سیزدهمین جلسه از دوره نهم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی صبا به استادی مسافر حسین، نگهبانی مسافر حسین و دبیری مسافر رضا با دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
سخنان استاد:
سلام دوستان حسین هستم مسافر؛ قبل از هر چیزی تشکر میکنم از بنیان کنگره ۶۰ مهندس دژاکام و تمام خدمتگزاران کنگره که این بستر را فراهم کردند تا کنار هم جمع بشویم، آموزش بگیریم و به درمان برسیم و علاوه بر درمان علم زندگی کردن را نیز بیاموزیم. همچنین تشکر میکنم از ایجنت محترم، مرزبانان عزیز و راهنمای خوبم آقا کامران که این فرصت را به من دادند تا در این جایگاه قرار بگیرم و تجربه کسب کنم. قبل از کنگره، زندگی کردن را بلد نبودم و فکر میکردم زندگی یعنی کار کردن، راضی نگه داشتن خانواده، پول درآوردن و به تفریح پرداختن. با ورود به کنگره بود که با علم زندگی آشنا شدم و فهمیدم زندگی کردن فقط پول درآوردن و خرج کردن آن نیست. با وجود اینکه بیش از یک سال و نیم است که به کنگره آمدهام، فکر میکنم که هنوز ۱۰ درصد هم علم زندگی را یاد نگرفتم و راه خیلی طولانی در پیش دارم. به هر حال خوشحال هستم که راه را پیدا کردهام و مطمئنم میتوانم در این مسیر زندگی به آرامش و آسایش برسم. یکی از مهمترین دستورالعملها برای فراگیری این آموزشها همین دستور جلسه امروز است، یعنی از فرمانبرداری تا فرماندهی. من مسافر هر چه قدر که این فرمانبرداری را درست انجام بدهم، به همان اندازه میتوانم به نتیجه مطلوب برسم. این بستگی به خود من دارد که چقدر میتوانم این آموزشها و علمی که از طریق راهنما به من منتقل میشود را اجرایی نمایم.

قبل از کنگره نمیدانستیم که چرا فرمانبرداری اینقدر مهم است و اصلاً نمیدانستیم که فرمانبرداری چه هست. قبل از کنگره اصلاً نمیتوانستیم درک بکنیم که تمام فعل و انفعالات جسم ما در دست خود ما است و نمیتوانستیم تصمیم بگیریم که چه کار باید بکنیم و چه کار نباید بکنیم. قبل از ورود به جهان اعتیاد و مصرف کننده شدن، یک سری از این چیزها را میدانستم اما نه به طور دقیق ولی با ورود به جهان اعتیاد همین یک مقدار اختیار هم از من گرفته شد و فکر میکردم که زندگی عادی به همین صورت است. در اواخر مصرف کارهایی را که به صورت روزمره انجام میدادم، دیگر قادر به انجام آنها نبودم و فکر میکردم به خاطر بالا رفتن سن بوده که این مشکلات به وجود آمده است. وقتی که وارد کنگره شدم، فهمیدم که مشکل از کجاست و این مواد مخدر است که اختیار را از من گرفته و فرماندهی به دست مواد افتاده است. برای مثال وقتی میخواستیم با خانواده به مسافرت برویم، همیشه در طول شب حرکت میکردیم، چرا که من باید قبل از حرکت حتماً مواد مصرف میکردم تا بتوانم رانندگی کنم. این به خاطر اختیاری بود که مواد از من گرفته بود، در صورتی که یک فرد عادی شب را میخوابد و صبح اول وقت حرکت میکند. برای اینکه بتوانیم فرماندهی خود و اختیارات از دست رفته را به دست بگیریم، باید فرمانبردار خوبی باشیم و فرمانهایی که در سفر اول به ما میدهند، مانند خوردن دارو رأس ساعت، حضور به موقع در جلسات و نوشتن سیدیها را به درستی انجام بدهیم. در سفر دوم هم این مسائل باید ادامهدار باشد و فکر نکنیم که با اتمام سفر اول همه چیز تمام شده است. در سفر دوم هم باید با راهنما در رابطه با مسائل و مشکلاتی که برایمان پیش میآید، مشورت کنیم و از فرمانهای او اطاعت کنیم، تا بتوانیم آرام آرام به فرمانده لایقی برای جسم خود تبدیل بشویم و بتوانیم به صلح و آرامش درونی برسیم. امیدوارم که همه ما به این درک برسیم. ممنون که به صحبتهای من گوش کردید.
عکس: مسافر ابوالفضل
تایپ و ارسال: مسافر مجتبی
خدمتگزاران سایت نمایندگی صبا
- تعداد بازدید از این مطلب :
31