بعد از آنکه به کنگره آمدم۶۰، متوجه شدم قبل از هر چیز من فرمانروای شهر وجودی خودم هستم. باید بسیار کوشش کنم تا تخریبهایی که به وجود آوردهام را درست کنم.
برای اینکه موفق باشم، باید از یک نیروی مثبت اطاعت و پیروی کنم تا از مرحلهی نفس اماره خارج شوم. و نیروهای درون خودم را به گونهای تربیت کنم تا به فرمان عقل نزدیک شوم؛ وقتی در تاریکی قرار میگیریم مانند یک اسیر دست و پا بسته هستیم. برای غلبه بر این نیروها باید فرمانبردار خوبی باشیم.
شرط مهم در فرمانبرداری، این است که بپذیریم اشکال از درون ما هست. فرمانبردار بودن کار راحتی نیست؛ ولی وقتی انجام بدهیم نتیجه آن به آرامش رسیدن است. فرماندهی یک هدف است و مسیر را مشخص میکند. کسانی که در کنگره همواره فرمانبردار هستند از سربازی به سرداری می رسند و این مراحل را ذره ذره طی می کنند.
همیشه فرمانبرداری مهمترین مسئله است، اگر فرمانبرداری را یاد بگیری میتوانی فرمانده باشی و هرچه عقل و شعور ما بیشتر باشد، فرمانبردارتر هستیم.
فرمانبرداری کسر شأن نیست و میتواند ما را تغییر بدهد.
نویسنده: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون ششم)
رابط خبری: همسفر زینب رهجوی همسفر فاطمه (لژیون ششم)
عکاس: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پنجم)
ویرایش: همسفر سهیلا رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پنجم) دبیر اول سایت
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون ششم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی صادق
- تعداد بازدید از این مطلب :
56