مشارکت مکتوب همسفر لیلا
دستور جلسه این هفته «از فرمانبرداری تا فرماندهی» است. من قبل از کنگره، بیشتراز نیروهای منفی و نفس اماره فرمانبرداری میکردم و کمتر به عقلم گوش میدادم؛ چرا که تمام حسهای من آلوده شده بودند و به آنچه عقلم به من میگفت گوش نمیدادم، تمام وجودم را ناامیدی و ترس گرفته بود و فرمانبرداری من به این صورت بود که بیشتر در اوج ناامیدیها بودم و غم و اندوه تمام وجودم را گرفته بود. اما وقتی که به کنگره آمدم و آموزشها را دریافت کردم چیزهای زیادی را متوجه شدم. دکتر امین در سیدی معلم فرمودند:« اگر میخواهید تاریکیهای وجودیتان تبدیل به روشنایی شود، باید چشم گفتن را بلد باشید و خدمت کنید، تا از فرمانبرداری به فرماندهی برسید». و این چشم گفتن باید به کنگره، آقای مهندس و تمامی قوانین و حرمتهای کنگره۶۰ باشد. وقتی وارد لژیون میشویم، باید به راهنمای خودمان چشم بگوییم، تا کمکم بتوانیم حسها و افکار منفی خود را درست کنیم و به دانایی و مثلث دانایی نزدیک شویم و وقتی وارد مرحله عمل کردن شدیم، یعنی آن پندار و گفتار به کردار تبدیل شد آن موقع است که ما میتوانیم کمکم به فرماندهی جسم خودمان برسیم؛ و وقتی تمامی قوانین و حرمتها را اجرا کردیم، چشم گفتیم و خدمت خالصانه انجام دادیم، آنوقت میتوانیم الگوی خوبی برای دیگران باشیم و آموزشها و تجربههایی را که دریافت کردهایم، در اختیار دیگران قرار بدهیم؛ تا انسانهای بیشتری در این مسیر مقدس به حال خوش و به رهایی از تمام افکار منفی و اعتیاد برسند؛ پس فرماندهی به معنای فرمان دادن به دیگران نیست، بلکه به معنای مسئولیتپذیری کامل در قبال جسم، روان و جهانبینی خودمان است. و اگر کسی بخواهد بدون گذر از مرحله فرمانبرداری که همان آموزش، تفکر و تجربه است مستقیماً به فرماندهی برسد، دچار توهم میشود و اگر کسی هم در مرحله فرمانبرداری بماند، به فردی وابسته و ناتوان تبدیل میشود و در هنگام بروز مشکلات و مسیرهای سختی که در زندگی برای انسان به وجود میآید، نمیتواند تصمیم درست را بگیرد و در رکود میماند، پس بهترین کار این است که امروز خوب گوش دهیم و فرمانبردار باشیم، فردا مطمئناً میتوانیم فرمانده زندگیمان باشیم.
مشارکت مکتوب همسفر زهرا
در مورد دستور جلسه از فرمانبرداری تا فرماندهی، من برای دستیابی به فرماندهی، در ابتدا باید فرمانبردار خوبی باشم؛ البته بایستی این را در نظر بگیرم که در چه راهی قدم برمیدارم و فرمانبرداری از چه مسیر و آموزشی را دریافت میکنم؛ چون فرمانبرداری هم در راه درست و مثبت و هم در راه منفی و غلط امکانپذیر است. که اگر من در مسیر غلط فرمانبردار باشم قطعاً تبدیل به فرماندهی میشوم که به سمت تاریکی میرود، همانطور که استاد امین فرمودند:« دروازه ورود به تاریکیها، نقض فرمان است». با نقض فرمان کردن اختیار من، کامل در دست من نیست، پس من نمیتوانم فرمانده خوبی برای کالبد خودم چه در صور آشکار و چه در صور پنهان باشم. قطعاً برای تبدیل شدن به یک فرمانده لایق، من بایستی در مسیر درست و صراط مستقیم با تبعیت از فرمانها و فرمانبردار بودن و گرفتن آموزشهای درست، پله پله به رستگاری که همان «شو، شود» است نزدیک شوم. و همیشه این را به خاطر داشته باشم که بهشت را به بها میدهند، نه به بهانه؛ پس برای چالشها و مشکلاتی که در این مسیر سر راه من قرار میگیرند گله و شکایت نکنم، ثابت قدم باشم، از ضد ارزشها دوری کنم و همیشه فنجان وجودی من برای گرفتن آموزشها خالی باشد. و این را در نظر داشته باشم که من برای تغییر جایگاه، همیشه نیازمند آموزش گرفتن هستم؛ به دور از منیت، شرک، کبر و تمام ضد ارزشهایی که من را از این مسیر دور میکنند. همانطور استاد امین در سیدی کبر فرمودند:« نقطه سقوط انسان در کبر است».امیدوارم بتوانیم تمام آموزشهایی که دریافت میکنیم را کاربردی کنیم و پله پله به آن جایی برسیم که از آنجا انشعاب یافته ایم.
مشارکت مکتوب همسفر فاطمه
فرماندهی امری مهم و یکی از خواستههای انسان است؛ لازمه یک فرماندهی خوب، فرمانبرداری خوب است. با فرمانبرداری از عقل، میتوان به فرماندهی عقل رسید، این کار آسانی نیست ولی قابل اجرا است. من میتوانم با فرمانبرداری عقل، از انجام کارهای ساده و کوچک شروع کنم تا به کارهای بزرگ برسم؛ فرمانبرداری در همه مراحل زندگی وجود دارد و فقط مختص اعتیاد نیست. ما اگر فرمانبردار خوبی نباشیم قطعاً نمیتوانیم فرمانده خوبی برای اداره زندگی و حتی شهر وجودی خود باشیم. اگر انسان بخواهد در هر مقولهای صاحبنظر باشد، بتواند کاری را انجام دهد و در جایگاه فرماندهی قرار بگیرد، اول باید فرمانبرداری را کامل انجام دهد. شاید فرمانبرداری کار سادهای به نظر برسد، ولی در عمل، کار راحت و سادهای نیست. استاد امین فرمودند:« شرط لازم برای اینکه در کنگره فرمانبردار خوبی باشم، این است که در مورد استادم قضاوت نکنم، در مورد اینکه استادم چه مطالبی را میداند یا نمیداند نظر ندهم، در مورد اینکه حرفهایی که در لژیون میزند آیا منطقی است یا نیست نظر ندهم». اگر توانستم این کارها را انجام دهم آن وقت فرمانبردار خوبی هستم و در ادامه هم میتوانم فرمانده خوبی باشم. یک فرمانده خوب ابتدا یک فرمانبردار خوب و گوش به فرمان بوده که توانسته است به فرماندهی خوب برسد.
تایپ، ویرایش و ارسال: همسفر ریحانه رهجوری راهنما همسفر زهره (لژیون اول) دبیر سایت
همسفران نمایندگی زاگرس
- تعداد بازدید از این مطلب :
36