جلسه اول از دوره چهلوششم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره60 نمایندگی ستارخان به استادی اسیستانت سردار همسفر شیما، نگهبانی همسفر سمیه و دبیری همسفر هستی با دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» روز سهشنبه 17 شهریورماه 1405 ساعت 16:00 آغاز بهکار کرد.

خلاصه سخنان استاد:
خداوند را شاکر و سپاسگزارم که به من فرصت داد تا بهعنوان استاد در نمایندگی ستارخان خدمت کنم. از آقای مهندس، خانواده محترم و خانم کماندار عزیز بسیار سپاسگزارم که به تکتک ما همسفران فرصت دادند تا آموزش بگیریم و به حال خوش برسیم. از ایجنت نمایندگی و نگهبان برای دعوت به این جلسه و از همسفر شهناز برای هماهنگیهایی که انجام دادند، سپاسگزارم.
دستور جلسه این هفته «از فرمانبرداری تا فرماندهی» است و با اینکه از دو کلمه اصلی و دو حرف اضافه تشکیل شدهاست؛ ولی یک دنیا حرف و آموزش در این جمله نهفته و مسیری است که هر انسانی برای رسیدن به رشد و تکامل باید آن را طی کند. اگر انسانی نتواند اصول فرمانبرداری را بهدرستی انجام بدهد، امکان ندارد که یک فرمانده خوب شود. از ابتدای خلقت و از زمانیکه خداوند به انسان اختیار و حق انتخاب داد، کلمه فرمانبرداری هم شکل گرفت و اهمیت آن زمانی مشخص میشود که انسان با توجه به حق انتخابی که دارد و میتواند اصول، فرامین و مسائل ارزشی را انجام ندهد؛ ولی تصمیم به انجام آنها میگیرد و اینجاست که تغییر و رشد در انسان شکل میگیرد. وقتی انسان، اختیار و حق انتخاب نداشته باشد، فرمانبرداری هم معنی و مفهومی ندارد؛ چون در اینصورت انسان مانند یک ربات برنامهریزیشده عمل میکند.
آقای مهندس در سیدی «گردباد عظیم» به این موضوع اشاره میکنند که چون من اختیار دارم، نیروهای منفی در مسیر من قرار میگیرند و من از تمام جوایز و زیباییهایی که در مسیر به من نشان میدهند، چشمپوشی میکنم؛ چون آموزش گرفتهام که مسیر درست این است، مثلاً نباید دروغ بگویم، نباید رشوه بگیرم، نباید قضاوت کنم و ... با اینکه کار سختی است؛ ولی من آن را انجام میدهم و این یک پله برای رشد و ارتقاء من است و اگر غیر از این باشد من فرمانده خوبی نخواهم بود.
شاید فکر کنیم در کنگره یا خارج از آن، فردی بدون انجام هیچ کاری بهطور ناگهانی به جایگاهی رسیده است؛ ممکن است استثنا وجود داشته باشد و این اتفاق هم صورت بگیرد؛ ولی این کار بیشترین آسیب را به آن فرد میزند یعنی اگر فردی قبل از آنکه فرمانبردار خوبی باشد، فرمانده شود و به جایگاهی برسد؛ غیر از اینکه به انسانهای دیگر آسیب میزند در ادامه میبینیم که بیشترین آسیب به خود فرد رسیده است.
فرمانبرداری مانند یک نردبان است که اگر پلههای آن را دوتا یکی یا سهتا یکی طی کنیم چون آموزش لازم را ندیدهایم، سقوط خواهیم کرد. ما از زمانیکه وارد کنگره میشویم یاد میگیریم که فارغ از جایگاه اجتماعی یا میزان تحصیلات، فرمانبردار باشیم و قوانین را رعایت کنیم. وقتی در لژیون هستیم باید به حرف راهنما را گوش کنیم، سیدی بنویسیم، بهموقع بیاییم و برویم و تمام اصول و قوانین کنگره را رعایت کنیم تا بتوانیم رشد کنیم. در زندگی شخصی هم برای اینکه پیشرفت داشته باشیم و رشد کنیم؛ باید فرمانبرداری از اصول و فرمان عقل را یاد بگیریم و بدون اما و اگر آنها را انجام بدهیم.
اصول خدمتکردن، فرمانبرداری است. شاید ما راهنما، مرزبان، ایجنت، اسیستانت یا دیدهبان را یک فرمانده ببینیم؛ اما در دل این فرماندهی دریایی از فرمانبرداری وجود دارد؛ یعنی در زمینه خدمت، هر اندازه جایگاه و مسئولیت فرد بالاتر میرود، فرمانبرداری او هم بالاتر میرود. راهنمایان میدانند که از زمانیکه شال راهنمایی بر گردن آنها انداخته میشود، اصل فرمانبرداری هم شروع میشود. من اگر بهعنوان یک راهنما فرمانبردار نباشم، امکان ندارد بتوانم یک لژیون را بهدرستی مدیریت کنم و لحظهای که بخواهم حس فرماندهی را در خود تقویت کنم، دقیقاً لحظه سقوط من است. فرمانبرداری، انسان را از کبر و منیت دور کرده و آموزشپذیر میکند؛ فرد شروع به یادگیری میکند، صبر در او تقویت شده و نقطه تحملش بالا میرود.
بخشی از فرمانبرداری، خدمت است و بخشی از خدمت هم خدمت مالی است؛ ریشه اینکه من بتوانم بخشش را در خودم تقویت کنم، فرمانبرداری است. شاید در ابتدا ندانم که چه اتفاقی در من رخ میدهد و فقط برای خدمتکردن اینکار را انجام بدهم و در لحظه آن را احساس نکنم؛ ولی این یک فرمانبرداری است که به رشد و تغییر حس در من کمک میکند و تجربیات زیادی را در این مسیر کسب میکنم.
مراسم تقدیر از نگهبان و دبیر دوره قبل


ورزشبانان نمایندگی ستارخان


مرزبانان کشیک: همسفر مهدیه و مسافر حسن
عکاس: همسفر محدثه رهجوی راهنما همسفر شهناز (لژیون سوم)
تایپیست: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر شهناز (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر مهسا مرزبان خبری
همسفران نمایندگی ستارخان
- تعداد بازدید از این مطلب :
92