ششمین جلسه از اولین دورهٔ کارگاههای آموزشی عمومی ویژهٔ مسافران وهمسفران نمایندگی یحیی زارع میبد، با استادی دیدهبان محترم جناب آقای علی اشکذری، نگهبانی مسافر اسمائیل و دبیری مسافر حسین، با دستور جلسهٔ «هفته دیدهبان» روز سه شنبه ۱۷ شهریور ماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۶:۰۰ آغاز به کار کرد.

سخنان استاد:
ضمن عرض سلام مجدد، خیلی خوشحالم که امروز این سعادت نصیب من شده که در خدمت شما باشم. انشاءالله بتوانیم با کمک هم جلسه خوبی داشته باشیم. دستورجلسه، بنا بر دستور جلسات هفتگی کنگره ۶۰، مربوط به جایگاه دیدهبان است. در واقع، هر کدام از هفتههایی که به معرفی یکی از جایگاهها در کنگره ۶۰ اختصاص دارد، مانند جشن مرزبانی یا هفته گرامیداشت راهنما، مربوط به جایگاه و نقش آن خدمت در کنگره است. چون در کنگره برای جایگاهها ارزش زیادی قائل هستیم و ساختار کنگره بر اساس جایگاهها اداره میشود. به همین دلیل، هفتههایی داریم که این فرصت را به ما میدهد تا از عزیزانی که در جایگاههای مختلف خدمت میکنند، قدردانی کنیم.
در اصل، ما خود کنگره هستیم و اگر ما نباشیم، کنگرهای وجود ندارد. به هر حال باید قدردان جایگاهها باشیم و از کسانی که این مکان را ساختهاند و زحمت کشیدهاند، تشکر کنیم؛ کسانی که لطف کردند تا امروز بتوانیم در چنین محل خوبی، در مکانی که متعلق به خودمان است، حضور داشته باشیم. البته باید گفت کسانی که چنین کارهایی انجام میدهند، ذات متفاوتی دارند و از جنس دیگری هستند. من پدر آقای زارع را قبل از کنگره میشناختم. ایشان از دوستان پدر بنده بودند. خدا رحمتشان کند. من به نوبه خودم از ایشان قدردان هستم و امروز که یادی از ایشان شد، خوشحالم که فرصت شد نام و خاطرهای از ایشان زنده شود. در آن زمان، ایشان انسان فوقالعاده محترمی بودند. خدا بیامرزدشان.
یکسری مسائل در کنگره ۶۰ وجود دارد که نشاندهنده سیر تکامل کنگره است و جزئی از همین سیر تکاملی به شمار میرود. اگر سیر تکامل همین میبد را نگاه کنیم، میبینیم که از کجا شروع کرده و امروز به کجا رسیده است. در این مسیر، کسانی بودند که نقش مهمی داشتند و به ما کمک کردند و به همین خاطر باید قدردان آنها باشیم. سیر تکامل کنگره به شکلی است که در دو جهت، همزمان به سمت جلو حرکت میکند. ما گروههای مشابه زیادی داشتیم؛ گروههای درمانی مشابهی که تقریباً همه آنها به بیراهه رفتند و امروز دیگر وجود ندارند و اگر هم باشند، اعتبار گذشته را ندارند. علتش این است که فقط یک حرکت داشتند و دو حرکت را با هم انجام ندادند.
کنگره دو حرکت را به صورت همزمان انجام میدهد؛ یکی حرکت طولی و دیگری حرکت عرضی. حرکت عرضی یا کیفی و حرکت طولی یا کمی. کنگره ۶۰ در هر مرحلهای که از نظر کمی رشد میکند، قبل از آن از نظر کیفی یک پله بالاتر رفته است؛ وگرنه این رشد اتفاق نمیافتد. در واقع الگوگیری از درخت شده است. اگر به یک درخت اجازه ندهید در زمستان یک وجب ریشهزایی کند، به هیچ عنوان در بهار یا تابستان نمیتواند به همان اندازه شاخهزایی کند؛ چون میداند اگر این اتفاق بیفتد، سرنگون میشود. این قانون درخت است و دقیقاً از همین قانون در کنگره الگوبرداری شده است.
ما زمانی شعبه اضافه میکنیم که قبل از آن، یک مقدار ریشه کنگره ۶۰ را محکمتر کرده باشیم. مثال همین شعبه یحیی زارع است. آقای زارع آنقدر آمدند و رفتند و پیگیری کردند تا توانستند مجوز بگیرند و در این محل برای کنگره شعبهای ایجاد کنند. چرا آن زمان جناب مهندس میگفتند هنوز زمانش نرسیده است؟ چون چندین سال این زمین وجود داشت تا اینکه احساس کردیم ریشه ما حالا به اندازهای محکم شده که میتوانیم کمی شاخههایمان را گسترش بدهیم. حرکت کنگره از ابتدا به همین شکل بوده است. اما چرا چنین حرکتی در کنگره وجود دارد؟ به این حرکت، پویایی گفته میشود. گروهی که پویایی نداشته باشد، محکوم به فناست و از بین میرود. پویایی یعنی زنده بودن. کنگره مانند یک موجود زنده است؛ بیدار، هوشیار و کاملاً پویاست.
این پویایی به این دلیل وجود دارد که کسانی در جایگاههای مختلف هستند که این حرکت را مدیریت و کنترل میکنند تا پویایی کنگره هیچگاه از بین نرود. هر گروهی هم که رشد نمیکند و درجا میزند، به خاطر از بین رفتن همین پویایی است. وقتی پویایی از بین برود، درجا میزنیم و دیگر حرکتی اتفاق نمیافتد. شاید گروههای زیادی بودهاند که شروع بسیار محکم و خوبی داشتهاند، اما چون نتوانستهاند این دو نوع رشد را در کنار هم و به تعادل برسانند، محکوم به از بین رفتن شدهاند. ولی در کنگره مرتب این دو قضیه بررسی میشود تا این دو رکن با یکدیگر هماهنگ باشند و بتوانند حرکت را به سمت جلو هدایت کنند.
درخیلی از گروهها من خودم شاهد این موضوع بودهام که قانونشان مثل سن ملانصرالدین است. از ملانصرالدین پرسیدند چند سالت است؟ گفت چهل سال. ده سال بعد دوباره از او پرسیدند چند سالت است؟ باز گفت چهل سال. به او گفتند ده سال گذشته، چرا هنوز میگویی چهل سال؟ گفت: حرف مرد یکی است! خیلی از گروهها را که میبینم، نوشتهها و کتابهایشان دقیقاً مثل همین داستان است؛ اصلاً بهروزرسانی نشدهاند. مثلاً کتابی را کسی هفتاد سال پیش نوشته و هنوز همان مطالب را برای خودشان تکرار میکنند و میگویند حرف مرد یکی است و تغییر نمیکند.
ولی در کنگره اصلاً به این شکل نیست. قوانین مرتب بهروزرسانی میشوند و مرتب تغییر میکنند. ممکن است قانونی امروز خوب باشد؛ اما بعد به این نتیجه برسیم که این قانون از ابتدا جواب نداده است؛ در این صورت آن را برمیداریم. این یعنی بهروزرسانی. اصلاً قرار نیست حرف مرد یک کلام باشد؛ وقتی چیزی جواب نمیدهد، باید آن را تغییر بدهیم و اصلاح کنیم. به همین دلیل است که کنگره همهچیزش بهروز است. یکی از دلایل این موضوع این است که همه ما تحت آموزش مشترک هستیم. سیدیهای هفتگی جناب مهندس و جناب امین نیز به همین دلیل است که پویایی گروه از بین نرود و همه تحت یک آموزش مشترک باشیم.
در کنگره برای تمام مسئولین، از جمله مرزبان و ایجنت، واجب است که سیدیهای هفتگی را بنویسند. کسی که سیدی هفتگی نمینویسد، نباید خدمت کند؛ چرا که پویایی لازم را ندارد و نمیتواند با گروه همگن باشد. به قول موسیقیدانان، ساز مخالف میزند و حتی ممکن است باعث ایجاد گره شود. این موضوع حتماً باید اجرا شود. کسی که سیدی نمینویسد، یعنی آن بهروزرسانی را ندارد و با گروه همگن نیست؛ بنابراین نباید خدمت کند. البته ما نمیگوییم چنین فردی به کنگره نیاید، بلکه مسئله این است که خدمت کردن او بدون بهروز بودن آموزشها، فایده لازم را ندارد. دلیل سیدی نوشتن هم همین است؛ اگر کسی سیدی ننویسد، بهروزرسانی نمیشود.
جناب مهندس نیز خودشان میآیند و صحبتهایشان را اصلاح و بهروز میکنند. خیلی وقتها ما فکر میکنیم صحبتهای ایشان تکراری است، اما اینطور نیست. ایشان همان مطالب را با لحن دیگری، با زبان دیگری و کاملتر بیان میکنند و در واقع دارند آنها را بهروز میکنند. خیلیها میگویند این صحبتها تکراری است؛ در حالی که اصلاً اینطور نیست. شما اگر بخواهید هم نمیتوانید یک ساعت صحبت کنید که دقیقاً عین همان یک ساعت صحبت دفعه قبل باشد. اصلاً چنین چیزی امکانپذیر نیست. همیشه نکاتی اضافه یا کم میشود و مطالب با توجه به شرایط، کمی بالا و پایین میشوند. این همان بهروزرسانی است.
این آموزش مشترک باعث همگن شدن روح و ایجاد صمیمیت در گروه میشود. اگر آموزش مشترک نباشد، صمیمیت هم به آن شکل وجود نخواهد داشت. کسی که سیدی نمینویسد، به نوعی از این صمیمیت فاصله میگیرد و حس همراهی و صمیمیتش با گروه کمی ضعیف میشود. بنابراین داشتن و انجام دادن این آموزش مشترک، بسیار مهم است. بعضی اوقات دیدهام که میگویند کنگره مشکلات دارد. در حالی که اصلاً کنگره به واسطه مشکلات بالا آمده است. ما مدیون مشکلاتمان هستیم. حتی مدیون کسانی هستیم که شربت را قطع کردند یا کسانی که کنگره را پلمپ کردند. ما مدیون این اتفاقات هستیم؛ چون خدمتی که این افراد به کنگره کردند، شاید هزار دوست نمیتوانست انجام دهد.
آنها در قالب دشمنی آمدند و کنگره را پلمپ کردند، اما نتیجه چه شد؟ نتیجهاش پیشرفت ما بود. آن چالش تبدیل به پلی برای پیروزی ما شد و باعث شد به این فکر بیفتیم که مکانهایی برای خودمان داشته باشیم و دیگر جایی نباشیم که متعلق به دیگران باشد و هر زمان خواستند آن را پلمپ کنند. البته مشکل کنگره با دولت نبود، بلکه مشکل با صاحب ملک بود. وگرنه از همان ابتدا وزارت کشور و مسئولینی که در آنجا بودند، واقعاً به ما کمک کردند.
مشکلات در کل میتوانند باعث پیروزی انسان شوند. همه ما بخشی از پیشرفتهایمان را مدیون مشکلاتمان هستیم. بنابراین نباید اینقدر مشکلات را لعن و نفرین کنیم. مشکلات باعث بزرگ شدن انسان میشوند. وقتی خداوند میخواهد انسانی را بزرگ کند، برای او مشکل ایجاد میکند؛ یعنی وقتش رسیده که یک پله بالاتر برود. مشکلاتی سر راه انسان قرار میگیرند و انسان با عبور از آنها، یک مرحله بالاتر میرود. البته اینجا به قول جناب مهندس یک مسئله وجود دارد. ایشان میگویند مشکلات هم میتوانند باعث صعود شوند و هم باعث سقوط. بعضیها به واسطه مشکلاتشان صعود میکنند و بعضیها به واسطه همان مشکلات سقوط میکنند.
در زندگی روزمره خودمان هم این موضوع را میبینیم. همین گروه همسفران که امروز در اینجا حضور دارند، نعمتی است که ما مدیون خانم آنی بزرگ هستیم؛ کسی که خانواده درمانی را در کنگره راهاندازی کردند. من زمانی پشت به قبله میایستادم و خداوند را نفرین میکردم. چندین سال این کار من بود. اما امروز که نگاه میکنم، میبینم شاید یکی از بزرگترین لطفهایی که خداوند در زندگی من کرد، همین بود که درگیر اعتیاد شدم؛ چون از طریق همین مسیر توانستم رشد کنم و بزرگ شوم. این چالش، ابزاری برای بزرگ شدن ما بوده است و باید بابت این نعمت بزرگ شکرگزار باشیم؛ چون اگر آن چالش وجود نداشت، شاید این رشد هم اتفاق نمیافتاد.
خیلی وقتها در مشکلات، دو مسئله وجود دارد. یکی اینکه همیشه مشکل قدیمی با دانش جدید حل میشود. به همین خاطر شما اینجا هستید. هر مشکل قدیمی که داریم، ممکن است ده سال یا بیست سال با ما بوده باشد. باید ببینیم چرا این مشکل اینقدر طول کشیده است. شاید دلیلش این باشد که دنبال دانش جدید نرفتهایم و همیشه خواستهایم با همان دانش قبلی مشکل را حل کنیم. باید میرفتیم دنبال دانش جدید و امروز شما دقیقاً دارید همین کار را انجام میدهید. شما به خاطر مشکلتان آمدهاید تا دانش جدیدی به دست بیاورید و همین دانش جدید است که میتواند مشکل قدیمی را حل کند.
پس مشکلات، مجازات و چیزی برای لعن و نفرین نیستند؛ بلکه ابزاری برای بزرگ شدن هستند و این یک قانون کلی است. شاید بیشتر شما به این قضیه رسیده باشید که مشکلات زندگی از نزدیک یک تراژدی هستند و از دور یک کمدی. آقای چارلی چاپلین هم به این موضوع اشاره کرده است. من زمانی چالشم این بود که کجا بروم مواد مصرف کنم. امروز وقتی به آن نگاه میکنم، برایم عجیب و حتی خندهدار است. آن زمان واقعاً برای من یک چالش بزرگ بود که چطور خودم را از دیگران پنهان کنم و بروم جایی بنشینم و مصرف کنم. آن موقع مشکل خیلی بزرگی بود، ولی امروز که از دور به آن نگاه میکنم، برایم تبدیل به خاطرهای شده که حتی خندهام میگیرد. بقیه مشکلات هم همینطور هستند؛ از نزدیک تراژدیاند و از دور کمدی.
کلیت قضیه این است که اگر بتوانیم چنین مسائلی را بفهمیم، دیگر زجر نمیکشیم. رنج وجود دارد، اما زجر با رنج متفاوت است؛ این دو را باید از هم تفکیک کنیم. رنج میتواند باعث بزرگ شدن انسان شود و لازم است؛ چون اگر رنج نباشد، ما از جای خود تکان نمیخوریم. اما زجر میتواند انسان را زمینگیر کند. اینکه جناب مهندس میگویند: یا صعود است یا سقوط، منظورشان همین است؛ اگر در برابر مشکلات زجر بکشیم، این میتواند باعث سقوط شود، اما اگر از رنج و سختیها آموزش بگیریم و حرکت کنیم، باعث صعود میشود و ما را به سمت بالاتر رفتن هدایت میکند.از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، ممنون و متشکرم.
.jpg)
.jpg)













مرزبان کشیک: مسافر مصطفی
تایپ، عکس و ویراستار: مسافر امیر حسین لژیون دوم
ارسال خبر: مسافر علی لژیون هشتم
- تعداد بازدید از این مطلب :
153