جلسه سیزدهم از دوره پانزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی قائمشهر به استادی همسفر یگانه، نگهبانی همسفر طاهره و دبیری همسفر آرزو با دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» روز دوشنبه ۱۶ شهریورماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
از راهنمای خود همسفر سارا سپاسگزارم که من را لایق این خدمت دانستند و به من اجازه خدمتکردن دادند از گروه ایجنت و مرزبانی سپاسگزارم بابت اینهمه زحماتی که برای شعبه میکشند از همه شما که چهارشنبه جشن دیدهبان حضور داشتهاید و باعث شدهاید که یک جشن باشکوه و پر از انرژی داشته باشیم تشکر میکنم. از راهنمای سفر اولم همسفر الهام در شعبه بهشهر و همسفر نسیبه که شش ماه در لژیون ایشان در شعبه گرگان حضور داشتم تشکر میکنم بابت آموزشها و زحماتی که برای من کشیدهاند.
دستور جلسه امروز فرمانبرداری و فرماندهی است. من قبل از ورود به کنگره وقتی این دو جمله به گوشم میخورد فکر میکردم فرماندهی؛ یعنی دستوردادن و فرمانبرداری؛ یعنی دستور گرفتن؛ ولی وقتی وارد کنگره شدم متوجه این شدم که فرمانبرداری و فرماندهی مرحلهای برای رسیدن به رشد و تکامل است. با خود فکر میکردم چهطور میشود که یک شخص از سربازی به سرداری برسد و اگر بخواهیم از سربازی به سرداری برسیم؛ باید سلسلهمراتب آن طی بشود.
ابتدا سرباز خیلی خوبی است، سپس سرجوخه میشود و بعد گروهبان یک میشود، بعد از آن گروهبان دو میشود و کمکم به مرحله سرداری و فرماندهی میرسد. در کنگره۶۰ هم به همین صورت است. ما ابتدا؛ باید یک رهجوی خوب و فرمانبردار خوبی باشیم به حرفهای راهنما گوش بدهیم، سر خود را با سر راهنمای خود عوض کنیم، هرچه راهنما گفت بگوییم چشم، خدمت بگیریم، مهماندار شویم، میکروفون گردان شویم، کمکم به نگهبانی برسیم، به دبیری برسیم و بعد به جایگاه مرزبانی و آهستهآهسته به مرحله ایجنتی، اسیسانتی؛ یعنی همان مرحله فرماندهی برسیم. همه چیز یکروزه یا یکشبه اتفاق نمیافتد؛ باید سلسلهمراتب آن طی بشود؛ باید فرمانبردار باشیم و وقتی فرمانبردار خوبی نباشیم نمیتوانیم فرماندهی کنیم، چه در خانه، چه در محل کار و چه در کنگره۶۰. اولین قدمی که برمیدارید فرمانبرداری را یاد بگیرید.
خود من به شخصه همه دستور جلسهها را ربط میدهم به صورتمسئله اعتیاد و مشکلاتی که اعتیاد برای ما به وجود آورده. من بهعنوان همسفر بنظرم کوچکترین کاری که میتوانم انجام بدهم آن است که فرماندهی جسم خود را به دست بیاورم که آقای مهندس خیلی در مسئله اضافهوزن تأکید دارند و بهموقع خوابیدن. وقتی من تعادل جسم خود را به دست بیاورم، بتوانم بهموقع بخوابم، بهموقع بیدار بشوم، بهموقع غذای سالم بخورم و بر نفس خودم غلبه کنم، آن موقع بهتر میتوانم در زندگی و در خانواده فرماندهی کنم.
وقتی من بهعنوان همسفر نتوانم جلوی نفس خود را بگیرم که غذا کمتر بخورم چگونه انتظار دارم که مسافر من بتواند نفس خود را کنترل کند و مواد خود را کنار بگذارد؛ باید خیلی حواسمان به خودمان، به درون خودمان و به جسم خودمان باشد. راهنما همسفر صبحگل در صحبتهایش یک حرف خیلی خوبی گفتند که در ذهن من ماند، گفتند: کنگره۶۰؛ یعنی کنگره چشم؛ یعنی بهموقع حضور داشته باش بگویید چشم، پوشش سفید داشته باش بگویید چشم، مشارکت کن بگویید چشم، اعلام سفر کن بگویید چشم. فکر میکنم بهخاطر منیت خودم است که هر بار میخواستم مشارکت کنم دستم بالا نمیآمد از وقتی که سعی کردم منیت خودم را کنار بگذارم توانستم مشارکت کنم یا برای اعلام سفر دستم را بالا بیاورم.
آقای مهندس دژاکام در یک سی دی گفتند که کنگره۶۰ مانند یک حمامعمومی است ما وقتی میخواهیم وارد حمامعمومی شویم هرچه که هستیم و نیستیم را پشت در حمام میگذاریم و وارد حمام میشویم؛ یعنی اگر دکتر باشیم، اگر مهندس باشیم، استاد دانشگاه باشیم، پروفسور باشیم و هرچه که هستیم را پشت در آن حمام میگذاریم و وارد حمام میشویم و تمام هدفمان پاکیزگی است.
کنگره۶۰ هم باید برای ما همانگونه باشد. اگر استاد دانشگاه هستیم، معلم هستیم یا هر شغلی هر چیزی که هستیم؛ باید پشت در کنگره بگذاریم و وارد بشویم و هدفمان فقط رهایی خود و مسافرمان باشد و اگر جز این هدف دیگری داشته باشیم به رهایی ناب نمیرسیم. ما باید مسافر خود را به شکل یک بیمار نگاه کنیم. به طور مثال دست یا پای مسافرمان میشکند یا مریض میشوند عین پروانه دورشان هستیم و بهشان میرسیم ما در آن لحظه میدانیم که یکتکه استخوانشان شکسته که اینطور بهشان اهمیت میدهیم.
ما در کنگره۶۰ آموزش گرفتیم که بیماری اعتیاد سه معرفه جسم، روان و جهانبینی مسافرمان را به خطر انداخته است؛ یعنی بیماری اعتیاد بدتر از هر نوع سرطان، هر نوع بیماری و هر نوع شکستگی که میتوانید فکرش را بکنید است و؛ باید هوای مسافرهای خود را داشته باشیم، بهشان اهمیت بدهیم، بهشان احترام بگذاریم و در این مسیر کمکشان کنیم.
همه ما در کنگره۶۰ یک هدف داریم که این است مسافرمان به درمان برسد، هدفی جز این نداریم. من خودم به شخصه مسافرهای زیادی دارم بیرون از کنگره هستند که؛ باید به کنگره بیایند و درمان شوند. من خود را در مورد این موضوع مسئول میدانم؛ باید اهمیت بدهم و احترام بگذارم تا به کنگره۶۰ بیایند و به رهایی برسند. امیدوارم تمام همسفرهایی که مسافرهایشان در کنگره نیستند یا سفر نمیکنند به کنگره۶۰ بیایند، درمان شوند و به رهایی ناب برسند.
.jpg)
مرزبانان کشیک: همسفر رقیه و مسافر مهدی
تایپیست: راهنمای ویلیام وایت همسفر فاطمه
عکاس: همسفر میترا رهجوی راهنما همسفر رقیه (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر مهرانه
همسفران نمایندگی قائمشهر
- تعداد بازدید از این مطلب :
111