همسفر اعظم ( لژیون یکم )
فرماندهی امر مهم و یکی از خواستههای انسان است. لازمه یک فرماندهی خوب فرمانبرداری خوب است. فرمانبرداری در همه مراحل زندگی وجود دارد و فقط مختص اعتیاد نیست، اگر انسان بخواهد در هر مقولهای صاحب نظر باشد و بتواند کاری را انجام بدهد و در جایگاه فرماندهی قرار بگیرد اول باید فرمانبرداری را کامل انجام دهد.
شاید به نظر فرمانبرداری کار سادهای باشد ولی در عمل کار ساده و راحتی نیست.
استاد امین میفرمایند: شرط لازم برای این که در کنگره فرمانبردار خوبی باشیم این است که در مورد استاد خود قضاوت نکنیم و اینکه استاد چه مطالبی را میداند یا نمیداند نظر ندهم. در مورد اینکه حرفهایی که در لژیون میزند آیا منطقی است یا نیست نظر ندهم.
اگر توانستم این کارها را انجام بدهم آن وقت فرمانبردار خوبی هستم و در ادامه هم میتوانم فرمانده خوبی باشم. ما باید اول بدانیم برای چه باید یک فرمانبردار باشیم و بعد بخواهیم که به آن عمل کنیم و از آموزگار خود بیاموزیم؛ زیرا اگر از او نیاموزیم روزگار به ما خواهد آموخت. فرمانبرداری دو بخش دارد: صور پنهان و صور آشکار. صور آشکار این است که راهنمای من به من میگوید: فلان کار را انجام بده و من میگویم: چشم و صور آشکار آن چشم است؛ اما در خلوت میروم کار دیگری را انجام میدهم و خود فرماندهی میکنم اما اگر برای هدف خود ارزش قائل باشم و بخواهم که به آن برسم باید حرکت من حرکت درستی باشد.
همسفر نسرین ( لژیون یکم )
باید گفت که فرمان برداری یعنی: گوش به فرمان بودن و اطاعت امر کردن است. همانطور که آقای مهندس در سخنان خود فرمودند: تا انسان فرمان برداری را یاد نگیرد نمیتواند فرمانده لایقی شود و این فرماندهی میتواند در هر زمینه و هر جایگاه و یا شغلی باشد.
یک فرمانده خوب قبل از اینکه به این مقام برسد سالها تلاش کرده است، آموزش دیده و تجربه کسب کرده است و درکنار اینها فرمان بردار خوبی هم بوده است که این فرمانده توانا در مسیر خود گوش به فرمان بوده که توانسته است به این مقام برسد. انسان اکثر اوقات در زمان ورود به هر تجمع آموزشی و یادگیری، از خودش در برابر آن آموزش مقاومت نشان میدهد و این از غرور و تکبر انسان است که خود را بیشتر از آن آموزهها میپندارد و اجازه حرف شنوی را از او میگیرد.
من اگر بخواهم در هر زمینهای، آموزشی ببینم و چیزی یاد بگیرم بهتر است اول استاد یا دبیری برای خود انتخاب کنم و هر آنچه را که استاد به من آموزش میدهد را به خوبی اطاعت امر کنم و گوش به فرمان باشم، این فرمان برداری من است که میتوانم پله پله در آن زمینه صعود کنم و روزی خود نیز در جایگاه فرماندهی باشم.
فرمان برداری و فرماندهی در کنگره ۶۰ حالت رئیس و مرئوس نیست بلکه همراه عشق و محبت است؛ چون هدف در کنگره، آموزش درستی و راستی است.
یکی از شرطهای مهم ورود به کنگره یاد گرفتن فرمان برداری است.
در کنگره ۶۰ کسی که درجایگاه راهنما یا ایجنت قرار دارد روزی یک رهجو بوده است و قوانین و مقررات را در چهارچوب و محدوده کنگره رعایت کرده است، یعنی او روزی فرمان بردار خوبی بوده است که اکنون توانسته است به فرماندهی برسد. من هم اگر خواهان این جایگاه باشم باید فرمان بردار خوبی باشم و این مرحله به مرحله و با صبر میسر میگردد و در این مسیر هر آنچه را که راهنما از من میخواهد به خوبی انجام دهم و مطمئن باشم که پایان این فرمان برداری شیرینی آموزش، آرامش و یا فرماندهی است.
یک انسان مصرف کننده که وارد کنگره ۶۰ میشود اگر خواهان درمان و تعادل باشد باید مطیع و گوش به فرمان راهنما باشد چرا که راهنما تسلط کامل بر شناخت اعتیاد دارد و او را به درمان و رهایی میرساند.
انسان زمانی دامنه فرماندهیاش افزایش پیدا کرده است که قادر است کار جدیدی را انجام دهد. برای رسیدن به فرماندهی نیاز به گوش به فرمان بودن، صبر، حوصله و آموزش های پله به پله است.
همسفر زهرا ( لژیون یکم )
یک فرمانده خوب ابتدا یک فرمانبردار خوب و گوش به فرمان بوده که توانسته است به فرماندهی خوب برسد.
یک مسافر هیچ فرمانروایی ندارد چون مواد مخدر همه اختیار او را از فرد مصرف کننده گرفته اسن و برای پس گرفتن این اختیار، باید از فرمانبرداری شروع شود.
برای باز پس گرفتن شهر وجودی باید کفشهای آهنی پوشید، یعنی آنقدر روی باز پس گرفتن فرماندهی تلاش کرد و در فرمانبرداری محکم و دقیق عمل کرد تا به فرماندهی رسید.
باید تسلیم و گوش به فرمان قوانین کنگره ۶۰ باشیم تا بتوانیم روزی یک فرمانده خوب شویم.
ما باید تسلیم قوانین کنگره و آموزشهای کنگره باشیم و تاز مانی که فرمانبردار خوبی نباشیم فرمانده خوبی نخواهیم بود.
همسفر ناهید ( لژیون یکم )
اگر در کارخانهای پنجرهای شکست باید حتما آن پنجره عوض شود؛ زیرا اگر عوض نشود پنجره دوم و پنجره سوم هم میشکند و بعد لوله آب، دیوار و سقف و آن کارخانه به زودی تبدیل به یک مخروبه میشود.
اگر فرمانبردار خوبی نباشیم نمیتونیم فرمانده خوبی باشیم .
در کنگره ۶۰ مرزبانان باید در قسمت ورودی ساختمان مستقر باشند؛ چون همه چیز را کنترل میکنند، باید همه چیز تمیز و مرتب باشد.
فرماندهی یک هدف است و معنای عام دارد و فرماندهی یک امر مهم و یکی از خواستههای انسان است که شاید کار آسانی نباشد ولی لازم الاجرا است.
برای مثال از فرمانبرداری از عقل میتوانیم از کارهای روزمره شروع کنیم مثل: زود از خواب بیدار شدن، زود به خواب رفتن و سرموقع شربت ot خوردن. برای رسیدن به فرماندهی عقل در هر کاری یکسری بایدها و نبایدها وجود دارد که بایدها همان ارزشها و کارهای خوب است و نبایدها همان ضدارزشها است.
من وقتی میتوانم فرمانده خوبی برای دیگران باشم که در مرحله اول فرمانده خوبی برای جسم، روان و روح خود باشم.
یک انسان زمانی میتواند به نیروهای خود مسلط باشد که به فرماندهی عقل برسد که فرمانبرداری در تمام مراحل زندگی وجود دارد و فقط مختص کنگره ۶۰ و افراد مصرف کننده نیست.
رابط خبری: همسفر زهرا رهجوی راهنما نجمه( لژیون یکم )
ویرایش و ارسال: همسفر وجیهه نگهبان سایت
نمایندگی همسفران ساوه
- تعداد بازدید از این مطلب :
54