همسفران لژیون یازدهم، رهجویان راهنما همسفر مولود در مورد دستور جلسه ( از فرمانبرداری تا فرماندهی ) بیان کردهاند:
همسفر عائده:
در کنگره۶۰ آموزش میگیریم که برای رسیدن به «فرمان عقل» که همان فرماندهی است، باید «منیت» را که نقطه مقابل آموزش است؛ در خود از بین ببریم و در هیچ زمینهای خود را بالاتر از دیگران نبینیم؛ زیرا همه یکسان هستیم با تلاش، کوشش و فرمانبرداری از شخصی که او را به عنوان راهنما و مربی برگزیدهایم، میتوانیم به مراتب بالاتر برسیم.
هر انسانی ابتدا باید بتواند بر شهر وجودی خود فرماندهی کند و برای انجام این کار، باید فرمانبردار خیلی خوبی باشد؛ و این کاری است بسیار دشوار و در عین حال، ساده و آسان؛ پس در آخر باید اینطور بیان کرد که اگر من خواهان رسیدن به هدف و خواستهای هستم، در کنارش فرمانبردار بودن حرف اول را میزند.
همسفر مریم:
از فرمانبرداری تا فرماندهی، زمان زیادی لازم است؛ من برای اینکه فرماندهای لایق بشوم، باید ابتدا فرمانبردار خوبی باشم و اگر بخواهم آموزگاری موفق باشم، باید فرمانبردار راهنمای خود باشم، زمانی که راهنمای (DST) به من میگوید؛ «سیدی بنویسید»، این کار برای بالا بردن تمرکز خودم است، پیش از آنکه وارد کنگره۶۰ شوم، باید هر مقامی یا تحصیلاتی دارم را پشت در بگذارم و با «ظرف خالی» وارد شوم تا بتوانم آرامآرام آموزشها را بگیرم و آنها را به دیگران منتقل کنم.
من باید فرمانبرداری را با شاگردی کردن و رعایت قوانین کنگره۶۰ به دست آورم، به طور مثال؛ زمانی که راهنمای تغذیه سالم از من میخواهند طبق برنامه پیش بروم، این کار برای رسیدن به سلامتی و کاهش وزن خودم است و از این طریق به آرامش میرسم؛ باید فرمانبردار تمام خدمتگزاران باشم و از تکبر دوری کنم، اگر کسی حتی یک کلمه به من بیاموزد، قدرشناس باشم من میتوانم با فرمانبرداری و پالایش، از تاریکی به سوی نور حرکت کنم.
همسفر نعیمه:
از وقتی وارد کنگره شدهام، هر زمان کلمه «فرماندهی» به گوشم میخورد، سریعا ذهنم به سمت پادگان میرفت؛ همیشه فکر میکردم فرماندهی فقط مختص پادگان است و شخص فرمانده، نیروهایی دارد که باید از دستورات او فرمانبرداری کنند، اما آموختهام که یک فرمانده خوب، ابتدا باید خودش فرمانبرداری کند، آموزش ببیند و تجربه کسب کند تا بتواند به فرماندهای توانا تبدیل شود.
برای رسیدن به فرماندهی، باید به «دانایی موثر» برسیم و برای رسیدن به این دانایی، حتما باید آموزش ببینیم، تنها زمانی میتوانم فرمانده خوبی برای دیگران باشم که در مرحله اول؛ فرمانده خوبی برای جسم، روح و روان خودم باشم فرماندهی عقل آنقدر ارزشمند است که باید برای رسیدن به آن، بهای سنگینی پرداخت کرد و صبر زیادی پیشه داشت.
همسفر آرزو:
قبل از ورود به کنگره۶۰ اگر که هر اشتباهی انجام میدادهام، شعارم برای توجیح کردن اشتباهم این بود که راهنمای درستی نداشتهام که راهنماییام کند؛ اما زمانی که وارد کنگره شدهام، یک راهبر و راهنما کنار من قرار گرفتهاند که نامش راهنماست، صفتش چراغ راه است؛ راه تاریکی را که من در آن قرار گرفتهام با نور و روشنایی حضورش روشن میکند، راهی را که خود رفته است و از گذرگاههای سختش عبور کردهاند، برای من راحت و هموار میکند؛ که مبادا من آن سختیها را مجددا متحمل شوم و حال وظیفه من در قبال این همه موهبت و لطف الهی چیست؟ آیا نباید فرمانبردار و تسلیم راهنما خود باشم، چگونه فرمانبردار باشم؛ هرچه از قبل از کنگره میدانستم و هر جایگاهی داشتهام پشت در بگذارم و وارد شوم، کنید خود را کنار بگذارم، غیر از چشم به راهنما و جایگاه بالاتر نگویم؛ با سعی، تلاش و بکارگیری آموزشها بتوانم جهانبینی خود را ارتقا بدهم و به اهداف راستین خود برسم.
رابط خبری: همسفر نعیمه رهجوی راهنما همسفر مولود (لژیون یازدهم)
ارسال: همسفر آرزو رهجوی راهنما همسفر مولود (لژیون یازدهم) نگهبانسایت
همسفران نمایندگی اروند آبادان
- تعداد بازدید از این مطلب :
115