از تاریکی به نور آمدم، با عشق و امید، کنگره۶۰ به زندگیام جان تازهای دمید. با آموزش و ایمان رها گشتم ز درد، خورشید رهایی بر دلم تابید و خندید. گاهی با خودم فکر میکنم اگر آن روز با کنگره آشنا نمیشدم، امروز کجا بودم؟ شاید هنوز درگیر گذشته بودم، شاید هنوز خودم را باور نداشتم، شاید هنوز فکر میکردم راه برگشتی وجود ندارد؛ اما کنگره به من گفت: تو میتوانی برای کسی که امیدش را از دست داده، آغاز یک زندگی تازه باشی
در این مسیر فهمیدم هیچ معجزهای یک شبه رخ نمیدهد؛ باید حرکت کرد و آموزش دید، صبر کرد و قدم به قدم جلو رفتم. کنگره به من آموخت زندگی ارزش جنگیدن دارد. یاد داد که انسان میتواند از دل تاریکی بیرون بیاید و دوباره خورشید را ببیند. امروز اگر لبخند میزنم، اگر در مورد آینده تفکر میکنم، اگر برای فردای بهتر تلاش میکنم، بخشی از این امید را مدیون مسیری هستم که در کنگره۶۰ آغاز کردم.
یاد گرفتم صبر کنم، آموزش ببینم و قدم به قدم خودم را پیدا کنم. امروز بیشتر از گذشته قدر زندگی، خانواده و آرامش را متوجه میشوم. بعضی وقتها آدم؛ باید گم شود تا خودش را دوباره پیدا کند. من هم روزهایی را پشت سر گذاشتم که فکر میکردم دیگر آرامش به زندگیام بر نمیگردد؛ اما امروز میفهمم هیچ پایانی، پایان راه نیست.
کنگره۶۰ به من یاد داد که تغییر از یک قدم کوچک شروع میشود. امروز هنوز در مسیر قرار دارم و یاد میگیرم و هنوز امیدوارم؛ اما یک چیز را خوب فهمیدهام زندگی ارزش جنگیدن دارد. خودم نیز از درمان مسافرم ناامید شده بودم او هر کاری میکرد نمیتوانست خودش را از بند اعتیاد رها سازد؛ اما سرگذشت ما تغییر کرد و کنگره در مسیر زندگیمان قرار گرفت. بسیار بسیار خداوند را شاکرم که ما هم توانستیم مانند تمامی رها شدگان کنگره۶۰ به حال خوش برسیم.
نویسنده: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون پنجم)
رابط خبری: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون پنجم)
ویراستاری: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون هشتم) دبیر سایت
ارسال: همسفر فرزانه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کاشمر
- تعداد بازدید از این مطلب :
24