English Version
This Site Is Available In English

قدرت واقعی در پذیرفتن و فرمانبرداری درست

قدرت واقعی در پذیرفتن و فرمانبرداری درست

همسفر سمیرا✍🏻

گاهی فکر می‌کنم چقدر طول کشید تا بفهمم بزرگ‌ترین مشکل من، دیگران نبودند، خودم بودم. سال‌ها می‌خواستم همه‌چیز همان‌طور که من می‌خواهم پیش برود. وقتی چیزی برخلاف خواسته‌ام اتفاق می‌افتاد، ناراحت می‌شدم، مقاومت می‌کردم و دنبال مقصر می‌گشتم. فکر می‌کردم اگر خودم تصمیم بگیرم و به حرف هیچ‌کس گوش ندهم، آدم قوی‌‌ای هستم؛ اما امروز می‌فهمم قدرت واقعی، در نپذیرفتن نیست؛ بلکه گاهی در پذیرفتن و فرمانبرداری درست است.

وقتی وارد مسیر آموزش شدم، کم‌کم فهمیدم برای اینکه بتوانم زندگی‌ام را تغییر بدهم اول؛ باید یاد بگیرم گوش کنم و آموزش بگیرم، صبر کنم و قدم‌به‌قدم حرکت کنم. فهمیدم راهنما کسی نیست که به جای من زندگی کند، او راه را نشان می‌دهد و این من هستم که؛ باید حرکت کنم. فرمانبرداری، برای من یعنی اینکه همیشه تسلیم خواسته‌های لحظه‌ای خودم نباشم و وقتی نفسم چیزی می‌خواهد، فوراً انجامش ندهم، شاید گاهی دلم بخواهد یک راه را بروم؛ اما عقل و آموزش، راه دیگری را نشانم ‌می‌دهد و من انتخاب درست را انجام می‌دهم، آنجاست که می‌فهمم فرماندهی، از بیرون شروع نمی‌شود، از درون انسان آغاز می‌شود.

من نمی‌توانم انتظار داشته باشم زندگی‌ام تحت کنترل من باشد، وقتی هنوز خودم تحت فرمان ترس، خشم، عجله، ناامیدی و خواسته‌های نفسم هستم. کم‌کم یاد گرفتم، قبل از اینکه بخواهم دیگران را تغییر بدهم، خودم را تغییر بدهم. قبل از اینکه از دیگران انتظار داشته باشم، از خودم انتظار داشته باشم و قبل از اینکه بخواهم فرمان بدهم، یاد بگیرم فرمان‌بردار خوبی باشم. امروز، وقتی به گذشته نگاه می‌کنم، می‌بینم خیلی از سختی‌هایی که کشیدم، شاید به این دلیل بود که می‌خواستم بدون آموزش، صبر و بدون طی کردن مسیر، یک‌باره به مقصد برسم؛ اما مسیر زندگی به من یاد داد که هیچ فرمانده بزرگی، از روز اول فرمانده نبوده است.

فرماندهی به معنای رسیدن به نقطه‌ای‌ست که بتوانم خودم را اداره کنم؛ بتوانم در لحظه‌های سخت، تصمیم درست بگیرم، بتوانم از خواسته‌های نادرست عبور کنم و وقتی زمین خوردم، دوباره بلند شوم. من هنوز در ابتدای راه هستم، هنوز گاهی اشتباه می‌کنم، هنوز گاهی نفسم فرمان می‌دهد و من دیر متوجه می‌شوم؛ اما تفاوت امروز من با گذشته این است که حالا می‌دانم چه چیزی را باید پیدا کنم. من دنبال فرماندهی دیگران نیستم، دنبال فرماندهی خودم هستم. می‌خواهم روزی برسد که در سخت‌ترین لحظه‌ها، اختیار خودم را از دست ندهم. وقتی زندگی طبق خواسته من پیش نمی‌رود، به جای جنگیدن با همه‌چیز، آرام باشم و مسیر درست را پیدا کنم.

امروز فهمیده‌ام فرمانبرداری، کوچک شدن من نیست، فرمانبرداری درست، پله‌ای است برای بزرگ شدن من و شاید زیباترین چیزی که در این مسیر یاد گرفته‌ام، این باشد: من برای فرمانده شدن اول؛ باید یاد بگیرم چگونه فرمانبردار باشم؛ باید آن‌قدر آموزش بگیرم، تجربه کنم و رشد کنم تا روزی بتوانم افسار زندگی‌ام را به دست بگیرم، روزی که دیگر هر خواسته‌ای مرا با خودش نکشد، هر مشکلی مرا از مسیر خارج نکند، هر حرفی مرا به هم نریزد و هر شکست کوچکی مرا ناامید نکند، آن روز می‌فهمم که قدمی بزرگ، از فرمانبرداری به سوی فرماندهی برداشته‌ام...

من هنوز در این مسیر هستم؛ اما امروز با امید بیشتری قدم برمی‌دارم؛ چون می‌دانم هر قدم کوچک من، مرا به انسانی نزدیک‌تر می‌کند که سال‌ها آرزو داشتم باشم. فرماندهی واقعی یعنی: پیروز شدن بر خود و من می‌خواهم این پیروزی را آرام‌آرام، با آموزش، صبر و عشق به دست بیاورم.

نویسنده: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون دوازدهم)
رابط خبری: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر سمیه (لژیون دوازدهم)   
تنظیم و ارسال: همسفر نرگس رهجوی راهنما همسفر الهام (لژیون اول) دبیر سایت
همسفران نمایندگی پروین اعتصامی اراک

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .