English Version
This Site Is Available In English

فرمان‌بردار چه چیزی باشم

 فرمان‌بردار چه چیزی باشم

جلسه ششم از دوره ششم جلسات لژیون سردار همسفران نمایندگی ابوریحان با استادی همسفر هستی، نگهبانی همسفر منصوره و دبیری همسفر اعظم با دستور جلسه «از فرمان‌برداری تا فرماندهی» روز سه‌شنبه ۱۷ شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۴۵ آغار به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

برای این جایگاه خدا را شکر می‌کنم. از استاد سردار ممنونم که اذن ورود به لژیون سردار و قرار گرفتن در این جایگاه را به من دادند. از نگهبان لژیون سردار، همسفر منصوره، خیلی ممنونم که اجازه دادن در این جایگاه آموزش بگیرم. از نظر من گاهی باید خوب فکر کنیم و ببینیم که واقعا کنگره با ما چه کرده است؟ منِ هستی قبل از کنگره به چه صورت بودم؟ نسبت به مشکلاتم چه عکس‌العملی  داشتم؟ چه عملکردی داشتم؟ آیا به جای اینکه صبور باشم فقط تحمل می‌کردم و به خودم آسیب می‌زدم؟ و الان  در چه جایگاهی قرار دارم و چگونه هستم؟ واقعا باید ببینیم که کنگره با ما چه کار کرده است؟

برای خیلی از ما پیش آمده است که وقتی یک سی‌دی یا آموزشی از کنگره را گوش می‌دهیم و بعد آن را در زندگی‌مان عملی و کاربردی کنیم، بعد می‌گوییم: «چقدر خوب شد که آن سی‌دی را گوش کردیم.» می‌بینیم به واسطه آن سی‌دی، آموزش استاد امین و آقای مهندس اگر آن را کاربردی کنم مشکلم حل می‌شود. اینجا یعنی از آن سی‌دی، از آن قانون و آموزش، فرمان‌برداری کردم و توانستم به این حال خوش برسم؛ توانستم که حالم را بهتر کنم. پس اینجا است که اگر ما فرمان‌بردار آموزش‌های کنگره باشیم و نسبت به قوانین فرمان‌بردار باشیم، به آن حال خوش می‌رسیم‌. پس واقعا باید خدا را شکر کنیم بابت این صندلی‌هایی که رویش قرار داریم؛ به خصوص صندلی‌های لژیون سردار. به قول خانم شانی که گفتند: «مهم‌ترین مسئله این است که ما قبول کنیم اینجایی که الان هستیم، عین عدالت است.» و همچنین راهنمای بزرگوارم همیشه این را می‌گویند که بدانیم نفس‌های خیلی زیادی منتظر هستند که وارد کنگره شوند. پس واقعا باید قدر اینجا را بدانیم و خدا را شکر کنیم.

دستور جلسه، از فرمان‌برداری تا فرماندهی است. اول باید معنی هر کدامشان را بدانیم. بدانیم که اصلا هر کدامشان یعنی چه؟ و این فاصله فرمانبرداری تا فرماندهی را به چه صورتی باید طی کنیم؟ و چجوری می توانیم کوتاه‌ترش کنیم؟ فرمان‌برداری یعنی هر قانون و آموزشی را بپذیریم و بدون غر زدن و بدون حاشیه درست کردن، فرمان‌برداری کنیم. به نظر من اولین قدم و مهمترین چیزی که در فرمانبرداری وجود دارد  این است که من قبول کنم که واقعا در هر جایگاهی که قرار دارم باید فرمان‌برداری کنم و باید آموزش بگیرم. در مورد کنگره من هر تحصیلاتی که دارم، هر جایگاه اجتماعی و هر جایگاه شغلی که دارم، برای پشت این در است! اگر آن‌ها به درد من می‌خورد من با همان‌ها خودم مشکلاتم را حل می‌کردم؛ اما الان که اینجا هستم فقط باید به عنوان یک رهجو بیایم و از آموزش‌ها فرمانبرداری کنم. پس مهم نیست که چند ساله هستم، مهم نیست تحصیلاتم چی است و یا وضعیت مالی‌ام چگونه است؛ فقط باید گوش به فرمان باشم تا بتوانم به آن فرماندهی برسم. اگر فرمان‌بردار نباشم قطعا نمی‌توانم به فرماندهی برسم. این یک اصل و قانون است.

این را بدانیم که در یک‌شب هم نمی‌توانیم یک فرمانبردار خیلی عالی و ایده‌آل باشیم. باید ذره ذره شروع کنیم. طبق وادی ششم که می‌گوید ما باید کم‌کم به فرمان عقل برسیم. مثلا فرمان عقل به من می‌گوید که سی‌دی بنویس و خواسته نامعقول نفس من بگوید که حالا الان وقت نداری ولش کن، مثلا برو بخواب یا برو جایی که شاید اصلا چیزی هم به ما اضافه نکند؛ اما اگر فقط پنج دقیقه شروع  به سی‌دی نوشتن کنم و به فرمان عقل بله بگویم، کم‌کم به فرمان عقلم نزدیک می‌شوم. پس قرار نیست که قدم‌های خیلی بزرگی برداریم؛ از کم شروع کنیم، ذره‌ذره شروع کنیم. همچنین خیلی مهم است که از چی فرمانبرداری کنم و در چه جایگاهی فرمانده باشم. به قول آقای مهندس هر علمی که علم نیست؛ مثلا آمپول‌های لاغری که آمده است مگر راه درمان درست هستند! پس ما از هر چیزی نباید فرمانبرداری کنیم و مهم است که فرمانبردار چه چیزی باشم و در چه راهی فرمانده باشم. از عقلم فرمانبرداری کنم یا از خواسته نامعقول نفسم فرمانبرداری کنم؟

برای مثال یک گریزی هم به سایت بزنیم. مثلا رابطین خبری در گروه لژیونم مطالب را ارسال می‌کنند، به جای اینکه از مطالب بازدید کنم، مثلا چند دقیقه در اینستاگرام بگردم و  آخرش شاید چیزی هم به من اضافه نکند! یا وارد مطلب شوم و علاوه بر اینکه اجازه می‌دهم خودم آموزش فرازمانی و فرامکانی داشته‌باشم، اجازه می‌دهم بازدید از سایت بالا رود و افراد خیلی زیادی بتوانند با سایت آشنا شوند و دسترسی داشته باشند. یا در ارتباط با سبدهای قانون یازدهم وقتی  سبد از جلوی من رد می‌شود، به فرمان خواسته‌های نامعقول نفسم بله بگویم و بگویم به من چه اصلا! من چرا باید پول بیندازم! یا اینکه نه بگویم و وظیفه خود را انجام دهم و از سبد حمایت کنم و به فرمان عقلم بله بگویم. یا در روز گلریزان وقتی که اینجا همه دست می‌زنند، من را  شور بر دارد و تعهدی دهم که نتوانم اجراییش کنم و اینجا است که نفسم می‌گوید که حالا برو یک تعهدی بده، برایت دست بزنند و آفرین هم بهت بگویند؛ ولی چه چیزی مهم است؟ مهم این است که من بتوانم تعهدی که می‌دهم را اجرایی کنم، فرمان‌بردار باشم و نسبت به قولی و تعهدی که می‌دهم مسئولیت‌پذیر باشم. خزانه‌دار محترم تعهدی‌ها را اعلام کردند؛ حواسمان باشد که از این بازی کنگره جا نمانیم. فرمان‌برداری کنیم و حواسمان باشد که قوانین را اجرا کنیم. آموزش‌ها چه می‌گویند؟ می‌گویند که مسئولیت‌پذیر باشیم. پس اگر تعهدی دادم آن را عملی کنم. حالا هر چقدر! مهم نیست که حتما پهلوان یا نشان در بی‌نشانی را دریافت کنم‌. در حد توان خودم این تعهدی که مانده و قولی که داده‌ام را عملی کنم.

در واقع لژیون سردار به نظر من یک حلقه از عشق است‌. نزدیک‌ترین حلقه به وادی چهاردهم است. نزدیک‌ترین حلقه به خالق هستی است‌ مگر نمی‌گوییم ایمان یعنی تجلی نور خدا در انسان! پس در قرآن گفته شده بسم الله الرحمن الرحیم، به نام خداوند بخشنده مهربان، پس ما هم باید این بخشندگی و مهربانی را در زندگیمان جاری کنیم. به نظر من بهترین جا برای اینکه بتوانیم از عقلمان فرمانبردار باشیم در خدمت کردن است. اصلا این خدمت است که به ما خدمت می‌کند. یک صحبتی را از یکی از دیده‌بانان عزیز شنیدم که گفتند: « من هر چقدر خدمت می‌کنم، بیشتر به کنگره مدیون می‌شوم.» در ابتدا گفتم که شاید شکسته نفسی می‌کنند؛ اما بعد که من مصاحبه‌های مختلف را مطالعه کردم دیدم که خیلی از عزیزان در این موضوع اتفاق نظر دارند که واقعا خدمت است که  به ما خدمت می‌کند؛ چون من وقتی خدمت می‌کنم با نقاط قوت و ضعف خودم بیشتر آشنا می‌شوم. یک مصاحبه‌ای را از یک پهلوان عزیز مطالعه می‌کردم که گفتند: «من وقتی در جایگاه پهلوانی قرار گرفتم، توانستم با نقاط ضعف خودم آشنا شوم، سایه‌های پنهانم نمایان شدند و توانستم با صور پنهان خودم آشنا شوم.»

پس واقعا ببینیم که کنگره با من چه کار کرده است؟ اینکه در مسائل و مشکلاتی که دارم، الان آروم هست و با وجود مشکلات هم حالم خوب است را واقعا مدیون کنگره هستم. اگر هم فرمانبردار خوبی باشیم، می‌بینیم که اگر فرمانبرداری کنیم، قطعا می‌توانیم با وجود مشکلات هم حالمان خوب باشد. از راهنمای عزیزم، راهنما همسفر رویا، خیلی ممنون هستم چون واقعا این را مدیون ایشون هستم؛ یک مشکل کوچک که برایم پیش می‌آمد، بسیار بهم می‌ریختم، اصلا چهره‌ام و صدایم تغییر می‌کرد و همه می‌فهمیدند که یک مشکلی برایم پیش آمده است؛ ولی این آرامش و حال خوش حتی با وجود مشکلات را مدیون کنگره هستم؛ البته هنوز هم در حال فرمان‌برداری و آموزش گرفتن هستم؛ چرا که آموزش بی‌کران است و پایانی ندارد. پس نهایت استفاده را از این بازی کنگره ببریم. کنگره بازی قشنگی است و بازیگر خوبی باشیم. این را هم بدانیم که اگر در جایگاهی به فرماندهی رسیدیم، پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است و قطعا وقتی من در جایگاهی به فرماندهی می‌رسم باید باز هم فرمانبردار جایگاه دیگری باشم.

قشنگ‌ترین فرماندهی، فرماندهی بر نفس خودم است که نفسم را کنترل کنم. این طور نباشد که به جای استفاده درست از مالم، جایی خرجش کنم و چیزی بخرم که شاید فقط یک هفته یا دو هفته حال من را خوب کند؛ در جای درست استفاده کنم، وارد بازی کنگره شوم و نفسم را خوب فرماندهی کنم تا نهایت لذت و حال خوش را تجربه کنم.

تایپ: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر سامره (لژیون هفتم)
عکاس: مرزبان خبری همسفر سعیده
ویرایش و ارسال: همسفر هستی رهجوی راهنما همسفر رویا (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ابوریحان تهران

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .