمیم بگیری که از فردا درمان سیگار را شروع کنید و می توانید به سیگار کشیدن خودتان ادامه بدهید و نمی توانید فرمانده شهر وجودی خودتان باشید.درمسیر درمان اگر رهجو با راهنما هماهنگ نباشد و فرمانبرداری نکند قطعا شخص رهجو آسیب می بیند و خیلی ها به علت درگیر بودن با خواسته های نامعقول و نفس اماره ، فرمانبرداری نمی کنند و درگیر فرماندهی به نام شیطان و یا جن هستند این شیطان و یا جن چیزی خارج از ما نیست بلکه جزئی از وجود ما است.
درمسیر رسیدن به فرماندهی باید تلاش کرد کوشش کرد تا بتوانی از این مسیر تاریکی بگذری ، رسیدن به فرماندهی کار سختی نیست و مهم این است که مسافر و یا یک همسفر بشناسد خواسته معقول چیست و خواسته غیرمعقول چیست و شناخت خواسته ها یکی از اساسی ترین کارهایی است که انسان می تواند انجام دهد وآقای مهندس دژاکام می گوید که هر کسی به راحتی صدای عقل را می شنود مثلا به محض اینکه کاری خلاف می خواهد انجام بدهد عقل می گوید انجام نده.امیدوارم روزی بتوانیم با رسیدن به دانایی موثر خواسته های معقول را بشناسیم و آنها را انجام بدهیم زیرا اکر نشناسیم قطعا خواسته های غیرمعقول را دوباره به چرخه تکرار در خواهیم آورد.
از اینکه سکوت کردید و به حرفهای من گوش کردید متشکرم.

باتشکر از مرزبان کشیک مسافر محسن ، لژیون خدمتگزار لژیون دوم
سایت گلمکان
مرزبان خبری مسافر محسن
تنظیم برای سایت تایپ،ویراستاری: مسافر احمد لژیون چهارم
- تعداد بازدید از این مطلب :
225