نهمین جلسه از دوره چهلم سری کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی شمس روزهای دوشنبه به استادی اسیستانت محترم مسافر مجتبی، نگهبانی مسافر حسن و دبیری مسافر احمد، با دستورجلسه « فرمانبرداری تا فرماندهی» در تاریخ 16شهریور 1405 رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:

خیلی خوشحال هستم که امروز در شعبه شمس در خدمت شما هستم، خیلی وقت پیش، اوایل که این شعبه را گرفته بودند، آمدم در این شعبه و خیلی خوشحالم که به عنوان مهمان در این شعبه حاضر شدم.
درکنگره پیشرفتها همه به همین شکل است و آن همبستگی و محبت که بین اعضاء پیش میآید، دستبهدست هم میدهند و مثل زنجیر محکم حرکت میکنند و یک ساختار را میسازند و حرکت میکنند و این شعبه شمس در ابتدا شهرک غرب بود و شاید خیلی ورودی سختی داشت، شرایط سخت بود مخصوصاً برای محلیها که اینجا رفتوآمد داشتند و خب کسی در شهرک غرب زندگی میکرد نیازی نداشت که برای درمان به اینجا بیاید و بیشتر طلبه مصرف کردن بودند.
و بعد از اینکه، شعبه جابجا شد و شرایط بهتر شد، افراد خودشان کمک کردند و دقیقا این اتفاق که به این دستورجلسه میخورد، برای همه اعضای نمایندگی اتفاق میافتد.
یعنی واقعاً چیزی را که یاد میگیرند، بتوانند انتقال دهند، میشود راجع به 50سال همصحبت کرد و کتاب نوشت، اگر بخواهیم آن را پیچیده کنیم خیلی سخت میشود. اصلاً یک فرمانده خوب باید فرمانبردار خوب باشد.
شما الان به پزشک مراجعه میکنید و آن پزشک نسخه خوبی هم میدهد، ولی پیش یک پزشک میرویم خوب نمیشویم برای خود ما پیشآمده که وقتی پیش پزشک میرویم تا چشم ما به پزشک میافتد، حالمان خوب میشود، دوز دارویی که میداد و هر نوع دارویی که میدادند، خیلی تأثیر داشت. ولی پیش یک متخصص که میرفتیم، طرف یک دارو به بچه میداد، خوب نمیشد.
قدیم میگفتند: فلانی دستش خوب است، به خاطر دلبزرگی که داشتند، ما این را میگوییم انرژی و کسی که با پول و پارتی مدرک دکتری گرفته و کسی که در دانشگاه دولتی و در طول درس خواندن سختی زیادی کشیده، این دو را نمیتوان کنار هم گذاشت، شما اگر یکنفری که مصرفکننده نیست را بیاورید درکنگره و همه جور آزمونی بدهد و بهعنوان راهنما تدریس کنند، یا راهنمای همسفر آقا را بیاورید، بگویید به آقا مجتبی افشاری کمک کند، مجتبی میگوید: من خمار هستم. خب اول خماری را تعریف کن، بعد میگوید: نعشه هستم، خب حالا نعشگی را تعریف کن. هرکسی باید در آن جایگاه یکچیزی را یاد گرفته باشد، تجربه کرده باشد، تا بتواند از آن مرحله عبور کند و به مرحله فرماندهی رسیده باشد. این شکلی نیست که همه فرماندهان و درجهداران همه باید خوب باشند، همه خوب نیستند، با بیشترین روابط به یکجایی میرسند، ولی از نظر کنگره60 فرمانده بودن یعنی اینکه یک شخصی تمام مسیر ها رو پیش برده و توانسته به اجرا درآورده باشد.

(8).jpg)
مرزبان خبری: مسافر محمود.
تایپ و ارسال به سایت: مسافر محمود، لژیون چهارم.
عکس: مسافر مهدی، لژیون سوم.
- تعداد بازدید از این مطلب :
136