امید است که در این روزها، شما هم خوب باشید. ما برای آنچه میگذرد؛ جزء بیان حق سخنی نداریم زیرا فرمان صادر شده. ما طبق آن فرامین به ادامه راه خود میپردازیم تا در این مسیر به آنچه میکاریم مطلوبترینِ آن به دستمان داده شود و در همان راه به مصرف میرسانیم.
پیام: سیدی هیچی

همسفر محبوبه و مسافرشان مسعود با ۱۰ سال تخریب، با آخرین آنتیایکس مصرفی شیره، تریاک و الکل وارد کنگره شدند. به مدت ۱۰ ماه و ۱۰ روز با متد DST و داروی OT با راهنمایی مسافر مجتبی و راهنما همسفر انسیه سفر کردند. هماکنون به مدت ۲ سال و ۳ ماه است با دستان پرتوان مهندس دژاکام از بند اعتیاد آزاد و رهـــا هستند. رشته ورزشی مسافر والیبال و رشته ورزشی همسفر ایروبیک و شنا میباشد. همسفر محبوبه خدمتهایی همچون: مسئول صدور کارت، دبیری جلسات خصوصی، رابط خبری لژیون ویلیام و ورزشبان شنا را در شعبه برعهده داشتهاند.
بهنظر شما شرط لازم برای فرمانبرداری چیست؟
از نگاه من اولین شرط فرمانبرداری، پذیرش و اعتماد است. اگر من نپذیرم که در بعضی مسائل نیاز به آموزش و راهنمایی دارم، نمیتوانم فرمانبردار خوبی باشم. در کنگره یاد گرفتم فرمانبرداری به معنی بیاختیار بودن یا چشم و گوش بسته عمل کردن نیست؛ بلکه یعنی در مسیر آموزش، به قوانین و راهنماییهایی که برای رسیدن به هدفم تعیین شده عمل کنم. من در سفر ویلیام متوجه شدم که خیلی وقتها مشکل من این نبود که راه را نمیدانستم، مشکل این بود که میدانستم اما انجام نمیدادم. وقتی شروع کردم به شنیدن، پذیرفتن و عمل کردن، کمکم تغییر را در خودم دیدم.
باتوجه به آموزشهای کنگره۶۰، فرماندهی یعنی چه؟
فرماندهی از نگاه من یعنی؛ انسان بتواند خودش را مدیریت کند. افکار، احساسات، رفتار و تصمیماتش را. فرمانده واقعی کسی نیست که به دیگران دستور بدهد؛ بلکه کسی است که ابتدا بتواند برخوردش فرماندهی داشته باشد. من وقتی نتوانم خشم، ترس، نگرانی و افکار منفی خودم را مدیریت کنم، چطور میتوانم ادعا کنم فرمانده زندگی خودم هستم؟ برای من فرماندهی یعنی: از جایی به بعد بهجای اینکه شرایط و آدمها، زندگی مرا تعیین کنند، خودم مسئول انتخابها و مسیر زندگیم باشم.
استاد امین میفرمایند: دروازه ورود به تاریکیها، نقض فرمان و دروازه ورود به روشناییها فرمانبرداری است. نظر خود را در اینباره بیان کنید.
این جمله برای من خیلی عمیق است. من فکر میکنم وقتی انسان دائماً فرمانهای درست را نادیده میگیرد، کمکم از مسیر خودش خارج میشود. شاید یک نقض فرمان در ابتدا کوچک بهنظر برسد؛ اما همین قدمهای کوچک میتواند انسان را به تاریکیهای بزرگتر برساند. در سفر ویلیام متوجه شدم دانستن بهتنهایی کافی نیست؛ باید دانستههایم را به عمل تبدیل کنم. وقتی آموزش را میشنوم اما برخلاف آن عمل میکنم، در واقع هنوز در همان چرخه قبلی هستم. از طرف دیگر فرمانبرداری برای من یعنی قدم گذاشتن در مسیر روشنایی. یعنی یاد بگیرم قبل از تصمیمگیریهای عجولانه گوش کنم، فکر کنم، آموزش بگیرم و بعد عمل کنم. بهنظر من فرمانبرداری، همان پلی است که انسان را از میدانم به انجام میدهم میرساند.
چه توصیهای برای همسفران سفر اول دارید که متوجه شوند، فرمانبرداری میتواند در تغییر زندگی آنها نقش موثری داشته باشد؟
توصیه من به همسفران سفر اول این است که فرمانبرداری را محدودیت نبینند؛ بلکه آن را یک فرصت برای تغییر بدانند. من خودم تجربه کردم که وقتی میخواستم همه چیز را با روش و تفکر خودم حل کنم، بیشتر خسته و سردرگم میشدم. اما وقتی پذیرفتم آموزش بگیرم، به راهنماییها عمل کنم و عجله نداشته باشم، آرامآرام نگاه من به زندگی تغییر کرد. به همسفر سفر اول میگویم: لازم نیست همه چیز را یک شبه درست کنی؛ فقط آموزش بگیر، فرمان درست را بشناس، و یک قدم کوچک اما واقعی بردار. شاید در ابتدا فرمانبرداری سخت بهنظر برسد؛ اما به مرور متوجه میشوی که همین فرمانبرداری تو را به جایی میرساند که بتوانی فرمانده زندگی خودت باشی. فرمانبرداری پایان راه نیست؛ آغاز فرماندهی واقعی است.
عکس: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون دوم)
رابط خبری: مسافر محبوبه رهجوی راهنما مسافر زهرا (لژیون ویلیام)
طراح سوالات و مصاحبهکننده: همسفر عاطفه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون دوم)
ویرایش: همسفر عاطفه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون دوم)
ارسال: همسفر اکرم راهنمای تازهواردین نگهبان سایت
همسفران نمایندگی زالپارس مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
26