English Version
This Site Is Available In English

فرماندهی پاداش فرمانبرداری است

فرماندهی پاداش فرمانبرداری است

 

‌هشتمین جلسه از دوره بیستم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی گنجعلی‌خان کرمان با استادی دستیار اسیستانت همسفر رویا، نگهبانی همسفر اشرف و دبیری همسفر سحر با دستور جلسه « از فرمانبرداری تا فرماندهی» روز دوشنبه ۱۶ شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت :۱۶ آغاز به‌کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خداوند را شاکرم که امروز این اجازه را داد که من در خدمت دوستان با محبت نمایندگی گنجعلی‌خان حضور داشته باشم تا خدمت کنم. امروز با دستور جلسه از فرمانبرداری تا فرماندهی در خدمت شما هستم؛ شاید ابتدا وقتی به این دو کلمه نگاه می‌‌‌کنیم حس می‌کنیم که دو واژه هستند که رو به‌روی هم قرار می‌گیرند، در صورتی که فرماندهی، پاداش فرمانبرداری است. هر همسفری در ابتدای ورود به کنگره به همراه خود کوله‌باری از غم و درد دارد و برای این‌که بتواند زندگی‌اش را تغییر بدهد؛ باید یک‌سری اصول و قوانین را یاد بگیرد. در سفر اول زمانی که همسفر وارد کنگره می‌شود باید یک‌سری قوانین را یاد بگیرد تا تغییر انجام شود. در سیستم هستی هم که نگاه کنید، به تمام ارگان‌ها و تمام سیستم‌هایی که بیرون از کنگره هم وجود دارند این قانون رواج دارد. در کنگره هم هر شخصی اگر بخواهد یک تغییراتی در زندگی‌اش صورت بگیرد؛ باید از مافوق‌ خودش (راهنما) اطاعت کند. از فرمانبرداری تا فرماندهی مسیر رشد و تکامل شخص است؛ وقتی که راهنما این مسیر را خودش طی کرده و به رهجو می‌گوید که سی‌دی بنویس، سر وقت بیا، مشارکت کن، خدمت‌کن، همه این‌ها یک پکیج است برای به دست آوردن حال خوش. برای سفر اولی ها، رهجویی که فرمانبرداری قوی داشته باشد این را دریافت می‌کند و به حال‌خوشی می‌رسد و رهجویی که فرمانبرداری نمی‌کند، درجا می‌زند.

سفر دومی‌ها، خدمتگزاران، راهنما‌ها، ایجنت، نگهبان، دبیر...که فرمانبرداران خوبی بودند و الآن فرمانده شدند و یک مسیر تکاملی را طی کردند، اکنون با خدمت‌کردن بهای حال‌ خوب خود را پرداخت می‌کنند. یک سفر دومی که در جایگاه قرار می‌گیرد؛ وقتی می‌تواند بگوید من فرمانده هستم و می‌توانم در شهر وجودی خود فرماندهی کنم که با لبخند به دیگران نگاه کند و علیرغم مشکلات و سختی‌هایی که دارد با لبخند با دیگران برخورد می‌کند؛ وقتی در جایگاه شخص توقع نداشته باشد که  دیگران تأییدش کنند یا نکنند این می‌شود که با آغوش باز دیگران را پذیرا باشد؛ یا اگر شخصی در جایگاه قرار گرفت و مورد انتقاد قرار گرفت و از نقد دیگران ناراحت نشد و توانست نسبت به اتفاقاتی که می‌افتد کنترل یا واکنش داشته باشد آن موقع فرمانده خوبی خواهد بود. اگر بتوانم در جایگاه خدمتی مسئولیت و جایگاه خودم را فرماندهی کنم می‌توانم به این باور برسم که دستورات و قوانین را درست اجرا کرده‌ام. تجربه شخصی خودم این است که در ابتدای سفر تایم زیادی برای سی‌دی نوشتن نداشتم، البته نه اینکه نخواهم بنویسم بلکه تایم نداشتم و نمی‌توانستم درست فرمانبرداری کنم و از آن جایی که دوست داشتم بنویسم، با راهنمایم صحبت کردم و راهنمایم خانم زهره توکلی که ان‌شاءالله هر جا هستند در آرامش باشند به بنده گفتند: که سعی کن زمانت را مدیریت کنید و سرعت عمل داشته باشید از آن به بعد صبح زود و یا آخر شب شروع به سی‌دی‌ نوشتن  کردم.

وقتی این کار را انجام دادم چنان گشایشی از تک‌ تک جملات سی‌دی‌ها برای من اتفاق افتاد که گره‌های زیادی به واسطه آن از من باز شد. یک وقت‌هایی سختی کشیدن‌ها نیاز ما است و همان سختی‌ها هست که آدم را بزرگ می‌کند. تجربه دیگرم هم این است که وقتی موقع  گرفتن خدمت‌ها می‌شد بنده فرصت برای خدمت نداشتم و همیشه می‌گفتم که این فرصت را به دیگران بدهم و  جایی را اشغال نکنم و من هنوز آن باور و ظرفیت در درونم ایجاد نشده است و توانایی را در درونم نمی‌دیدم به خاطر همین از خدمت شانه خالی می‌کردم در صورتی که نمی‌دانستم این‌جا وَالسَّابقونَ السَّابِقون است و باید از دیگران پیشی بگیریم برای دریافت بیشتر و برای این‌که ظرفیت من با جایگاه همراه شود؛ چون می‌ترسیدم و دوست نداشتم از حصاری که دور خودم پیش پیچیده بودم بیرون بیایم و همچنین ترس‌های ذهنی که داشتم که نکند خدمت خود را درست انجام ندهم یا به موقع نیایم این‌ها ترس‌های ذهنی بود که مانع خدمت می‌شد. آدم‌ها؛ وقتی از محدوده امن خودشان خارج شوند آن موقع هست که ارتقاء پیدا می‌کنند تا وقتی احساس می‌کند که همه چیز فراهم هست و اگر بخواهی فراتر روی سختت می‌شود هیچ تغییری در درونم ایجاد نخواهد شد.

باز تصمیم  من این شد که به خاطر احترامی که برای راهنمایم قایل بودم شروع به خدمت کنم با اینکه در شرایط بارداری بودم و شرایط باز فراهم نبود؛ ولی خدمت کردم و متوجه شدم خود جایگاه به آدم ظرفیت و توانایی می‌دهد. وقتی انسان‌ها باورشان یاورشان می‌شود و روی موج کنگره سوار می‌شوند، اصلاً متوجه نمی‌شوند که نیروهای غیبی و الهامات درونی آن‌ها را هدایت می‌کند و این باورها جایگزین ترس‌های ذهنی می‌شود این هست که اگر فرمانبرداری کنیم از راهنما و هر جایگاه دیگر که هر کدام ارزشمند هستند؛ حتی اگر احساس کردم که طرف مقابل فرمانی که می‌دهد درست نیست اگر باز گوش به فرمان بودید و چشم گفتید متوجه رشد خود خواهیم شد. هر چه بیشتر در کنگره حضور پیدا کنیم بیشتر متوجه عظمت این سیستم خواهیم شد و هر چه بیشتر متوجه عظمت این سیستم شویم، شور خدمت و عشق خدمت در درون ما بیشتر می‌شود و متوجه می‌شویم که هنوز نتوانستم ذره ‌ای از محبت‌های این سیستم و جناب مهندس و خانواده ایشان را جبران کنم. امیدوارم شور عشق و آگاهی در درون همه ما بیدار باشد و یادم رفت در ابتدا فراموش کردم از اسیستنت محترم خانم سحر عزیز که عشق و حس خوبشان در وجود تک تک شما موج می زند و ایشان الگوی بنده هستند و بنده در هر مسیر از خدمت به یاد ایشان می‌افتم که یک فرمانبردار واقعی و عاشق هستند و همچنان این کار را انجام می‌دهند امیدوارم هر جا هستند سلامت باشند، امیدوارم تک تک شما عزیزان هم هر خواسته ‌ی دارید به آن برسید.

در شروع جلسه تقدیر از دبیر دوره قبل همسفر عفت و معرفی دبیر دوره جدید همسفر سحر

در پایان جلسه تقدیر از دستیار آبدارخانه همسفر محدثه و معرفی دستیار جدید همسفر اعظم

مرزبانان کشیک: همسفر زهرا و مسافر محمد
تایپیست: همسفر مینا رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون هفتم)
عکاس: همسفر راضیه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم)
ویرایش: همسفر محدثه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم) دبیر سایت
  ارسال: همسفر توران رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون هفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی گنجعلی‌خان

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .