جلسه اول از دوره چهارم جلسات لژیون سردار همسفران کنگره۶۰ نمایندگی صالحی ۲ با استادی مرزبان همسفر زهره، نگهبانی راهنمای تازهواردین همسفر سوسن، دبیری همسفر منصوره و خزانهداری راهنما همسفر اکرم با دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» در روز یکشنبه 15 شهریور ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۵:۰۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
خدا را شاکرم که در این جایگاه در حال خدمت هستم. امیدوارم لژیون سردار روزبهروز بزرگتر شود و بهتر از گذشته به مسیر خود ادامه دهد. دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» است.
دستور جلسات کنگره۶۰ بهتنهایی برای افراد قابل درک است. گاهی با موضوعی مواجه میشویم که لازم است کسی آن را برای ما توضیح دهد تا متوجه شویم مفهوم آن چیست؛ اما دستور جلسات کنگره۶۰ ساده و روان هستند. «از فرمانبرداری تا فرماندهی» یعنی اگر فرمانبرداری کنیم، به فرماندهی میرسیم. اگر بخواهم مثالی بزنم، یک مکانیک خوب را در نظر بگیرید. مکانیک خوب چه کسی است؟ کسی که زمانی خودش شاگرد خوبی بوده است. او نیز روزی نزد یک اوستاکار رفته و شاگردی کرده است تا به این مرحله رسیده و امروز در جایگاه یک مکانیک خوب قرار گرفته است.
مثال دیگر، یک خیاط ماهر است. خیاط ماهر کسی است که زمانی شاگرد خوبی بوده و نزد خیاطی که مهارت داشته، رفته و فرمانبرداری کرده است تا روزی خودش نیز به یک خیاط ماهر تبدیل شده است. ما نیز برای اینکه بتوانیم فرماندهی عقل خود را به دست آوریم، باید فرمانبردار خوبی باشیم. در وادی ششم نیز آمده است: «رسیدن به فرمان عقل». راهنمای من، دیدهبان همسفر شهره، در لژیون میگویند: رسیدن به فرمان عقل قرار نیست کار بزرگی باشد. برای مثال، در خانه هستید و به شما میگویند ظرفها را بشویید، لباسهایتان را روی مبل نیندازید و آنها را آویزان کنید. همین کارهای کوچک، فرمان عقل محسوب میشوند.
در کنگره۶۰ نیز برای اینکه به فرمان عقل برسیم، باید فرمانبردار راهنمای خود باشیم. تحت هر شرایطی، بدون چونوچرا، هرچه راهنما میگوید، به حرف او گوش کنیم و خود را با آموزشهای راهنما هماهنگ کنیم. وقتی این کار را انجام دهیم، به فرماندهی میرسیم. چرا؟ چون فرمانبردار عقل بودهایم و به فرمان عقل رسیدهایم. آقای مهندس دژاکام میگویند: اگر شما بر مادیات سوار باشید، نیمی از قدرت شیطان را شکست دادهاید؛ ولی اگر مادیات بر شما سوار باشد، قطعاً شکست میخورید. فرمانبرداری تا فرماندهی نیز همینگونه است.
اگر من اختیار پول خود را داشته باشم، بدانم کجا این پول را خرج کنم و چگونه آن را هدایت کنم، به فرماندهی و حال خوب میرسم؛ ولی تا زمانی که پول بخواهد به من فرمان دهد که چه کار کنم، به حال خوب نمیرسم. من میدانم مکانی به نام کنگره۶۰ وجود دارد که هر چقدر هم کمک کنیم، باز هم کم است و میدانم پول در مسیر درستی خرج میشود؛ ولی زمانی میرسد که میخواهیم پولی را ببخشیم، شروع به حساب و کتاب میکنیم و با خود میگوییم: آیا پولم را ببخشم یا نبخشم؟ اگر پولم را ببخشم، فلان کار دیگر را نمیتوانم انجام دهم.
وقتی این حساب و کتابها وارد زندگی میشود، به آن حال خوش نمیرسیم. پس تا زمانی که ما فرمانبردار پول باشیم، به فرماندهی نمیرسیم؛ ولی اگر پول فرمانبردار ما باشد، ما به فرماندهی میرسیم. امیدوارم با آموزشهای کنگره۶۰ به فرماندهی عقل برسیم و بتوانیم تصمیم بگیریم پولمان را در کجا و در چه مسیری خرج کنیم.

تایپ: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر شهره (لژیون اول)
عکاس: مرزبان خبری همسفر سعیده
ویرایش و ارسال: همسفر پرنیا رهجوی راهنما همسفر شهره (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی صالحی2
- تعداد بازدید از این مطلب :
58