جلسه اول از دوره سی و سوم سری کارگاه های آموزشی، عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی رودهن ویژه مسافران و همسفران آقا با استادی مسافر سلیمان، نگهبانی مسافر محمد رضا و دبیری مسافر طهمورث با دستور جلسه «از فرمان برداری تا فرماندهی » در روز چهارشنبه هجدهم شهریور ماه سال ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان سلیمان هستم مسافر، خدا را شکر که بار دیگر این فرست به من داده شد تا در این جایگاه خدمت کنم، از خداوند میخواهم که بر زبان همه ما چیز هایی را جاری کند که هم جلسه پر انرژی بشود و هم آموزش بگیریم، از آقای نگهبان و دبیر محترمشان ممنونم که اجازه دادند امروز در خدمت شما باشیم.
از فرمان برداری تا فرماندهی، وقتی به این موضوع فکر می کنم انگار که می خواهد از من یک فرمانده جنگی بسازد ولی اصل موضوع این است که ظاهرا کنگره، یک کارهایی می خواهد روی من انجام دهد برای این که مطلب را بهتر بیان کنم می خواهم یک داستانی را بیان کنم؛ تقریبا پانصد و بیست و شش سال پیش میکلانژ از یک تخت سنگ پنج متری که افتاده بود روی زمین و هیچ کس توجهی به آن نمی کرد یک مجسمه ایی از حضرت داوود می سازد یک تیکه و با جزعیات کامل، سی صد سال در هوای آزاد و زیر باران بوده است والان داخل فلورانس در موزه قرار گرفته، در حال حاضر مردم صف می ایستند تا آن مجسمه را ببینند، این مجسمه را چهار سال زمان برد تا تکمیل کند بعد آن شهردار شهر می آید تا از او تشکر کند، مجلسی تشکیل می دهند و در آنجا شروع می کنند سوال کردن که چه اتفاقی افتاد، سنگی که صنبل زمختی و زشتی بود چگونه داوودی به این زیبایی ساخته ایی، گفت؛ داوودی به این زیبایی از ابتدا در دل این سنگ خوابیده بود من فقط اضافه های آن را برداشتم هر کدام از ما یک زیبایی در وجودمان هست، ظاهرا کنگره می خواهد آن زیبایی را نمایان کند، حال برای این کار به چه چیزی نیاز دارد؛ درواقع جدا از این که می خواهد یک سلیمان زیبا از درون من بیرون بیاید، در انتها می خواهد زندگی زیبا تری داشته باشم، یکی از مهم ترین اصل برای این که من زندگی زیبا تری داشته باشم این است که چشم زیبا بین داشته باشم، جدا از این دو چشم یک چشم دیگر نیز داریم، خرد چشم جان است چون بنگرید، اندیشه و خرد ما به این سادگی تغییر نمی کند زندگی ما هر چه بوده زاییده آن تفکرات سابق ما بوده، کنگره در کنار OT که می خواهد جسم ما را تعمین بکند یک سری CD دارد، کلاس های جهان بینی دارد و کلاس های سردار دارد این ها را قرار داده است که چشم جانمان باز شود و ما بدانیم چگونه زیبایی درون مسایل زندگی مان را ببینیم، برای ان که بتوانیم زیبا تر زندگی را ببینیم و زیبا تر زندگی کنیم باید کمک بگیریم از منبع اصلی؛ همانطوری که جناب مهندس این کار را می کنند، که ببنیم نظر خدا چیست ، که من ببینم از کجا باید شروع بکنم، کلام الله با "بسم الله رحمان رحیم" آغاز میشود، خب به ما چه ربطی دارد، این جمله دارد خصلت خدا را بیان می کند، همان کلام الله می گوید همه ما از خدا هستیم، یعنی چه ؟

آب پرتقال همان عطر و همان خاصیت پرتقال را دارد، وقتی من از خدا هستم پس باید عطر و طعم خدا را داشته باشم، پس آن خصلت هایی که در کلام الله گفته می شود درواقع دارد به من می گوید که تو باید آن خصلت ها را داشته باشی؛ از چی شروع می کند از بخشش ، مهربانی و شکر گزاری انگار ما در اینجا باید فوق دکترا بگیریم روی این سه موضوع، بخشندگی یک معنی عام دارد؛ یک قسمت آن این است که من از سر تقصیرات خودم و دیگران بگذرم و یک طرف قضیه این است که من بلد باشم از مال دنیا ببخشم، اصلا معلوم است که این کار انسان نیست آن چیزی که از مال دنیا می بخشیم یک سپر دفاعی تشکیل می دهد؛ در نظر بگیرید یک سرباز با سپری سنگین و فولادیی، آن مفهومی که از سر تقصیرات دیگران می گذریم یک حس سبک بالی به وجود می آورد انگار که این سپر سنگین نیست سبک تر می شود.
بخشیدن و کمک کردن برای این است که می خواهم چیزی به من برسد یا این که من می خواهم زندگی کسانی را تغییر دهم، تنها کسی که می تواند زندگی را تغییر دهد خود آن فرد است، تنها راهی که وجود دارد بتوانم ببخشم این است که به این نتیجه برسم کمک کردن و بخشیدن مثل نفس کشیدن و مثل غذا خوردن جزو واجبات است.
یکی از بهترین لطف های خداوند این است که اطرافیان را نیازمند کند، به واسطه این که من بتوانم کمک کنم یعنی؛ یک پنپ بنزین برایم قرار داده است که اگر کسی نیازمند شد کمک اش کنم.
از این که به من فرست صحبت کردن دادید از همه شما ممنونم.
عکاس: مسافر منصور
تایپیست: همسفر سامیار
ویرایش: مسافر طهمورس
تنظیم و ارسال: همسفر یوسف
- تعداد بازدید از این مطلب :
727