English Version
This Site Is Available In English

فرمانبرداری اطاعت از فرمان‌های الهی است

فرمانبرداری اطاعت از فرمان‌های الهی است

جلسه پنجم از دوره ششم جلسات لژیون سردار کنگره ۶۰ همسفران نمایندگی یحیی زارع میبد به استادی پهلوان همسفر فهمیه، نگهبانی دنور همسفر افسانه و دبیری‌ همسفر نیره، با دستور جلسه « از فرمانبرداری تا فرماندهی » روز دوشنبه ۱۶ شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۴:۴۵ آغاز به کارکرد.

خلاصه سخنان استاد

منت خدایی را عزوجل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت
هر نفسی که فرو می‌رود ممد حیات و چون برمی‌آید مفرح ذات.
از آقای مهندس و خانواده بزرگوارشان سپاسگزارم، همچنین از راهنمایان ارجمند خودم و مسافرم تشکر می‌کنم، از خانم سحر عزیز سپاس ویژه دارم که عشق و  آگاهی ایشان را در بهترین لحظات زندگی‌ام حضور دارند. از ایجنت محترم و مرزبان‌ها و نگهبان محترم لژیون سردار نیز سپاس‌گزارم.

«از فرمان برداری تا فرماندهی» یک مسیر است و مسیر هم حرکت را تداعی می‌کند و در مسیر حرکت خطوط اختیار به زیبایی می‌توانند نقش خودشان رو ایفا کنند. فرماندهی چیست؟ فرماندهی یعنی تسلط  بر نیروهای درون خودم که بسیار لذت بخش است؛ اما نکته‌ طلایی‌اش این است که من می‌توانم طوری زندگی کنم که این فرماندهی را تکمیل و کامل‌تر کنم.

در خیلی از بیماری‌ها مثل دیابت و فشارخون، شخص فرماندهی را بر نیروهای درونی خودش از دست می‌دهد؛ اما برای یک مصرف کننده؛ نه‌تنها فرماندهی بر نیروهای درونی خودش ازبین می‌روند؛ بلکه برای اطرافیانش هم تسلط بر آن نیروها و آن قدرت درونی از بین می‌رود و مانند یک بیماری واگیردار عمل می‌کند. من خودم فراموش نمی‌کنم که حتی ساعت خوابم را نمی‌توانستم تنظیم کنم و این به خاطر از دست دادن نیروهای درونی است. اینکه انسان‌های زیادی خاکستر و پرپر شده‌اند دلیلش همین است که تسلط بر نیروهای درون خویش را از دست داده‌اند.

بسیار خوشحالم که با خدمت در کنگره این زمینه فراهم شده و نقشی به من داده شده که بی‌تفاوت نباشم نسبت به این پرپر شدن‌ و خاکستر شدن‌ها. چرا ما باید فرمان‌برداری انجام دهیم؟ فرمان‌برداری اطاعت از فرمان‌های الهی است. چرا باید فرمان‌بردار باشم؟ دکتر امین می‌فرمایند که انسان باید در زندگی خودش اطاعت از نیروی دیگر را بپذیرد تا بتواند از زیر یوغ نیروهای منفی و نیروهای بازدارنده رها شود. منظور از فرمان هم فرمان‌های الهی هستند که شامل صداقت داشتن، بخشیدن، دروغ نگفتن، وفادار بودن، سپاس‌گزار، قدردان بودن و ... است که در تمام جوامع ارزش محسوب می‌شوند.

در کشور ما مصرف مشروبات الکلی ممنوع است و در کشورهای دیگر این‌گونه نیست؛ اما شما هر کجای دنیا که بروید هیچ کجا نمی‌گویند راست گفتن ممنوع است؛ هیچ کجا نمی‌گویند بخشیدن کار خوبی نیست؛ منظورم این است که این یکپارچگی در باور همه انسان‌ها در تمام کره زمین در مورد فرمان‌های الهی وجود دارد و کنگره به ویژه لژیون سردار زمینه‌ای را فراهم می‌کند که بتوانم با آن‌ها بهتر آشنا شوم و آن‌ها را اجرا کنم.

در لژیون سردار، استاد سردار دست من را می‌گیرد و آدرس بناهای ویران این شهر را به من می‌دهد البته که من نیز با آن‌ها آشنا هستم؛ به خاطر این‌که خود من روزی ساکن این بناهای ویران بودم و در همان ویرانه‌ها، فراوان به خدا التماس کردم و دعا کردم تا اعتیاد را از زندگی من بیرون ببرد و کاری برایم انجام دهد، هرچند باور نداشتم؛ ولی امیدم به دعاهایی بود که در همان ویرانه‌ها می‌کردم.

خانم مریم یکی از پهلوان‌ها می‌گفتند زمانی که تصمیم گرفتم اجازه پهلوانی در کنگره60 را از آقای مهندس بگیرم، پرده‌های خانه می‌گفتند ما قدیمی شدیم ما را عوض کنید، مبلمان خانه می‌گفتند ما را عوض کن. ماشین می‌گفت ببین چقدر سر و صدا می‌کنم بیا من را تعویض کن. البته که خواسته‌های نامعقولی هم نبودند اما با خود فکر کردم که چقدر روی همین مبل‌ها نشستم و گریه و زاری کردم. یادم نمی‌رود یک بار با همین ماشین به بزرگراه رفتم، پارک کردم و رصد کردم که کدام کامیون سریع‌تر می‌رود که خود را جلوی آن بیندازم. وقتی آن روزگاران را به‌خاطر آوردم شرمنده شدم.

خود من وقتی در مورد خواسته پهلوانی با مسافرم صحبت کردم، موافق نبودند و به من گفتند پهلوانی خیلی گران است به او گفتم اما طلاق گران‌تر است؛ اگر من تو را از دست می‌دادم برایم خیلی گران‌تر تمام می‌شد؛ اگر من افسرده می‌شدم برایم خیلی گران‌تر تمام می‌شد. مادر مسافر من به بیماری زوال عقل مبتلا شد و دلیلش افسردگی شدید بود که در سن خیلی کم متاسفانه او را از دست دادیم. به مسافرم گفتم حاضری چقدر پرداخت کنی که مادر بزرگوارت نه که به این دنیا برگردد، بلکه مبتلا به آن بیماری مرموز نشود؟ اینجا مسافرم به من گفتند هر کاری که دوست داری انجام بده.

من آنجا فهمیدم که چرا دکتر امین می‌فرمایند وای به حال همسفرانی که پهلوان ندارند؛ چون موضوع، موضوع قدردانی است وگرنه که کنگره به پول من نیاز ندارد بلکه به بیداری و فهم من نیاز دارد. به خانم مریم گفتم  الان مفهوم جمله‌ای که در سی‌دی «عاقلانه، نه حسابگرانه» آقای مهندس از قول استاد سردار می‌فرمایند را درک می‌کنم. استاد می‌فرمایند «انسان با حرکت‌های عاقلانه، نه حسابگرانه به حل مسائل دست می‌یابد که از خویش نمی‌توانست باشد؛ اما اگر قدری توجه کند متوجه می‌شود که این کار عقل است که عمل صحیح را در مقابل انسان قرار می‌دهد و به آن راه را نشان می‌دهد که کجا باید برود و چه چیزهایی مقدم است» چون مسئله، مسئله شکرگزاری  و عبور از کفر به ایمان است.

ما در وادی ششم از فرمان عقل و لوح محفوظ صحبت می‌کنیم. لوح محفوظ جایی است که تمام اطلاعات و آگاهی بشر در آن‌جا ذخیره شده، به باور من یکی از راه‌هایی که من می‌توانم به آن وصل باشم قطعاً قدردانی، شکرگزاری و سپاس‌گزاری است؛ وگرنه من ارتباطم قطع می‌شود. در آنجا از فرِّ ایزدی صحبت می‌کنند که عقل فر ایزدی دارد و فر ایزدی چیزی است که به واسطهسپاس‌گزاری به من داده می‌شود.

جمشید سال‌ها بر ایران حکومت کرد و از یک جایی به بعد خداوند به او فرمود من فر ایزدی را از تو می‌گیرم؛ چون تو ناسپاس بودی و بعد فریدون آمد و او صدها سال حکومت کرد. در زمان او خیلی فراوانی زیاد بود و انسان‌ها در ناز و نعمت بودند. روزی  شهروندان ایران شدند قرار است فریدون از دنیا برود شروع کردند به آه و افسوس که حالا با رفتن فریدون عدالت و فراوانی نیز از دست می‌رود، این صدا به گوش فریدون می‌رسد،‌می‌گوید بروید و به مردم بگویید من از جنس شما بودم و فرشته نبودم و شما نیز می‌توانید با داد و دهش مانند فریدون باشید. بروید و به آنها بگویید که:
فریدون فرخ فرشته نبود
ز مشک و از عنبر سرشته نبود
به داد و دهش یافت او نیکویی
تو داد و دهش کن فریدون تویی

آقای حکیمی گفتند کنگره به من تاج سلامتی را داده است، چه چیزی را آن طرف ترازو قرار بدهم که با این تاج سلامتی برابری کند؟ یکی از دوستان از من پرسید حالا که آخرین قسط را پرداخت کرده‌ای؛ چه چیز از خدا می‌خواهی؟ گفتم من آن‌چه که می‌خواستم و حتی نمی‌خواستم (زیرا باور نداشتم) را کنگره به من داده است. من هیچ وقت فکر نمی‌کردم گذشته‌ام را فراموش کنم یا بتوانم گذشته‌ام را تغییر دهم، شما هر کجا بروید، می‌گویند امکان ندارد بتوانید گذشته را تغییر دهید؛ بله وقایع گذشته تغییر نمی‌کند؛ اما حس‌های ما نسبت به گذشته تغییر می‌کند و این تغییر حس‌ها باعث می‌شود بفهمیم ما به آقای مهندس مدیون هستیم. حال و آینده که قطعاً با خدمت در کنگره به بهترین شکلی رقم می‌خورد.

آقای حکیمی می‌فرمایند: دیدن، یک حس می‌باشد و قدردانی یک نوع دیدن است و خیلی مهم است من دیده‌بان زندگی و فرمان‌روای زمان خودم باشم. فرمان‌روایان زمان کسانی هستند که می‌سازند، تولید و خلق می‌کنند.

خانم سحر همیشه می‌گفتند که در کنگره خیلی اتفاقات تکراری است؛ ولی تکراری نمی‌شود. آقای مهندس می‌فرمایند که ما با ورود به کنگره حالمان خوب می‌شود، گشایش در کارمان می‌افتد، وضعیت مالیمان بهبود پیدا می‌کند و دست به خاکستر می‌زنیم طلا می‌شود؛ بعد یک‌جایی یادمان می‌رود؛ مثل کسانی که کنار دریا هستند و صدای موج دریا را نمی‌شنوند، یادم می‌رود و آن لحظه‌ای که من فراموش می‌کنم دنده معکوس می‌خورم و مشاهده می‌کنم که در همه کارهایم گره افتاده و آن وقت است که حتی دست به طلا می‌زنم خاکستر می‌شود.

حال و هوای زنانی که در این شهر هستند و با اعتیاد عزیزانشان دست و پنجه نرم می‌کنند را فقط من و شما می‌دانیم و هیچ کس درکشان نمی‌کند.

مقدار بار هم نفس چون من نداند هیچ کس

ماهی که بر خشک اوفتد قیمت بداند آب یک بوم نقاشی به من داده شده و حالا نقاش ماهر می‌خواهد، رنگ‌های زیبا و متنوع می‌خواهد که در کنگره در اختیار من قرار داده شده، خودم را دست کم نگیرم زیرا میتوانم اثری زیبا خلق کنم. به گفته آقای زرکش همه به دنبال هستی هستند تا به آنها مسئولیتی بدهد اما هستی به دنبال آقای مهندس است تا به ایشان مسئولیت بسپارد و ما شاگردان ایشان هستیم. در پایان باعث افتخارم بود که درجمع کسانی حضور داشتم که قرار است آینده این شهر را تغییر بدهند.

عکاس: همسفر مرضیه رهجو راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)
تنظیم و ارسال: همسفر فاطمه.خ رهجو راهنما همسفر زهرا ( لژیون ششم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی یحیی زارع میبد یزد

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .