رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون چهارم) در دلنوشته خود نوشت:
همسفر حدیث:
قبل از ورود به کنگره، از فرمانبرداری و فرماندهی چیزی نمیدانستم؛ یا اگر میدانستم، اینچنین که در کنگره۶۰ آموختم نبود. فقط آموخته بودم فرماندهی یعنی دستوردادن و فرمانبرداری یعنی چگونه دستور بگیرم یا چگونه سکوت کنم و چگونه راهی را بروم که دیگران برایم تعیین کرده بودند.
کنگره به من آموخت انسان برای همیشه سرباز خواسته دیگران نمیماند. من فرمانبرداری را در کنگره بهگونهای دیگر آموختم؛ اینکه بزرگترین فرماندهی، فرماندهی بر خویشتن است. فرمانی که باید اجرا کنم، فرمان عقل و دانایی است؛ اینکه بر ترسهایم غلبه کنم و اجازه ندهم شکستها فرمان زندگیام را به دست بگیرند.
آموختم فرماندهی یعنی خدمت، نه برتری. این خدمتکردن است که به وجود من آرامش میبخشد. امروز وقتی بهروز ورود به کنگره نگاه میکنم، از آن انسان ناآگاه خجالت نمیکشم، بلکه به او افتخار میکنم؛ زیرا اگر او جرأت شروعکردن را نداشت، من امروز هرگز به وجود نمیآمدم.
من از فرمانبرداری آمدم؛ از گوشدادن، آموزش گرفتن و اشتباهکردن، زمینخوردن و دوباره بلندشدن. یاد گرفتم اگر بخواهم فرمانده خوبی باشم، ابتدا باید فرمانبردار خوبی باشم. امیدوارم بتوانم با فرمانبرداری در این مسیر، سرشار از عشق و انرژی ماندگار بمانم.
رابطخبری: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر سودابه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی غزالی مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
0