English Version
This Site Is Available In English

از اسارت تا فرماندهی: روایت یک تحول

از اسارت تا فرماندهی: روایت یک تحول

شما خود باید معلمی باشید که از استواری شما، انسان‌های دیگر آموزش ببینند و این در اصل یک تصفیه است که ناخالصی‌های هر موجود باید از آن جدا شود تا با حجم کمتر اما محتوای غنی به پرواز درآید. انتخاب با شماست. این کلمه انتخاب با تکرار برای عموم است، راه مشخص شده و تلاش در آن، یاری به دیگران محسوب می‌شود. از این وقت‌های طلایی استفاده کنید تا به عروج نزدیک شوید.

راهنما مسافر زهرا از لژیون ویلیام در دل‌نوشته خود بیان کردند:
امروز می‌خواهم از سفری بگویم که برای من از اعماق تاریکی آغاز شد؛ از روزهایی که اسیر دود قلیان بودم و از خودم فاصله گرفته بودم. آن روزها قلیان فقط جسم من را تخریب نمی‌کرد؛ بلکه روح و روان من را هم کدر کرده بود. در آینه، چهره‌ای خسته و غریبه می‌دیدم؛ تیرگی لب‌ها، کدر شدن پوست و بی‌رمقی، حکایت از تخریبی بود که در وجودم اتفاق افتاده بود.

خستگی و بی‌حوصلگی باعث شده بود در برابر خدمت به همسر و فرزندانم، آرامش و توانایی‌ یک انسان معمولی را نداشته باشم، گاهی محبت و ارتباط با فرزندانم در غبار دود و خستگی گم شده بود، تا این‌که اذن ورود به لژیون ویلیام‌وایت برای من صادر شد. در کنگره یاد گرفتم که درمان فقط قطع مصرف نیست؛ باید از ریشه تغییر کنیم و ساختارهای وجودی‌ خود را اصلاح کنیم. با متد DST و آدامس نیکوتین، سفر خود را آغاز کردم و قدم‌به‌قدم پیش رفتم.

اولین تغییری که در من ایجاد شد، تغییر در ظاهر و پوشش بود. یاد گرفتم لباس سفید و آراسته فقط یک پوشش نیست؛ بلکه نمادی از احترام به خود و دیگران است، در لژیون، آرام‌آرام یاد گرفتم با خودم و اطرافیانم مهربان‌تر باشم. هرچه جلوتر رفتم، تغییرات جسمی و روحی را بیشتر احساس کردم؛ اما بزرگ‌ترین معجزه، تغییر درونم بود. دوباره توانستم محبت خود را به فرزندانم منتقل کنم، خشم و بی‌حوصلگی از زندگیم حذف شد و آرامش بیشتری را در کنار عزیزانم تجربه می‌کردم.

وقتی به دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» فکر می‌کنم، می‌بینم که این مسیر دقیقاً داستان زندگی من است. سال‌ها فرمانبردار نیکوتین بودم؛ هر زمان که فرمان می‌داد، مصرف می‌کردم و زندگی‌ام را با خواسته‌های او تنظیم می‌کردم؛ اما در کنگره یاد گرفتم برای رسیدن به فرماندهی، ابتدا باید فرمانبردار خوبی باشم. چَشم‌گفتن به آموزش‌های راهنما، رعایت قوانین، نوشتن سی‌دی، نظم در سفر و حضور منظم در جلسات، تمرین‌هایی بودند برای این‌که از منیت فاصله بگیرم و به فرمان عقل نزدیک‌تر شوم.

امروز می‌دانم کسی که فرمانبرداری را یاد نگرفته باشد، نمی‌تواند فرمانده خوبی باشد. من باید ابتدا فرمانده جسم، روان و احساسات خودم باشم تا بتوانم در امورات زندگی نیز نقش درست و سازنده‌ای داشته باشم. اکنون به این باور رسیده‌ام که نباید به‌جهت ضدارزش‌ها قدم بردارم، می‌خواهم با کمک عقل، آموزش و کسب دانایی، فرمانده شهر وجودی خود باشم، رهایی از بند نیکوتین برای من؛ مقدمه‌ای بود برای رهایی از خشم، منیت، ترس و ناآگاهی.

از آقای مهندس و همه کسانی‌که مسیر درمان ویلیام‌وایت را برای ما فراهم کردند، سپاسگزارم. خوشحالم که در این مسیر دوباره توانستم خودم را پیدا کنم و مادر و همسری آرام‌ و شایسته‌ برای خانواده‌ خود باشم.

امیدوارم بتوانم همیشه در مسیر آموزش و فرمانبرداری از عقل حرکت کنم و روزبه‌روز به فرماندهی واقعی شهر وجودی خود نزدیک‌تر شوم.

رابط‌خبری: مسافر محبوبه رهجوی راهنما مسافر زهرا (لژیون ویلیام)
عکس: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون دوم)
نویسنده: راهنما مسافر زهرا (لژیون ویلیام)
ویرایش: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون دوم) دبیر سایت
ارسال: راهنمای تازه‌واردین همسفر اکرم نگهبان سایت
همسفران نمایندگی زال‌پارس مشهد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .