English Version
This Site Is Available In English

اضداد آمده‌اند تا در ما تکانه ایجاد کنند

اضداد آمده‌اند تا در ما تکانه ایجاد کنند

جلسه دوم از دوره سوم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی کمال‌الملک تهران به استادی راهنما همسفر سمیه، نگهبانی همسفر افسانه و دبیری همسفر صدیقه با دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» روز سه‌شنبه ۱۷ شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خداوند را سپاس که خود تله درست می‌کند و بعد از آن‌که خوب به تله افتادی با ترفندهایی که خود می‌داند بیرون می‌آورد و ما هم که بنده‌ او هستیم؛ باید سپاسگزار او باشیم که عاقبت نجات پیدا می‌کنیم. خیلی خوشحالم که در جمع شما همسفران هستم. از ایجنت، مرزبانان، راهنما همسفر زهرا، نگهبان و دبیر تشکر می‌کنم که به من اجازه دادند این جایگاه را تجربه کنم و در کنار شما در نمایندگی کمال‌الملک انرژی بگیرم و آموزش ببینم.

دستور جلسه این هفته «از فرمانبرداری تا فرماندهی» است. این هفته به‌کرات دعای کنگره۶۰ در ذهنم مرور شد. اگر از من بپرسند خلاصه‌ترین چیزی که می‌توان در آن نکات مهم و کلیدی آموزش‌های کنگره را پیدا کرد و از آن رمز و کد گرفت چیست؟ من می‌گویم دعای کنگره۶۰. در دعای کنگره به ما یادآوری می‌شود که ما از دل تاریکی‌ها آمده‌ایم؛ آمده‌ایم آموزش بگیریم و به سمت روشنایی‌ها حرکت کنیم، به فرمان عقل نزدیک شویم و در نهایت به جایگاهی برسیم که از آنجا انشعاب پیدا کرده‌ایم. این دستور جلسه برای من یادآور این است که این مسیر، مسیری الهی و جزئی از قوانین هستی است. قوانین هستی هیچ‌وقت تغییر نمی‌کنند و یکی از این قوانین، همین مسیر از فرمانبرداری تا فرماندهی است.

اگر به قصه انسان در خلقت نگاه کنیم، می‌بینیم که زمانی آغاز شد که خداوند به انسان حق انتخاب و اختیار داد؛ موضوعی که بارها در قرآن و همچنین در آموزش‌های کنگره به آن اشاره شده است. خداوند بزرگ‌ترین موهبت یعنی حق انتخاب و اختیار را به انسان داد و دو راه را پیش روی او قرار داد تا خودش انتخاب کند، آموزش بگیرد، توانایی‌هایش را پیدا کند، رشد کند و ذره‌ذره فرماندهی جسم، جان، روان و جهان‌بینی خودش را به دست بگیرد. ما زمانی که به هستی و حیات می‌آییم، برای آموزش و کسب تجربه می‌آییم؛ آموزش‌هایی که مانند یک امانت درون ما قرار می‌گیرند تا بتوانیم در ادامه مسیر و در جهان‌های دیگر نیز از آن‌ها استفاده کنیم.

وقتی خداوند حق انتخاب و اختیار را به انسان داد، در واقع فرماندهی را نیز به خودش سپرد. انسان آمد تا تاریکی را تجربه کند و در این مسیر دچار نقص فرمان شد. در داستان آدم و حوا، زمانی که فرمان خداوند نادیده گرفته شد و انسان از آنچه منع شده بود استفاده کرد، مسیر تجربه تاریکی آغاز شد. از همان‌جا یادگیری شروع شد. من فکر می‌کنم پایین آمدن انسان به این مرحله از خلقت، قهر خداوند نبود؛ بلکه لطف خداوند بود. فرصتی بود تا انسان در این جهان آموزش بگیرد، تجربه کند و ظرفیت‌ها و توانایی‌های درونی خودش را رشد دهد. آموزش‌های هستی برای من سمیه، خیلی وقت‌ها دردناک هستند. چرا؟ چون قرار است تغییراتی درون من ایجاد شود؛ تغییراتی که باید ذره‌ذره شکل بگیرند تا ماندگار شوند.

برای همین است که مسیر آموزش در هستی گاهی دردآور است؛ اما من به این دردها احتیاج دارم. امروز می‌توانم به این سختی‌ها به چشم لطف خداوند نگاه کنم؛ چون قرار است ظرفیت‌ها و توانایی‌های درونی من شکوفا شوند. خیلی وقت‌ها در بیرون از کنگره، دردها را لعنت خداوند می‌دانیم؛ اما امروز یاد گرفته‌ام که شاید همین دردها رحمت خداوند باشند؛ چون باعث می‌شوند من تغییر کنم و در مسیر تکامل قرار بگیرم.

آقای مهندس همیشه می‌فرمایند: ما به (رب، مربی و استاد) احتیاج داریم. بیرون از کنگره، پدر و مادر یا معلم می‌توانند نقش آموزش‌دهنده را داشته باشند و در کنگره، راهنما این نقش را بر عهده دارد. برای این‌که بتوانیم از تاریکی‌ها خارج شویم، شرط اول، فرمانبرداری است. همسفر عزیزمان در لژیون سردار گفتند که در تاریکی‌ها هم فرماندهی وجود دارد و هم فرمانبرداری؛ اما جنس آن تاریک و منفی است. در روشنایی‌ها نیز فرمانبرداری وجود دارد؛ اما جنس آن مثبت است. در تاریکی‌ها چون به خواب می‌رویم، درد، رنج و سختی‌هایی را که درون ما گره ایجاد می‌کنند را احساس نمی‌کنیم و حتی ممکن است برایمان لذت‌بخش باشند؛ اما وقتی وارد روشنایی می‌شویم، دوباره حس ما شروع به کار می‌کند و باید درد تغییر را با تمام وجود حس کنیم تا گره‌ها باز شوند.

در کنگره بارها و بارها آقای مهندس در سی‌دی‌هایشان گفته‌اند که باید اضداد وجود داشته باشند تا ما آموزش بگیریم. در سی‌دی «گردباد عظیم» نیز استاد می‌فرمایند: اضداد آمده‌اند تا در ما تکانه ایجاد کنند و باعث تغییر شوند. من برای این‌که بتوانم این تکانه‌ها را حس کنم؛ باید فرمانبرداری کنم. یک رهجو باید از راهنمای خودش فرمانبرداری کند؛ باید تسلیم باشد و بپذیرد و در خودش تشنگی برای آموزش ایجاد کند. اگر راهنما می‌گوید سی‌دی بنویس؛ باید بنویسم. اگر می‌گوید: سر ساعت در جلسه حضور داشته باش؛ باید سر ساعت حضور داشته باشم. چرا؟ چون قرار است از دل تاریکی‌ها بیرون بیایم. اگر می‌خواهم فرمانده خوبی باشم؛ باید فرمانبردار خوبی باشم.

در کنگره یاد گرفته‌ام که نیروی منفی فقط یک مورد نیست. برای من سمیه، چهار مورد بسیار مهم هستند: اول، جهل و نادانی خودم؛ باید بدانم که همه‌چیز را نمی‌دانم و باید بپذیرم که ممکن است راه را اشتباه رفته باشم. دوم، ماده و مادیات؛ باید یاد بگیرم خودم و دیگران را ببخشم و مفهوم بخشش را در زندگی، در کنگره و در لژیون سردار به اجرا دربیاورم. سوم، رفیق ناباب؛ باید بدانم با چه کسانی رفت‌وآمد می‌کنم و با چه کسانی می‌نشینم و برمی‌خیزم؛ چون قطعاً اطرافیان روی من تأثیر می‌گذارند. چهارم، القاء شیطان. اگر من توانایی‌های خودم را بالا ببرم و آموزش بگیرم، القاء نیروی منفی نمی‌تواند به‌راحتی روی من اثر بگذارد.

اگر منِ سمیه می‌خواهم فرمانده خوبی برای خودم باشم؛ باید فرمانبردار خوبی باشم. برای رسیدن به فرماندهی باید جسم، روان و جهان‌بینی من به تعادل برسند و این مسیر از فرمانبرداری و آموزش می‌گذرد. در کنگره به ما یاد داده‌اند که ابتدا باید آموزش بگیریم و سپس خدمت کنیم. در خدمت کردن هم نباید یادم برود رسالتم چیست و قرار است به کجا برسم؛ باید همیشه قصه ایاز را در ذهنم مرور کنم و به یاد داشته باشم که برای چه آمده‌ام و مقصد من کجاست. امیدوارم من هم بتوانم فرمانبردار خوبی برای کنگره باشم تا در نهایت فرمانده خوبی برای جسم، روان و جهان‌بینی خودم شوم.

مرحله ۳۰ سی‌دی همسفر شریفه رهجوی راهنما همسفر زهره

اهداء لوح به اعضاء لژیون سردار

مرزبانان کشیک: همسفر مائده و مسافر قاسم
تایپیست: راهنمای تازه‌واردین همسفر زهرا
عکاس: همسفر صدیقه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: راهنمای تازه‌واردین همسفر طیبه نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کمال‌الملک تهران

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .