سومین جلسه از دوره نوزدهم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه همسفران آقای نمایندگی ستارخان با استادی همسفر علی، نگهبانی همسفر سهند و دبیری همسفر علیاکبر با دستور جلسه "از فرمانبرداری تا فرماندهی" پنجشنبه نوزدهم شهریورماه 1405 راس ساعت چهارده آغاز به کار نمود.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
پیوند میان فرمانبرداری و فرماندهی
نیاز هر انسانی در مسیر حرکت، این است که با توجه به اختیاری که دارد، بداند چه عملکردی باید داشته باشد. وقتی ما به عنوان همسفر وارد کنگره میشویم، باید بدانیم چه عملکردی داشته باشیم تا مسافرمان آرامآرام وارد کنگره شود و مشکلش برطرف گردد.
در واقع، انسان باید فرماندهی را بیاموزد، اما برای رسیدن به این جایگاه، ابتدا باید یک فرمانبردار خوب باشد. همانطور که میگویند: «کسی که فرمانبردار خوبی باشد، فرماندهی خوبی هم میتواند داشته باشد.» این یک حقیقت است؛ در هر کاری که انسان شروع میکند، اگر بتواند آن را به نحو احسن انجام دهد، نتیجه بسیار مؤثری خواهد داشت.
تجربه شخصی و آموزشهای کنگره
متأسفانه گاهی به دلیل نادانی خودمان، این مسیر را اشتباه میرویم. البته من از نادانی خودم میگویم، نه شما عزیزان که همه دانایید. وقتی وارد کنگره شدم، نمیدانستم باید چه کنم. باید فرمانبردار خوبی میشدم تا بتوانم مجدداً فرماندهی درستی داشته باشم. به یاد دارم حدود یک یا دو ماه از سفر مسافرم میگذشت و او همچنان گریز میزد. نزد من میآمد و تمام هزینههای صبحانه را محاسبه میکرد؛ مثلاً میگفت این ده تومان، آن پنج تومان و آن یکی پانزده تومان است و مجموعاً پنجاه تومان هزینه دارد تا تو این کار را انجام دهی. من در پاسخ به او میگفتم: «بابا اینجوری نمیشود.»
یک روز میخواستیم به شهرستان برویم و به او گفتم وسیله را بردارد و سر راه بیاید تا با هم برویم. او اصلاً توانایی این کار را نداشت؛ چرا که به خاطر مصرف مواد، تمام فرماندهیاش را از دست داده بود. او تنها فرمانبردارِ نیازِ به مصرف موادش بود. دیدیم که قبل از حرکت، ده دقیقهای بیرون رفت و کارش را انجام داد و با حال بسیار خوب و سرحال سوار ماشین شد. یعنی قبلا اصلاً توانایی هیچ کاری را نداشت و همه هم و غمش فقط تأمین مواد بود.
مسئولیتپذیری در جایگاه راهنمایی
با افزایش مسئولیتها، توانایی و تجربه انسان نیز افزایش مییابد و طبیعتاً مسئولیتهایش سنگینتر میشود. راهنمایی که شال بر گردن دارد، تمام این مسیرها را طی کرده و مسئولیت پذیرفته است. قطعاً کار او سنگینتر است. اگر تابع راهنما باشیم و طبق قوانینی که کنگره به ما میآموزد عمل کنیم، نتیجهاش را خواهیم دید. ما خروجی کنگره را مشاهده کردهایم و میدانیم چقدر مؤثر بوده و چقدر رهایی به همراه داشته است. پس باید صد در صد تابع راهنمای خود باشیم و در مسیر حرکت کنیم.
صور پنهان و آشکار در مسیر درمان
در کنگره هر کاری که میخواهیم انجام دهیم، به دو بخش صور پنهان و صور آشکار تقسیم میشود. صور آشکار، کارهایی است که مربوط به ظاهر و جسم ماست؛ مثلاً ذهن دستور میدهد و دست یا چشم فرمان را اجرا میکند. اما در مورد کسی که دچار اعتیاد شده، این ساختار دچار مشکل شده و اختیارش را از دست داده است. او باید حتماً مصرف کند تا شارژ شود و پس از مصرف بتواند با فکرش کاری انجام دهد. در واقع، تمام اختیارش دست همان ماده است.
برای خروج از این حالت، فرد باید وقتی وارد کنگره میشود، با دستورات راهنما، رعایت قوانین و حفظ حرمتها، دروغ نگفتن و دوری از ضدارزش ها، گامبهگام کارهای خوب را جایگزین کارهای بد کند تا به مرحله درمان برسد. اگر در این مسیر حرکت کند، قطعاً خداوند نیز کمک خواهد کرد.
تشبیه جسم به کارخانه
ذهن من اعتیاد را به کارخانهای تشبیه میکند که مواد اولیهاش را ندارد. اگر صاحب کارخانه مواد اولیه را در اختیار داشته باشد، کارش هیچگاه لنگ نمیماند و راحت به همه امور میرسد، اما اگر مواد اولیه نباشد و کسی هم به او ندهد، کارخانه تعطیل میشود. جسم انسان نیز دقیقاً همین حالت را دارد؛ اگر درست فرماندهی نشود و فرمانبرداری صورت نگیرد، این مشکل پیش میآید.
.jpg)
.jpg)
مسئول سایت همسفران آقای شعبه ستارخان: همسفر محمد از لژیون دوم
- تعداد بازدید از این مطلب :
0