تفکرات مثبت اثرات بسیار خوبی بر روی زندگی انسانها دارد با توجه به اینکه ذهن قدرت بالایی دارد مثبت اندیشی در بسیاری از مواقع غیرممکنها را ممکن میکند، نگرش و تفکرات ما تکلیف آینده ما را مشخص میکند به این معنی که مثبت اندیشی میتواند زمینههای اتفاقات مثبت در زندگی ما را فراهم کند.
در حضور همسفر پریسا از شعبه کاسپین قزوین هستیم. گفتوگوی کوتاهی را با ایشان ترتیب دادهایم که نظر شما را به آن جلب میکنیم.
همسفر پریسا به همراه مسافر کامران با سالها مصرف متادون وارد جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ شدند و به راهنمایی همسفر نوشین با تشکر از همسفر سما، همسفر مریم و مسافر نوید به روش DST و دارو OT به مدت ۱۱ ماه و ۲۰ روز سفر کردند. هم اکنون ۲ سال و ۶ ماه است که با دستان پرمهر مهندس حسین دژاکام از بند مواد و نیکوتین آزاد و رها هستند. ورزش همسفر پریسا دارت است.
همسفر پریسا در جایگاه خدمتی مسئول حضور و غیاب، دبیری کارگاه، ورزشبان و دبیر دارت خدمت کردند. همچنین عضو لژیون سردار نیز هستند.
کنگره۶۰ تا چه اندازه توانست تفکر شما را در مورد اعتیاد و مصرفکنندگان موادمخدر تغییر دهد؟
من قبلاً در مورد مصرفکنندگان،، دید سطحی و انتظار زیادی از آنها داشتم و هیچ وقت به چشم بیمار به آنها نگاه نمیکردم در مورد مصرف کننده خودم اگر بخواهم بگویم خیلی با او درگیر بودم که باعث ایجاد تنش در زندگی میشد. فکر میکردم خيلي بیمنطق است در صورتی که این طور نبود؛ زیرا راه درمان درستی وجود نداشته تا مسافر من از آن راه، درمان بشود؛ ولی از وقتی که به کنگره۶۰ آمدم نگاه من به مصرفکنندگان طوری دیگر شده و آنها را بهعنوان يک بیمار در ذهن خود پذیرفتم.
به نظر شما خدمت کردن در کنگره۶۰ چه تأثیری بر کیفیت درمان در سفر دوم دارد؟
خدمت کردن در کنگره۶۰ یک ارزش است و چیزی که دارای ارزش باشد، بسیار گرانبها است و باید در این امر پافشاری کرد تا به آن چیز گرانبها دست پیدا کرد. خدمت کردن مختص افراد لايق و کاردان است هیچوقت کسانی که لايق نباشد نمیتوانند در کنگره۶۰ خدمت کنند. افراد دلسوز و مهربان میتوانند در امر خدمت کردن موفق باشند. خیلی از انسانها هستند که نمیتوانند به صورت فیزیکی در کنگره۶۰ خدمت کنند؛ اما در جشن گلریزان حسابی و با جان و دل کمک میکنند.
آیا بعد از رهایی باز هم نیاز هست در کنگره۶۰ بمانیم؟ یا آموزش لازم را دریافت کردهایم و دیگر نیازی به حضور در کنگره۶۰ نیست؟
حتماً باید در کنگره۶۰ باشیم تا به حال خوب دست پیدا کنیم. بسیاری هستند که بعد از دریافت گل رهایی دچار غرور میشوند و کنگره۶۰ را رها میکنند و متأسفانه دوباره برگشت میخوردند و به تاریکیها برمیگردند. مصرفکنندگان بعد از رهایی مانند یک نهال میشوند، اگر رسیدگی و خوب آبیاری نشوند خشک میشوند و از بین میروند؛ پس باید در کنگره۶۰ ماند.
به نظر شما اولين قدم برای خروج از ضدارزشها چه میتواند، باشد؟
اولين قدم برای خروج از ضدارزشها، توبه است. توبه هم نباید زبانی باشد؛ بلکه باید عملی باشد و تمام تلاش را کرد تا از تاريکیها به روشناییها رسید و مطمئناً هیچ تلاشی در نزد خدا بیجواب نیست؛ اگر برای خروج از ضدارزشها موانع زیادی وجود داشته باشد قدرتمطلق کمک میکند تا آن موانع برداشته شود؛ چون ضدارزش اغلب عادتهای ریشهدار یا مکانیزمهای دفاعی در ذهن و رفتار ما جا خوش کرده است. آگاهی بدون قضاوت شما نمیتوانید چیزی که وجود ندارد، تغییر دهید اولين قدم این است چه چیزی در زندگی شما ضدارزش است تا زمانی که ندانید ارزش چیست نمیتوانید ضد آن را شناسایی کنید.

این جمله که فرمانبردار خوبی نباشیم فرمانده خوبی نخواهیم شد از نظر جهانبینی چگونه تحليل میشود؟
اگر فرمان بردار خوبی نباشیم واقعاً نمیتوانیم موفق باشیم و این به مسئله غرور برمیگردد. کسانیکه غرور دارند نمیتوانند موفق باشند. غرور و تکبر مانع پیشرفت انسان است بهطور مثال اگر یک مصرفکننده موادمخدر به حرف راهنما خود گوش نکند چهطور میتواند انتظار داشته باشه که به رهایی برس؛ پس باید فرمان بردار خوبی باشد تا به حال خوب دست پیدا کند. فرمانبردار خوب بودن در اینجا به معنای پذيرش قوانین طبیعت، اخلاقی و اجتماعی است، اگر جهانبينی شما بر پایه آشوب، بینظمی و خودخواهی بنا شده باشد کسی نمیتواند در برابر قوانین، فرمانبردار درستی باشد در واقع نظم درونی او فرو پاشیده میشود و کسی که نظم درونی ندارد، هرگز نمیتواند در دنیای درون و بيرون فرمانده خوبی باشد.
از نظر شما چرا برای رسیدن به فرمانروایی شرط اول فرمانبرداری است؟
چون اگر فرمانبردار خوبی نباشیم، نمیتوانیم موفق باشیم. در کنگره۶۰ باید به حرف راهنما گوش کرد؛ چون او این راه را رفته، تجربه کسب کرده و هدایت شده است. چیزی که تجربه شده باشد سندی بدون نقص است در کنگره۶۰ باید دست از منم بودن برداریم تا به حال خوب و رهایی برسیم از نظر منطق در حرکت، بدون فرمان مقصد معنا ندارد. تصور کنید شما فرماندهای هستید که ارتش بزرگی دارید، اگر به سربازان خود بگویید حرکت کنید؛ اما نگویید به کدام سمت یا نگویید هدف چیست، بیمعنی میشود.
به نظر شما بزرگترین مانع در سفر اول برای رسیدن به رهایی چه میتواند باشد؟
فرمانبرداری نکردن است. اگر فرمانبرداری و خدمت نکنیم هیچ وقت نمیتوانیم موفق باشیم و این بزرگترين مانع است. فرمانبرداری نکردن مانع پیشرفت و ترقی در کنگره۶۰ است. مطیع فرمان راهنمای خود باشیم، دستورات راهنما برای ما حجت داشته باشد تا بتوانیم عبور کنیم. اگر فرمانبردار خوبی نباشید فرمانده خوبی نخواهید شد. این موانع در درون جهانبينی فرد شکل میگیرد قبل از اینکه فرد قدمی بردارد نافرمانی او را متوقف میکند. مسافری که میداند مسیر ناهموار است از سنگها نمیترسد؛ اما کسی که فکر میکند سفر باید یک پرواز آرام باشد با اولين سنگ در مسیر سفر را متوقف میکند این به این سبب است که ما هنوز فرمانبردار خوبی نشدهایم تا بتوانیم با این سختیها برخورد کنیم.
کلام پايانی شما را میشنویم؟
خدا را شکر میکنم که در کنگره۶۰ قرار گرفتم و توانستم سواد دانایی خود را بالا ببرم تا آموزش و تجربه کسب کنم. از مهندس حسین دژاکام سپاسگزارم که این بنا را برای ما محیا کردند. از راهنمایان خود تشکر میکنم و تلاش میکنم که انشاالله جایگاههای خدمتی کنگره۶۰ را یکی پس از دیگری کسب کنم. امیدوارم سفر اولیها به رهایی و حال خوش برسند و هر جایگاهی را که دوست دارند تجربه کنند.
عکاس: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون هشتم)
مصاحبهکننده: همسفر کلثوم رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون سوم)
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون دوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی کاسپین قزوین
- تعداد بازدید از این مطلب :
0