بسیار خرسندیم که فرصتی فراهم شد تا در حضور راهنمای محترم، همسفر علی، مسافر و راهنمای لژیون تغذیه سالم باشیم و بیشتر با اهداف این لژیون و رهنمودهای ارزشمند ایشان آشنا شویم
.jpg)
در ابتدا لطفاً خودتان را معرفی کنید؟
سلام دوستان علی هستم مسافر لژیون تغذیه سالم،با ۹۸ کیلوگرم وارد لژیون تغذیه شدم،یازده ماه و بیستوسه روز به روش دژاکام سفر کردم؛ با راهنماییمسافر مهدی از لژیون یکم پارک نیلوفر آبی،۳۰ کیلوگرم کاهش وزن داشتم و اکنون حدود یکسالوششماه است که آزاد و رها هستم.
آغاز آشنایی شما با دنیای تغذیه سالم چگونه بود؟
از چه لحظهای متوجه شدید که مدیریتِ آنچه بر سفره میآید، تنها یک بحثِ وزنکاهی نیست، بلکه بخشی از مسیر رهایی و بازگشت به تعادل است؟در ابتدا که مرزبان پارک بودم، لژیونهای تغذیه سالم را میدیدم و برایم بسیار جالب بود. بارها سعی کردم در آنها شرکت کنم، اما موفق نبودم. اکنون که به آن روزها نگاه میکنم، احساس میکنم گاهی انسان برای فهمیدنِ حقایق، نیاز دارد دردی را متحمل شود. در ادامه به بیماریای دچار شدم که همین اضافه وزن، آن را تشدید کرد و باعث شد روند بهبودم بسیار کند شود. همانجا بود که تلنگر عمیقی به من خورد: «علی، تو باید حتماً سفر تغذیه سالم را آغاز کنی.» با وجود اینکه در دوران خدمت سربازی بودم، به هر شکلی که بود با سیدیها و لژیون پارک، مسیر را شروع کردم و خدا را شکر که ثمرهاش را دیدم.
در کنگره ۶۰ تأکید میشود که برای رسیدن به آرامش، داشتنِ جسمی سالم یک ضرورت است. این پیوند میان "سلامتِ جسم" و "آرامشِ ذهن" از دیدگاه شما چه معنایی دارد؟
ما در کنگره یاد گرفتهایم که وقتی انسان مشکلی ندارد یا مشکلاتش را تا حدودی مرتفع کرده، به آرامش نسبی میرسد. جسمِ ما، همان چیزی است که خیلی وقتها به آن بیتوجهی میکنیم؛ اما زمانی که مشکلی برایش پیش میآید و درد به سراغمان میآید، حاضریم هر کاری بکنیم تا دوباره به تعادل برگردیم. به همین دلیل است که سلامت جسم، دقیقاً در راستای آرامش ذهن و آرامش زندگی است.
«بسیاری از مردم "تغذیه سالم" را با کلماتی مثل "حذف"، "محرومیت" و "سختگیری" اشتباه میگیرند. از نظر شما، تفاوت میان "رژیمهای سخت و موقت" با "سبک زندگیِ تغذیهایِ سالم" به روش دژاکام در چیست؟
همانطور که اشاره شد، تغذیه سالم و روش دژاکام، یک سبک زندگی است، نه یک حرکت موقت یا رژیمِ مقطعی. سایرِ روشها اغلب نگهدارنده هستند و حتی گاهی آسیبزا؛ اما در تغذیه سالم، ما صرفاً آگاهی پیدا میکنیم. علمی که به عمل تبدیل میشود؛ یاد میگیریم که چطور غذا بخوریم، چه زمانی بخوریم و به چه مقدار بخوریم. این همان مثلثِ ستونِ تغذیه سالم است که ما را به داناییِ مؤثر میرساند؛ تا جایی که حتی آدابِ سرِ سفره نشستن را هم میآموزیم.
«در دنیای پرشتاب امروز، بسیاری از افراد صبحانه را نادیده میگیرند. نگاه شما به اهمیتِ وعدهی صبحانه چیست؟
صبحانه و تمام وعدههای غذایی اهمیت فوقالعادهای دارند. اگر هر کدام از این وعدهها حذف شود، نظم بدن به هم میریزد. صبحانه یکی از اصلیترین وعدههاست؛ چرا که بدن پس از چندین ساعت استراحت، برای شروعِ فعالیت به انرژی نیاز دارد، درست مانند ماشینی که برای حرکت به بنزین نیاز دارد. خیلی از افراد با حذفِ صبحانه، دچار مشکل میشوند؛ در حالی که در لژیون تغذیه میبینیم کسانی که با برنامه، صبحانه میخورند، وزنشان هم کاهش مییابد. این نشان میدهد که کاهش یا افزایش وزن، ربطی به «کمخوردن» یا «نخوردن» ندارد، بلکه همه چیز در گروِ «نظم» است. اگر بدن در شرایطِ منظم قرار بگیرد، کاهش یا افزایش وزن به سهولت اتفاق میافتد.
بر اساس روش دژاکام و تجربیات خود، چه توصیهای درباره مقدار و زمانبندی مناسب مصرف آب برای بهبود سلامت دارید؟
خوردنِ آب در روش دژاکام بسیار مورد تأکید است و تأثیر شگفتانگیز آن را همه حس میکنند. اما مسئله اینجاست که مصرف آب باید در زمان مناسب باشد؛ نوشیدن آب همراه با غذا، نه تنها کمککننده نیست، بلکه تخریبگر هم هست. همانطور که آقای مهندس فرمودهاند، یک ساعت قبل و دو ساعت بعد از غذا نباید آب نوشید؛ چرا که آب، قدرتِ اسیدِ معده را برای هضم کاهش میدهد. همچنین مصرف بیش از حدِ چای، قهوه و نسکافه، باعث دفع آب از بدن میشود و نیازِ بدن به آب را پنهان میکند.»
چرا به نظر شما اکثر رژیمهای غذایی با شکست مواجه شده و وزن دوباره بازمیگردد؟
ریشهی اصلی این شکستها را در چه چیزی میبینید؟رژیم غذایی بحث دیگری است. در اصل وقتی به ریشه نگاه میکنید، میبینید بدن انسان را با یک گِلِ کوزهگری اشتباه گرفتهاند و میخواهند هر حالتی که دلشان میخواهد را بدون در نظر گرفتن بسیاری از مسائل به این بدن تحمیل کنند؛ هر زمان که میخواهند بزرگش کنند یا چاقش کنند، و هر زمان که میخواهند لاغرش کنند. در صورتی که بدن انسان مکانیزم بسیار پیچیدهای دارد که ما هنوز خیلی از آن را نمیدانیم؛ شاید هنوز تنها به ده درصد از این ساختار پی برده باشیم و نود درصد آن پنهان است. با این حساب، چطور به خودمان اجازه میدهیم برای این بدن تصمیمگیری کنیم؟ اصلاً ما در قبال بدن خودمان تصمیمگیرنده مطلق نیستیم.در روش دژاکام، ما فقط بدن انسان را در یک چارچوب قرار میدهیم؛ آن را در مثلث تغذیه جای میدهیم و دقیقاً مثل امواج رادیویی، بدن را روی فرکانسی تنظیم میکنیم که خودش چربیها را دور بریزد. یعنی در تغذیه سالم و لژیون تغذیه، چیزی بهعنوان «چربیسوزی» نداریم؛ چربیها توسط خودِ بدن دور ریخته میشوند و ما کارهای نیستیم.همینطور برای بحث اضافه وزن، ما بدن را در فرکانس یا چارچوبی قرار میدهیم که جذب مواد عالی و مواد اولیه بالا برود و در این صورت فرد وزن میگیرد. وگرنه ما در حدی نیستیم که بخواهیم برای این جسم پیچیده تصمیمگیرنده باشیم و هر کاری که دلمان خواست با او بکنیم.
چه افرادی را برای شروع این سفرِ تغییر، دعوت میکنید؟
آیا این مسیر تنها مختص کسانی است که با چالشِ اضافه وزن روبرو هستند و صرفاً لژیون کاهش وزن است و یا کسانی که کمبود وزن هم دارند میتوانند شرکت کنند؟طبق قوانینی که آقای مهندس برای لژیون تغذیه وضع کردهاند، افرادی که بالای ۱۵ کیلوگرم اضافه وزن یا زیر ۱۵ کیلوگرم کمبود وزن دارند، میتوانند در این لژیونها شرکت کنند و واقعاً ضروری است که این سفر تغذیه سالم برای رسیدن به تعادل جسم انجام شود.اما توصیه من برای افرادی است که اضافه وزن یا کمبود وزن کمتری دارند (مثلاً هفت، هشت یا ده کیلو)؛ سعی کنند سیدیهای مربوطه، مثل «ساختمان جسم ۱ تا ۶»، «اضافه وزن ۱ تا ۴»، «تشنگی»، «کلسیم» و سایر سیدیهایی که آقای مهندس درباره جسم صحبت کردهاند را گوش کنند و سبک زندگیشان را تغییر دهند. زیرا ممکن است بعضی افراد اضافه وزن یا کمبود وزن شدید نداشته باشند، اما تغذیه نادرست و بینظم باعث شود که انسان درگیر بیماریهای دیگر و حتی بیماریهای صعبالعلاج شود. وقتی به ریشه نگاه میکنیم، متوجه میشویمتمام اینها از نحوه غذا خوردن و عدم نظم و ترتیب در وعدههای غذایی نشأت میگیرد
«اگر بخواهید آموزههای خود را در قالب سه اصل یا سه جمله ساده، به عنوان یک نقشهی راه برای زندگی سالم به دیگران هدیه دهید، آن سه جمله چه خواهند بود؟
قطعاً سه اصلِ «مثلث تغذیه سالم» (غذای مناسب، به میزان مناسب، در زمان مناسب) کلید اصلی است. هر کسی که میخواهد بداند آیا مسیرش درست است یا خیر، کافی است این سه اصل را روی وعده غذاییاش تطبیق دهد. اگر زمان، میزان و نوع غذا مناسب باشد، مسیر درست است. اما گاهی میبینیم فرد ساعت ۱۱ یا ۱۲ شب، دو پرس چلوکباب میخورد؛ اینجا وقتی این مثلث را روی این وعده میگذاریم، میبینیم که زمان مناسب نیست. ساعت ۱۲ شب که من غذا میخورم، قطعاً بعدش قرار است به خواب بروم؛ در حالی که در تغذیه سالم تأکید میشود که تا دو ساعت بعد از غذا نباید خوابید، چون هنوز هضم انجام نشده است. ضلع «میزان مناسب» هم که مشخص است؛ دو پرس برای وعده شام بسیار زیاد است. بنابراین تنها ضلعی که شاید رعایت شده، ضلع «غذای مناسب» است (چون چلوکباب غذای بدی نیست)، اما وقتی دو ضلع دیگر رعایت نشود، کل فرآیند آسیبزا میشود.
«پیام شما به کسی که در میان ناامیدی است و میگوید: "هر تلاشی میکنم، تغییری در بدنم نمیبینم" چیست؟
چگونه میتوان به او کمک کرد تا دوباره به مسیرِ نظم و تداوم بازگردد؟توصیه من به این عزیزان این است که به «مثلث دانایی» توجه کنند، چرا که تغییر فقط با آگاهی و دانایی اتفاق میافتد. مثلث دانایی میگوید: «تفکر کن، تجربه کسب کن و آموزش بگیر». اگر این سه مؤلفه با هم اتفاق نیفتد، قطعاً تغییری هم در من رخ نخواهد داد.
کلام آخر: در پایان، از همه شما سپاسگزارم و به بچههای بخش سایت نمایندگی شفای مشهد خداقوت میگویم. امیدوارم انسانهایی که درگیر این مسئله هستند — چون خودم هم روزی جزوی از این افراد بودم — راه حل را پیدا کنند. انسان وقتی گرفتار مشکلی است، هر لحظه به آن فکر میکند، اما گاهی فراموش میکند که راه حل در یک قدمی و در نزدیکی خودش است.لژیونهای تغذیه سالم به نظر من راه حل تمام آن مشکلات جسمی است که هر روز و هر لحظه ذهن ما را درگیر کرده، اما فراموششان کردهایم. به قول دکتر امین، زمانی که انسان به تاریکی میرود، فراموشی هم به سراغش میآید؛ و دیدن نور، یعنی اینکه من دوباره راه حل را ببینم، در لژیونهای تغذیه جسم شرکت کنم و به آن رهایی و تعادلی که مدنظر هر انسانی است، برسم. متشکرم.
مرزبانخبری: مسافر احمد
تنظیم و ارسال خبر: مسافر علیاصغر
- تعداد بازدید از این مطلب :
70