English Version
This Site Is Available In English

از فرمان برداری از راهنما تا تبدیل شدن به فرمانده نفس خویش

از فرمان برداری از راهنما تا تبدیل شدن به فرمانده نفس خویش

جلسه سیزدهم از دوره سی و چهارم سری کارگاه های آموزشی، عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی رودهن ویژه مسافران، با استادی مسافر علی، نگهبانی راهنمای محترم مسافر قاسم و دبیری مسافر محمد مهدی با دستور جلسه « ازفرمان برداری تا فرمان دهی » در تاریخ دوشنبه شانزدهم شهریور ماه سال ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.



خلاصه سخنان استاد:
خدا را شاکر می کنم که امروز در جمع شما حضور دارم، امروز برای من روز قشنگی بود، دستور جلسه امروز، از فرمان برداری تا فرماندهی است، امروز لطف آقا قاسم بود که من را به عنوان استاد انتخاب کرد تا از شما آموزش بگیرم.
ناخودآگاه به ذهن انسان می رسد؛ که یک گروهبان و یک سرگرد یا یک سرهنگ هر کدام از آنها از پایه یکی بوده اند، که با فرمان برداری از مقام پایین رده به مقامات ارشد و فرماندهی رسیده اند که هر کدام از آنها به نوبت خود مسئولیت اداره تعداد بیشتری نیرو را در اختیار دارند.
من علی 28سال تخریب داشتم، سالهای اول بین 10تا15سال تریاک استفاده کردم و خودم را با این نادانی که داشتم فرماندهی می کردم، برای اینکه دانایی خودم را از دست ندهم، باید یک پله بالاتر برم تا بتوانم ظرفم را بزرگتر کنم، تا بتوانم مصرف تریاک را کنار بگزارم، چون آگاهی سازماندهی کردن مصرف موادم را نداشتم به اشتباه درگیر مصرف شیره شدم و در آن گیر کردم، می خواستم مصرف تریاکم را با شیره سازمان دهی کنم تا مصرفم را پایین بیاورم ولی به اشتباه و نداشتن آگاهی کافی، به مرور  مصرف مواد من به بالاترین سطح ممکن رسید، باید از یکسری اشتباهات چشم پوشی کنی و صفت های بد خودت را قربانی کنی تا در کنگره آموزش های لازم را دریافت کنی و سطح آگاهی ات بالا برود تا نصبت به مواد بی میل شوی.
من اگر آگاهی کافی داشتم، درگیر اعتیاد نمی شدم و اختیار خودم را به دست مواد مخدر نمی دادم، فرماندهی من اشتباه بود و تا به کنگره رسیدم تمام مکان ها را رفته بودم و به بم بست خوردم و به من جواب ندادو در زندگی آرامی نبودم و ذهن من همیشه درگیر بود و بعد از دو سال پاکی دو باره به مواد روی آوردم، ولی وقتی به کنگره آمدم این فرمانبرداری بود  که به من آرامش خاطر را هدیه کرد. نمی توانستم تحمل کنم برای خودم فرماندهی بودم که حالا آمده ام این جا و باید فرمانبرداری کنم؟
باید گوش کنم باید قدم به قدم جلو بیاییم، باید بنویسم، نمی توانم بی اجازه صحبت کنم، نمی تونم سر وقت حضور نداشته باشم و زمانی که این موارد را رعایت کنم آن زمان تازه بر روی نظم  می آییم و سر خودم را با سر راهنما عوض می کنم و هر چه راهنما می گوید می گوییم چشم و فرمان برداری می کنم، استاد امین می گوید یک ورزشکار حرفه ای، سالها زحمت کشیده تا بدنش را آماده کند.



در کنگره هم همین است و ما این ورزش را در دو بعد به طور همزمان مثل دو خط موازی با یکدیگر پیش می بریم، در صور آشکار و صور پنهان، آنچه که راهنما در طول این سال ها حضور در کنگره برداشت کرده است و اکنون به واسطه آن علم به ما یک دستوری می دهد، قطعا آن دستور برای ما لازم است. شاید گاهی اوقات باعث براشفته شدن من رهجو بشود و پیش خودم فکر کنم که خودم این را بهتر می دانم، ولی یکی از اساسی ترین پارامتر ها برای دستیابی به رهایی و حال خوب، گوش به فرمان راهنما بودن و فرمان برداری است؛ چه درکنگره و چه در دیگر NGO  های دیگر نمی توان فردی را پیدا کرد که بدون فرمانبرداری بتواند به جایی برسد که در مقابل مواد فرمانده نفس خودش باشد، ممنونم که به صحبت های من گوش کردید.



عکاس: مسافر بنیامین
تایپیست: مسافر تهمورث
ویرایش: مسافر امید
تنظیم و ارسال: مسافر عفان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .