English Version
This Site Is Available In English

فرمانبرداری درست مقدمه رسیدن به فرماندهی است

فرمانبرداری درست مقدمه رسیدن به فرماندهی است

دومین جلسه از دوره چهارم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره۶۰، ویژه مسافران نمایندگی میلاجرد با استادی مسافر رضا، نگهبانی مسافر احمد  دبیری مسافر سعید با دستور جلسه "از فرمانبرداری تافرماندهی" دوشنبه  16 شهریور ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد؛

سلام دوستان رضا هستم یک مسافر،
شاکر خداوند و آقای مهندس هستم به خاطر وجود کنگره60،
خیلی متشکرم از راهنمای خودم، آقای رضا قدمی، واقعاً سپاسگزارم که هرچه دارم، آرامش نسبی که در زندگی‌ام هست، مدیون ایشان هستم تشکر ویژه می‌کنم از مرزبان و ایجنت محترم شعبه که واقعاً زحمت زیادی برای این شعبه کشیده‌اند.

اما در مورد دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی»، اینکه فرماندهی حالا بیرون از کنگره، هر جا اسم فرمانده می‌آید، همه فکر می‌کنند یک پادگان نظامی است که طبق آن سلسله‌مراتب، باید از همدیگر مثلاً یک دستوری بگیرند و آن را اجرا کنند ولی کنگره ۶۰ همان‌طور که همه‌مان می‌دانیم و مستحضرید، همیشه دو موضوع را در نظر می‌گیرد، صور آشکار و پنهان

واقعاً فرماندهی هم همین را دارد در صور پنهان، اگر به بیرون، یک آدم سالمی بگویی صور پنهان و آشکار، شاید واقعاً نداند چیست، ولی در کنگره، من خودم را می‌گویم حالا ما نمی‌گوییم، چون همه‌مان یک روزی مصرف‌کننده بودیم، ولی من زمانی فرماندهی را فهمیدم که در قعر تاریکی‌ها فرو رفتم و آمدم در کنگره و یواش‌یواش آموزش گرفتم.

فهمیدم این فرماندهی با آن فرماندهی پادگان و ارتش و این‌ها فرق می‌کند هر جایی، در هر مقوله‌ای، یک فرماندهی نیاز است حتی در خانواده، من اگر فرماندهی خوبی نداشته باشم، شاید بچه من تربیت خوبی نداشته باشد کنگره هم دقیقاً همین را می‌گوید، می‌گوید می‌خواهی در یک مسیری حرکت کنی، هدفت باید آن فرماندهی باشد.

حالا این نیست که مثلاً فرمانده نظامی بشوی که، ولی به آن مراتب بالاتر برسی اصلاً من خودم به یک جایی برسم که آن چیزهایی را که از دست دادم، به دست بیاورم حالا می‌گوید این چگونه به دست می‌آید می‌گوید آقا، این در تاریکی‌ها بود، من بودم و نمی‌دانستم چگونه رفتار کنم که این فرماندهی را به دست بیاورم.

مثلاً مصرف‌کننده تریاک بودم، گفتم بگذار یک زوری بزنم، یک مقدار از فرماندهی را احیا کنم آمدم روی خط هروئین، ولی ندانستم که اشتباه است از هروئین رد شدم، حالا کمیکال، شیشه و فلان ولی آمدم در کنگره و فهمیدم که فقط با آموزش گرفتن و آن فرمانبرداری که می‌گویند، به آن فرماندهی واقعاً می‌شود رسید.

در صور پنهان، واقعاً می‌گوید یک مصرف‌کننده بهتر از آدم معمولی می‌داند که صور پنهان این فرماندهی چیست، ولی از آن‌ور نمی‌دانیم که این، چه به قول خودمان خسارتی به منِ مصرف‌کننده می‌زند که من می‌آیم یک مواد را جایگزین یک مواد دیگر می‌کنم که بتوانم بیشتر کار کنم، تایم کارم را بهتر کنم، تایم خوابم را بهتر کنم و درآمدم را بالا ببرم.

شاید یک جایی من یک روزی می‌گفتم مثلاً حالا سه گرم می‌کشم، چهار گرم بکشم، دو ساعت بیشتر می‌توانم کار کنم، ولی از این‌ور نمی‌دانستم که چه ضربه‌ای به خودم می‌زنم.

یک روزی می‌آید که شاید من در بیست‌وچهار ساعت، به قول خیلی از راهنماها یا استادها، واقعاً من خودم یکی از آن آدم‌ها بودم که تا بیدار می‌شدم، مردم از سر کارشان می‌آمدند و من تازه می‌رفتم سر کار.

این دقیقاً همان نقطه‌ای است که من فرماندهی را از دست داده بودم فرماندهی صور پنهان در کنگره، به نظر من، فقط با آموزش گرفتن است.

حالا ما روزهای اول آمده بودیم، می‌گفتند آقا، بچسب به این صندلی، دو ماه گوش بده، هرچه می‌گویند من خودم واقعاً شاید تا دو ماه اصلاً متوجه نبودم کجا، ولی گوش می‌دادم راهنما می‌گفت بیا، درست می‌شوی، بیا، درست می‌شوی.

حالا شاید خیلی‌ها برایشان سخت باشد من خودم به آقا محسن گفتم، روزهای اولی که می‌رفتم کنگره، در یک محل پایینی بودیم می‌گفتم الان من را مثلاً سجاد ببیند، با پیراهن سفید و یک کیف، می‌گوید بچه‌محل قدیم ما چه تیپی زده، فلان.

ولی الان واقعاً افتخار می‌کنم می‌گویم بگذار یک پیامی برسد، شاید یک بنده‌خدایی واقعاً نیاز داشته باشد که بداند اصلاً این پیراهن سفیدی کجا می‌رود، این آدم چقدر تغییر کرده.

امیدوارم که من هم بتوانم یک آموزشی بگیرم و این فرماندهی که ضعیف شده بود را قوی کنم و این فرمانبرداری، به نظر من، از همان روزهای اول باید شروع بشود.

این سفر اولی و سفر دومی هیچ فرقی نمی‌کند به نظر من، کسی می‌تواند یک فرمانده خوب باشد که اول آن فرمانبرداری را یاد بگیرد.

من هیچ‌وقت یادم نمی‌آید که یک جلسه مثلاً بنشینم در لژیون، بعد مثلاً حتی راهنما به من بگوید که اصلاً سی‌دی نوشتی یا نه قبل از اینکه بگوید، حتی بعضی وقت‌ها دو تا، سه تا، من برای راهنما نمی‌نوشتم، من برای خودم واقعاً می‌نوشتم.

هر سی‌دی هم که می‌نوشتم، مطمئناً یک برداشتی داشتم که سی‌دی دومم را ادامه می‌دادم و می‌نوشتم.

امیدوارم که در کنگره بمانیم و جزو آن خدمتگزارهای خوب کنگره باشیم و چیزهایی که حالا یک نمونه‌اش این فرماندهی صور پنهانمان را از دست دادیم، بتوانیم به دست بیاوریم.

از اینکه به صحبت‌هایم توجه کردید، متشکرم، ممنون.

عکس؛ مسافر عباس
تنظیم؛ مسافر علی
مسافران نمایندگی میلاجرد اراک

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .