English Version
This Site Is Available In English

مسیر رشد در کنگره ۶۰؛ از فرمانبرداری تا فرماندهی در سفر درمان اعتیاد

مسیر رشد در کنگره ۶۰؛ از فرمانبرداری تا فرماندهی در سفر درمان اعتیاد


سلام، مصطفی هستم، یک مسافر. آخرین آنتی‌ایکس مصرفی من شیشه و حشیش بود. ۱۲ ماه سفر کردم و راهنمای من آقا رضا، در لژیون یکم، بودند. ورزش من در کنگره فوتسال است. در حال حاضر ۱۰ ماه و ۱۰ روز است که آزاد و رها هستم.

به نظر شما فرمانبرداری در کنگره چیست؟ چه تفاوتی با اطاعت کورکورانه دارد و چرا برای رسیدن به فرماندهی، فرمانبرداری لازم است؟

به نظر من، یک فرمانده خوب باید فرمانبردار خوبی باشد. اگر بخواهم خودم را در دوران سفر اول با امروز مقایسه کنم، می‌بینم زمانی که راهنما به من می‌گفت هفته‌ای یک سی‌دی بیاور، من سعی می‌کردم آن را انجام بدهم و سی‌دی‌ام را به‌موقع بیاورم.

وقتی راهنما می‌گفت حتماً به پارک یا استخر بیا، من این آموزش‌ها و دستورات را جدی می‌گرفتم. حتی در سفر دوم هم باید نسبت به راهنما فرمانبردار خوبی باشم تا بتوانم به فرماندهی برسم.

این موضوع فقط به کنگره محدود نمی‌شود. در محیط کار، جامعه و اجتماع نیز اگر بتوانم فرمانبردار خوبی باشم، می‌توانم فرمانده خوبی باشم. به اعتقاد من، هرچه فرمانبرداری من بهتر باشد، توانایی من برای فرماندهی نیز بیشتر خواهد شد. در غیر این صورت، انسان در بسیاری از زمینه‌های زندگی دچار مشکل می‌شود.

آیا کسی که هنوز نتوانسته روی خودش فرماندهی داشته باشد، می‌تواند در زندگی یا جامعه فرمانده خوبی باشد؟ چرا؟

به نظر من نمی‌تواند؛ چون هنوز گوش دادن را یاد نگرفته است. در کنگره در بالای نشریات می‌گویند: «اول ندانی را بدان تا بدانی را بدانی.»

وقتی وارد کنگره می‌شوم، باید تسلیم باشم و بپذیرم که خیلی چیزها را نمی‌دانم. در این صورت، آموزش‌ها برای من کاربرد بیشتری پیدا می‌کنند. اما اگر با منیت وارد شوم و بگویم «من این را می‌دانم، من آن را می‌دانم»، در نهایت دچار مشکل می‌شوم و نمی‌توانم فرمانده خوبی باشم.

دلیلش هم این است که گوش نمی‌کنم. وقتی گوش بدهم و آموزش‌ها را بپذیرم، به مرور زمان می‌توانم فرمانده خوبی شوم.

در مسیر درمان، چه زمانی احساس کردید از مرحله فرمانبرداری به سمت فرماندهی حرکت می‌کنید؟

اگر بخواهم از تجربه خودم بگویم، در سفر اول، حدود سه ماه مانده به پایان سفرم، سی‌دی‌هایم تمام شده بود و چهل سی‌دی را نوشته بودم.

این موضوع حاصل فرمانبرداری بود. من فرمانبردار خوبی بودم و هر چیزی را که راهنما می‌گفت، انجام می‌دادم. حتی فکر نمی‌کنم در سفر اول یک بار غیبت کرده باشم.

این موضوع به من کمک کرد تا بتوانم سفرم را مدیریت کنم و در سفر اول غیبت نداشته باشم. به این ترتیب توانستم حداقل سفر اول خودم را فرماندهی کنم.

مهم‌ترین چیزی که باعث می‌شود یک نفر از فرمانبرداری خارج شود، چیست؟

به نظر من، گوش نکردن و رعایت نکردن اصول و حرمت‌های کنگره ۶۰ است.

اگر بتوانیم حرمت‌های کنگره ۶۰ را رعایت کنیم، در چارچوب کنگره قرار می‌گیریم. وقتی در این چارچوب قرار داشته باشم، می‌توانم از مسیر فرمانبرداری خارج نشوم و به واسطه همین فرمانبرداری، به فرماندهی برسم.

در نهایت می‌توانم یک الگوی خوب، حداقل برای کنگره، باشم.

اگر بخواهید پیامی به کسی بدهید که از فرمانبرداری فرار می‌کند و تصور می‌کند فرماندهی یعنی فقط دستور دادن به دیگران، چه می‌گویید؟

اگر بخواهم از تجربه خودم بگویم، من گروه‌های دیگری را هم تجربه کرده‌ام. به نظر من، هر گروهی عیب و ایرادهای خودش را دارد، اما اینجا گروهی است که عیب و ایرادش بسیار کم است؛ شاید حتی به چشم نیاید، چون یک انسان بسیار بزرگ پشت این قضیه ایستاده و آن را مدیریت می‌کند.

از نظر شخصی خودم، به نظر من اینجا یک گروه بدون عیب و ایراد است.

اگر خواسته داشته باشم، می‌توانم در این گروه بمانم و خدمتگزار باشم. من گروه‌های دیگری را هم تجربه کرده‌ام، اما این گروه، یک گروه بسیار خاص است.

در اینجا فقط باید گوش کنی و «چشم» بگویی. به مرور جلو بیایی و خدمتگزار باشی. اگر خواسته‌ای داشته باشی، صددرصد به آن می‌رسی.

کلام آخر؟

من خیلی خوشحالم. واقعاً کنگره ۶۰ جایی است که وقتی وارد آن می‌شوی و جلو می‌روی، می‌بینی که افرادی که با موادی مانند هروئین، شیشه، حشیش و کوکائین درگیر بوده‌اند، می‌توانند درمان شوند.

این موضوع برای من بسیار زیباست و همین مسئله باعث شد در کنگره بمانم. بیرون از کنگره، خیلی‌ها حتی برای یک نخ سیگار عاجزند و نمی‌توانند دو ساعت آن را کنار بگذارند؛ اما فردی وارد کنگره ۶۰ می‌شود و می‌تواند مصرف موادی مانند هروئین و شیشه را کنار بگذارد.

به نظر شخصی من، تریاک هم درمان می‌شود؛ شاید به دلیل اینکه اوپیوم و هم‌خانواده خودش است، کار متفاوتی داشته باشد. اما وقتی می‌بینم شیشه، هروئین، حشیش، کوکائین و مواد دیگر نیز درمان می‌شوند، اینجا برای من بسیار زیبا می‌شود.

من این موضوع را خیلی دوست دارم. اینکه فهمیدم واقعاً هروئین و شیشه هم در کنگره درمان می‌شوند و نمونه‌های زیادی از آن وجود دارد، برای من بسیار ارزشمند است.

دیشب هم جشن داشتیم و آقا داوود، جشن یک سال رهایی‌شان را برگزار کردند. وقتی می‌بینم در طول این دو سال چه اتفاق‌های خوبی برای ایشان افتاده، برای من بسیار لذت‌بخش است.

و واقعاً به نظر من، کنگره ۶۰ یک سازمان بدون نقص است. امیدوارم همه کسانی که درگیر هستند، به کنگره بیایند و به رهایی برسند.

 

مصاحبه و تایپ: مسافر کاوش
عکاس مسافر آرش:
بارگزاری و تنظیم: مسافر پدرام
 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .