همیشه فکر میکردم برای رسیدن باید فقط در مسیرهای از پیش ساخته شده قدم بردارم؛ باید همانطور که گفته میشود حرکت کنم و همانطور که تعیین شده، باشم. در این فرمانبرداری خام، من فقط یک مسافر بودم که نقشهاش را دیگران کشیده بودند؛ اما در کنگره۶۰ یاد گرفتم که فرمانبرداری پایان راه نیست؛ بلکه مقدمهای است که در سکوت و با کسب اطلاعات، قدرت درونیام را جمع کنم. حال در آستانه یک تحول بزرگ ایستادیم؛ فرمانبرداری برای من یعنی دست کشیدن از ترس اشتباه کردن. یعنی وقتی مسیر در مه گم میشود، به جای ایستادن، خود چراغ راه خود باشم.
از امروز من دیگر فقط دنبال راه نمیگردم، من قرار است مسیرم را خودم بسازم. از فرمانبرداری منفعل به فرماندهی آگاه تبدیل شوم. در این میان هزاران بار از خدواند ممنونم که در این مسیر روشن قرار گرفتم. از خانواده محترم آقای مهندس دژاکام به دلیل مهیا کردن این ساختار عظیم تشکر میکنم که باعث شدند ما در این مسیر قرار بگیریم، رشد کنیم و به آرامش و آسایش برسیم.
در کنگره فرمانبرداری یعنی پذیرفتن قوانین؛ قوانینی همچون ساعت منظم مصرف دارو، حضور منظم و به موقع در جلسات، نوشتن سیدیها و ... که در واقع تمرین نظم دادن به آشفتگیهای درونی ماست. ما اگر نتوانیم بر قوانین بیرونی که برای نجاتمان گذاشته شده است تسلط پیدا کنیم، هرگز نمیتوانیم بر آشفتگیهای درونی خودمان مسلط شویم.
فرمانبرداری از قوانین کنگره برای من تکرار یک دستور نیست؛ بلکه تمرین بازگشت به نظم است. هر بار که من از یک قانون فرمانبرداری میکنم، در واقع به نفس خود آموزش میدهم که چگونه از اسارت نیروهای منفی رها شود.
فرمانبرداری مرحلهی آمادگی است؛ ابتدا باید یاد بگیریم که چطور از یک نیرویی که توسط مواد مخدر یا نیروهای منفی هدایت میشود، به یک نیروی منضبط تبدیل شویم؛ اما هدف نهایی رسیدن به فرماندهی است؛ یعنی زمانی که ما به جای اینکه فقط دستورات را اجرا کنیم، خودمان اراده خودمان را در مسیر درست به کار بگیریم. در آخر از خداوند سپاسگزارم به دلیل حضورم در کنگره۶۰.
نویسنده و رابط خبری: همسفر فاطمه ی. رهجوی راهنما همسفر ندا (لژیون چهاردهم)
عکاس: همسفر نیلوفر، راهنمای تازهواردین
ارسال: همسفر نسیم رهجوی راهنما همسفر سعیده (لژیون هشتم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی لوییپاستور
- تعداد بازدید از این مطلب :
62