الهی شکر که خداوند جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ را در مسیر من و خانوادهام قرار داد و سرنوشت ما را با این مکان مقدس پیوند زد. اولین روزی که وارد نمایندگی کریمان شدم، همهچیز برای من شوخی بیش نبود. قرار نبود ماندگار باشم. ۹ ماه از ورود من به کنگره۶۰ گذشته بود و من هر روز تشنهتر از قبل برای حضور و آموزش گرفتن بودم؛ اما مطالب برای من سنگین بود و نمیتوانستم مفهوم این همه آموزش را بهدرستی درک کنم.
در تمام جلسات این پیام را میشنیدم که برای مصرفکنندگان نیکوتین نیز درمان وجود دارد و میتوانند برای درمان اقدام کنند. حتی راهنمای جهانبینی من نیز در لژیون این موضوع را مطرح میکرد؛ ولی با خود میگفتم که این پیام برای کسانی است که دائم قلیان مصرف میکنند. من که فقط در مهمانیها، دورهمیها و بهصورت تفریحی استفاده میکنم، پس مصرفکننده به حساب نمیآیم.
در یکی از جلسات به راهنمای خود گفتم که شبها دیر میخوابم و خواب باکیفیتی ندارم و وقتی بیدار میشوم، احساس خستگی میکنم. ایشان به من فرمودند که من خیلی وقت است که منتظر هستم بیایی و بگویی که مصرفکننده نیکوتین هستی تا بتوانم به تو کمک کنم.
گفتم: «من که مصرفکننده نیستم و گهگاهی و تفریحی استفاده میکنم.» ایشان فرمودند: «حتی اگر سالی یک بار باشد، باز هم مصرفکننده به حساب میآیی.» سپس از من خواستند که اگر تمایل دارم در لژیون مجازی سفر خود را شروع کنم. به مرزبانی رفتم، فرم پر کردم و سفر خود را شروع کردم؛ اما من آدمی نبودم که بتوانم بهصورت مجازی سفر کنم. حدود یک ماه در لژیون مجازی بودم؛ اما به نتیجه نرسیدم و آن را کنار گذاشتم.
بعدها متوجه شدم دلیل اینکه نتوانستم درست سفر کنم این بود که خواستهام قوی نبود و نیروهای بازدارنده من را از مسیر دور کرده بودند. بعد از حدود یک ماه راهنمای ویلیاموایت در نمایندگی اعلام کردند که لژیون درمان نیکوتین باز شده و رهجو میپذیرند. من با راهنمای خود صحبت کردم و ایشان آنقدر خوشحال شدند که برق شادی را در چشمانشان دیدم. همین موضوع باعث شد مصممتر از قبل بشوم. به مرزبانی رفتم و دوباره فرم پر کردم.
اوایل برای من سخت بود. در نمایندگی کریمان فقط یک رهجوی ویلیاموایت بودم و هنوز به این باور نرسیده بودم که مصرفکننده هستم و باید سفر کنم؛ اما سعی کردم هر کاری را که راهنما از من میخواست بهدرستی انجام دهم. هرچه از شروع سفر نیکوتین میگذشت، احساس میکردم مطالب برای من قابلفهمتر میشوند. وقتی این موضوع را با راهنما در میان گذاشتم ایشان گفتند: «حسهایی که به واسطه مصرف قلیان از تو گرفته شده بود، حالا به واسطه سفر کردن کمکم به تو برگردانده میشود و به همین دلیل مطالب را بهتر متوجه میشوی.»
ایشان همیشه میگفتند که در سفر نیکوتین گرههای زیادی از من باز خواهد شد و سفر اول خیلی خیلی لذتبخشتر از سفر دوم است و توصیه میکردند که از تکتک ثانیهها لذت ببرم. اوایل درک این جملات برای من سخت بود؛ اما هرچه جلوتر میرفتم، مفاهیم برای من قابلدرکتر میشد. دکتر امین دژاکام میفرمایند: «در کنگره۶۰ هر چیزی صور پنهان و صور آشکار دارد.»
راهنما به من میگفتند که سفر نیکوتین یک سفر درونی است و اگر بخواهم در این سفر موفق باشم، باید روح خود را تحت فرمان مربی یا راهنما قرار بدهم. دستور جلسه این هفته «از فرمانبرداری تا فرماندهی» است و من با سفر نیکوتین کاملاً این دستور جلسه را زندگی کردم. من از راهنمای خود آموزش گرفتم و با عمل کردن به آموزشها از دانایی به دانایی مؤثر رسیدم.
امروز که این دلنوشته را مینویسم به لطف خدا و یاری دستان پرتوان و پرمهر آقای مهندس دژاکام، ۵۷ روز از رهایی من میگذرد و من همه این حسهای خوب و آرامشی را که دارم مدیون آقای مهندس دژاکام، راهنمای ویلیاموایت همسفر بتول و راهنمای جهانبینی خود هستم که صبورانه در این مسیر در کنار من بودند.
روزی که برای رهایی خدمت آقای مهندس دژاکام رسیدم به ظاهر پاهای من روی زمین بود؛ ولی روح من جای دیگری بود. اینقدر حس خوب، عجیب و جدیدی بود که به هیچوجه نمیتوانم آن را بیان کنم و اصلاً قابل وصف نیست. جالب این بود که هربار میخواستم برای رهایی چهل سیدی خدمت آقای مهندس دژاکام برسم در لحظات آخر سفر من به دلایل مختلفی کنسل میشد.
من رهایی ویلیاموایت و چهل سیدی را همزمان دریافت کردم و این موضوع درس بزرگی برای من داشت. اینکه این حس خوب را با حال خوب تجربه کنم. شاید اگر قبل از رهایی نیکوتین برای رهایی چهل سیدی به تهران میرفتم به واسطه مصرفکننده بودن و حال خرابی که داشتم، نمیتوانستم این حس خوب را تجربه کنم.
امیدوارم این دلنوشته نوری باشد برای همسفرانی که به واسطه مصرف نیکوتین ناخواسته وارد تاریکیها شدند و بتوانند با کنار گذاشتن نیکوتین به آرامش برسند و همه این حس و حال خوبی که من تجربه کردم برای آنها نیز اتفاق بیفتد.
از خداوند بسیار سپاسگزارم و از آقای مهندس دژاکام و خانواده محترم ایشان تشکر میکنم که این بستر را فراهم کردند تا ما همسفرها که تخریبهای ما از مسافران هم بیشتر بود به این بهشت زمینی بیاییم، آموزش بگیریم و از تاریکیها خارج شویم.
از راهنمای ویلیاموایت همسفر بتول بسیار سپاسگزارم که در این مسیر به من کمک کردند. امیدوارم که بتوانم در ادامه چراغ راهی برای در راهماندگان و نیازمندان به این سفر درمانی باشم.
نویسنده: مسافر نیکوتین ثریا رهجوی راهنمای ویلیاموایت همسفر بتول (نمایندگی کریمان)
رابط خبری: راهنمای ویلیاموایت همسفر بتول (نمایندگی کریمان)
ویرایش و ارسال مطلب: نگهبان سایت راهنمای ویلیاموایت همسفر هایده (نمایندگی فردوسی مشهد)
همسفران ویلیاموایت کنگره۶۰
- تعداد بازدید از این مطلب :
0