انسان در هر مسیر باید تغییر کند که ابتدا باید آگاهی و دانش کسب نماید، بعد حرکت کند و این حرکت و تغییر بایستی در تمام سطوح باشد.
یک شاگرد وقتی وارد کنگره میشود، باید در ظاهر و باطن تغییر کند؛ وقتی تغییر کرد، رفتار و کردار او نشان میدهد که تغییر صورت گرفته است یا نه و خود ما متوجه تغییر میشویم؛ همانطور که یک مسافر با قطع مصرف مواد و استفاده از OT، تغییرات در او شروع میشود و میتوان در مسئولیتپذیری و خواب او، این تغییرات را مشاهده کرد.
انوار الهی، سمبل پاکی و خوبیها و نشانه پیشرفت است.
در سوره فجر (فجر به معنای روشنایی و پایان تاریکی میباشد.) خداوند میفرماید: «وَالْفَجْرِ، وَ لَيَالٍ عَشْرٍ، وَ الشَّفْعِ وَ الْوَتْرِ، وَ اللَّيْلِ إِذَا يَسْر»؛ قسم به صبح و روشنایی، قسم به شبهای دهگانه، قسم به جفتوطاق و قسم به شب هنگامیکه سپری میشود.
تمام یادگیریهای انسان بر مبنای شفع و وتر میباشد. زمانیکه کسی را شفیع خود قرار میدهیم؛ مثلاً میگوییم: رسول خدا ما را شفاعت کند، درصورتی ما را شفاعت میکند که طبق رفتار او عمل کنیم؛ یعنی باید تمام گفتههای او را انجام دهیم، آن موقع رستگار میشویم. اینطور نیست که خلاف، فساد و دزدی کنیم، بعد انتظار شفاعت داشته باشیم. موقعی با او شفیع خواهیم شد که به او وصل و شبیه او شویم.
در کنگره نیز راهنما شفیع رهجو میباشد؛ یعنی رهجو باید با راهنما جفت شود و به دستورات او عمل کند. هر آنچه آموزش میبینیم و هستی را بهوجود میآورد، بر مبنای شفع و وتر است. در زندگی نیز پدر و مادر همینطور هستند، شفع میشود دو و وتر یک که با هم مثلثی را تشکیل میدهند؛ مثل پدر، مادر و فرزند؛ پس در اینجا شفع و وتر فقط بهمعنای جفتوطاق نیست؛ بلکه یعنی سیستمی که تمام حیات و خلقت بر مبنای آن کار میکند.
وَالْفَجْرِ؛ یعنی قسم به نوری که مثل انفجار وارد میشود، اگر شب بخواهد پایان یابد و تبدیل به روشنایی شود، باید شفع و وتر باشد؛ برای مثال، اعتیاد یک نوع تاریکی، ظلمت و لیل است و برای رهایی از آن، باید برای شخص، شفع و وتر بهوجود بیاید؛ یعنی حتماً یک شخص یا راهنمایی باشد که هدایتش کند.
آقای مهندس هم همینطور بودند؛ استادانی داشتند که شفیع ایشان شدند که با وصل به آنها و آموختن جهانبینی توانستند شب را پشتسر بگذارند؛ پس اگر شب بخواهد تبدیل به فجر شود، باید شفیع پیدا شده و وارد عمل شود. شفیع ممکن است هرکسی باشد؛ راهنما یا پدر و مادر که ما را هدایت میکند و باید به حرف او کاملاً توجه کنیم.
در آیه دیگری میگوید: آیا در این قسمها، چیزی برای صاحبان خرد هست؟ یعنی فقط صاحبان خرد معنی این آیات را میفهمند. قرآن کتابی است که ما را راهنمایی مینماید و همه مطالب را بهصورت خلاصه و با مفهوم کامل بیان میکند.
اگر ما بخواهیم تغییر کنیم و در صراط مستقیم باشیم، انوار به طرف ما میآیند؛ همان الهام فجور و تقوا که به وسیله انوار است. انوار باید در وجود ما تجربه و تجزیه شود تا آنها را درک و احساس کنیم و باید مسیر خود را اصلاح کرده و خسارتی که زدهایم را جبران نماییم. از چه کسی باید جبران خسارت کرد؟ ابتدا باید از خودمان جبران خسارت کنیم؛ چون بیشترین خسارت را به جسم خود زدهایم، با از بینبردن ریه به وسیله سیگار کشیدن. گاهی اوقات با خودمان قهر هستیم و خودمان را دوست نداریم. کسی که بهصورت وحشتناک مواد یا الکل مصرف میکند، خودش و جسمش را دوست ندارد؛ چراکه اگر دوست داشت این کارها را نمیکرد؛ پس اول جبران خسارت به خودمان، بعد به خانواده و سپس به اجتماع و باید درطول حیات زمینی خود را به درجه بالایی برسانیم.
ذکر، بهمعنی یادآوری است. «فَذَكِّرْ إِنَّمَا أَنْتَ مُذَكِّرٌ»؛ یعنی بهیاد بیاور، تو فقط یادآورنده هستی. وقتی بهخاطر آورد، باعث میشود مطالب را اول خودش جذب و قبول کند تا در درجه بعد بتواند دیگران را راهنمایی نماید؛ پس ابتدا باید خودمان یاد بگیریم، قبول کنیم، بپذیریم و خود را باور داشته باشیم، آن موقع میتوانیم راهنما شویم و راهنمایی نماییم، تا زمانیکه این اتفاق نیفتد راهنما نمیشویم.
قدرت و توانایی در دانستن تنها نیست، باید به دانستههای خود عمل کنیم، چون آبروی علم به عمل آن میباشد؛ مثلاً میدانیم غیبت بد است، اما به باور خود عمل نمیکنیم. دانش، به گفتن و داشتن نیست؛ بلکه چیزی میباشد که به نتیجه برسد و عملکردی اثرگذار داشته باشد. وقتی راهنما به نتیجه رسید و خود به درمان دست یافت، حرفش بر رهجو اثر دارد و میتواند نفوذ کند؛ چون عمل کرده است، اما اگر عمل نکرده باشد، سخنش هیچ اثری نمیتواند داشته باشد.
نویسنده: همسفر مهدیه رهجوی راهنما همسفر ریحانه (لژیون ششم)
رابط خبری: همسفر الهام رهجوی راهنما همسفر ریحانه (لژیون ششم)
ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون هفتم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی وکیلی یزد
- تعداد بازدید از این مطلب :
12