هفتمین جلسه از دوره اول کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰، نمایندگی ایذه، با استادی مسافر مجتبی، نگهبانی مسافر حسن و دبیری مسافر بهروز با دستور جلسه «وادی ششم و تأثیر آن روی من» در روز پنجشنبه مورخ ۲۹ مردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.
.png)
خلاصه سخنان استاد؛
سلام دوستان مجتبی هستم مسافر، وقتی به وادی ششم نگاه میکنم، میبینم که بخش زیادی از مشکلات گذشته من به تصمیمهایی برمیگشت که بدون تفکر و بهصورت ناآگاهانه گرفته بودم. قبل از ورود به کنگره ۶۰ راههای زیادی را امتحان کرده بودم و تجربههای مختلفی از ترک داشتم، اما هیچکدام به نتیجه نرسیده بود. زمانی که وارد کنگره شدم، متوجه شدم برای رسیدن به درمان باید مسیر دیگری را یاد بگیرم.
برای من، صبر و صداقت نقش بسیار مهمی در درک وادیها داشت. در ابتدا درکی از این وادیها نداشتم، اما بهتدریج متوجه شدم که اگر بخواهم در کنگره به نتیجه برسم، نمیتوانم خودسرانه عمل کنم یا قوانین و راهنماییهای مسیر را نادیده بگیرم.
در وادی اول یاد گرفتم که باید تفکر کنم و ساختار درست را به وجود بیاورم. در ادامه فهمیدم که باید بپذیرم مصرفکننده هستم و برای درمان به کمک نیاز دارم. وقتی راهنما گرفتم، باید از راهنمایی او پیروی میکردم و مسئولیت مشکلاتم را به گردن دیگران، خانواده یا حتی خدا نمیانداختم. زمانی که پذیرفتم مشکل از خود من بوده و برای حل آن نیاز به کمک دارم، توانستم سفرم را به شکل درست ادامه بدهم.
من سالها تلاش کرده بودم که به روشهای مختلف مواد مصرفیام را کم یا زیاد کنم و حتی میخواستم مسیری را که باید در مدت مشخصی طی کنم، خیلی سریع تمام کنم، اما نتیجهای نگرفتم. در کنگره متوجه شدم که این تصمیمها، زمانی که عقل و جسم من در شرایط مناسبی نیستند، نمیتوانند مرا به نتیجه درست برسانند.
یکی از مهمترین چیزهایی که در این مسیر یاد گرفتم، صداقت بود. اگر راهنما میگوید دارو در زمان مشخص و به مقدار مشخص مصرف شود، باید همانطور که گفته شده عمل کنم. اگر بخواهم خودسرانه مقدار آن را تغییر بدهم یا زمان مصرف را جابهجا کنم، دیگر نمیتوانم انتظار داشته باشم به نتیجه مطلوب برسم.
من یکی از آدمهایی بودم که خیلی سخت باور میکردم و خیلی از چیزهایی را که در کنگره گفته میشد، قبول نداشتم. اما بهمرور زمان، با حرکت در مسیر و عمل کردن به آموزشها، خودم نتیجه آن را دیدم.
امروز به این درک رسیدهام که قوانین کنگره و راهنمایی راهنما برای این است که من بتوانم مسیر درمان را درست طی کنم. تا زمانی که با صداقت وارد این مسیر نشوم و به آنچه آموزش میگیرم عمل نکنم، چیزی جز دردسر، برگشت و تکرار گذشته نصیبم نخواهد شد.
این صحبتها تجربه شخصی خود من است و امیدوارم بتوانم در ادامه این مسیر ثابتقدم بمانم. از خداوند هم میخواهم کمکم کند که در این راه بمانم.در پایان از آقا هادی، آقا حسین، آقا حجت و تمام دوستانی که در این مسیر به من کمک کردند، تشکر میکنم. از اینکه به صحبت های من گوش دادید، سپاسگزارم.
تنظیم و ارسال؛ امرزبان خبری
- تعداد بازدید از این مطلب :
0