جلسه چهارم از دور چهارم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی علی عصارزاده با نگهبانی مسافر حبیب، استادی راهنما محترم مسافر حسن دبیری مسافر یوسف با دستور جلسه «از فرمان برداری تا فرماندهی» در تاریخ سهشنبه هفدهم شهریورماه ماه ۱۴۰۵، رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
بسمالله الرح جلسه چهارم از دور چهارم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی علی عصارزاده با نگهبانی مسافر حبیب، استادی دستیار دیده بان محترم مسافر مرتضی و دبیری مسافر یوسف با دستور جلسه «هفته دیدهبان» در تاریخ سه شنبه سوم شهریورماه ماه ۱۴۰۵، رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.من الرحیم. سلام دوستان حسن هستم مسافر خدا را شاکر و سپاسگزار هستم که توفیق حضور در جمع شما دوستان داد و در این جایگاه هستم.
از ایجنت محترم، گروه مرزبانی و نگهبان محترم سپاس گذارم که این فرصت را در اختیار بنده قرار دادند تا خدمت کنم و آموزش بگیرم.
دستور جلسه از فرمانبرداری تا فرماندهی است، از نظر من یکی از اصلیترین اصول در درمان اعتیاد همین اصل فرمانبرداری است، یادم میاد وقتی وارد کنگره شدم و لژیون انتخاب کردم، پیشکسوتان لژیون گفتند باید سرت را با سر راهنما عوض کنی، در آن موقع نفهمیدم منظور از اینکه سرت را باید با سر راهنما عوض کنی؛ یعنی چه؟
بعداً متوجه شدم که باید هرچه راهنما به ما گفت فقط باید بگیم چشم، اگر میخواهیم درمان واقعی در ما اتفاق بی افتد.
در کنگره ما کسانی را بهعنوان فرمانده قبول میکنیم و از آنها فرمانبرداری میکنیم که آن شرایط لازم و جایگاه را دارند، خیلی از اوقات ما از کسانی فرمانبرداری میکنیم که لیاقت آن فرماندهی را ندارند، اما کسی که در کنگره بهعنوان فرمانده نشسته و ما از آن فرمانبرداری میکنیم بهعنوان یک رهجو واقعاً لیاقت فرماندهی را دارد.
ما در کنگره حضور پیدا میکنیم که اعتیاد را درمان کنیم و از مواد رهایی پیدا کنیم یا اگر مصرف سیگار داریم سیگار را درمان کنیم، آن کسی که راهنمای ما است و از آن فرمانبرداری میکنیم کسی است که خودش آن مسیر را طی کرده است و خودش دقیقاً آن کارهایی را که از شما میخواهد انجام دهیم در چهارچوب کنگره خودش مسیر را پشت سر گذاشته و انجام داده است.
وقتی راهنما فرمان کمکردن پله یا هر مسئله دیگری به ما میدهد خودش این مسیر را طی کرده است؛ چون مثل قبلاً خود ما مصرفکننده بوده است و سفر اول را گذرانده و از فیلترهایی عبور کرده و آزمون داده است تا راهنما و فرمانده لژیون شده است، من بهعنوان رهجو اگر میخواهم به فرماندهی جسم خودم برسم چرا میگوییم جسم؟ چون کسی که مصرفکننده است اختیارش در دست خودش نیست و اجبار به مصرفکردن است و فرمان را در دست ندارد.
خداوند به همه انسانها اختیار داده است، ما با مصرف مواد مخدر این اختیار را ازدستدادهایم.
با اولین نقض فرمان در زندگی این فرماندهی از ما گرفته شد، زیرا در زندگی همه ما کسانی بودند که برای اولینبار که سیگار یا مواد را مصرف کردیم به ما گوشزد کردند که عاقبت مصرف چه است و من نقض فرمان کردم.
داستان آدم از همین نقض فرمان شروع شد در زمانی که اختیار داده شد؛ اما فرمان هم صادر شد که نزدیک این درخت نباید شد.
در کنگره شخصی به فرماندهی میرسد که فرمانبردار مطلق باشد و فقط گوش به حرف راهنما باید بود نه هیچ شخص دیگری در لژیون.
دستور جلساتی که بیان میشود مهمترین و اساسیترین اصولی است که یک هفته را به آن مختص میدهند و من بهعنوان رهجو باید به این دستور جلسات و فرامین راهنما دقت بسیار داشته باشم.
شخص بنده با انجام همین موارد به نتیجه رسیدم، رهجو سفر اول باید دقت داشته باشد که با انجام بهموقع فرامین راهنما به حال خوش رهایی میرسد.
حرف راهنما نافذ است دل و عقل آن را قبول میکند، در این سفر نیروهای منفی هم بیکار ننشستهاند و مدام به سراغ ما میآیند و نیروی منفی از مسیر کنگره مارا خارج میکند.
جدا از کنگره هم اگر نگاه کنید افرادی موفق هستند که حرف بالادستی را یا بزرگتر را بهخوبی گوش و اجرا کردهاند.
از این که با سکوت زیبا به حرفهای من گوش کردید از همه شما سپاس گذارم.

تصویر بردار:مسافر احمد
تایپ و ویرایش:مسافر امیرعلی
ارسال خبر:مسافر ابوالفظل
نمایندگی علی عصارزاده
- تعداد بازدید از این مطلب :
27