پنجمین جلسه از دوره چهل و چهارم کارگاههای آموزش خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی صالحی تهرانپارس، به استادی راهنمای محترم تازه واردین مسافر عباس ، نگهبانی مسافر محسن و دبیری مسافر نعیم، با دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی»، روز دوشنبه 16 شهریور ماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، عباس هستم، یک مسافر.
خدا را سپاسگزارم که بعد از مدتها توانستم دوباره جایگاه استاد جلسه را تجربه کنم. در شعبه صالحی یک تاکنون استاد جلسه بودن را تجربه نکرده بودم و تمام تجربه من در این جایگاه مربوط به شعبه صالحی دو بوده است. از آقا محسن و آقا نعیم بسیار سپاسگزارم که اجازه دادند این خدمت را انجام دهم و آموزش بگیرم.
در مورد دستور جلسه، همه عزیزان میدانیم که موضوع «از فرمانبرداری تا فرماندهی» است. چیزی که ما در بیرون از کنگره درباره فرمانبرداری تجربه کردهایم، با آنچه در کنگره ۶۰ تجربه میکنیم، بسیار متفاوت است. بیرون از کنگره، چه در پادگان، چه در رابطه استاد و شاگردی و چه در محیط کار، معمولاً یک فرمانده یا صاحبکار دستوری میدهد که منفعت آن بیشتر متوجه خود فرمانده یا صاحبکار است. شخص فرمانبردار نیز ممکن است در پایان ماه حقوقی دریافت کند یا در پادگان تشویقی بگیرد.
اما در کنگره ۶۰ این موضوع کاملاً متفاوت است. کسی که واقعاً فرمانبردار باشد، تمام نفع و سود آن به خودش، یعنی به خود مسافر، برمیگردد. وقتی فرمانبردار باشی و صحبتهای راهنمایت را با جان و دل گوش کنی و به آنها عمل کنی، در پایان سفر میبینی که واقعاً حالت بسیار خوب شده است.
اگر بخواهم از تجربه خودم بگویم، سالها قبل یک سفر ناموفق داشتم که وقتی وارد کنگره ۶۰ شدم، واقعاً به کنگره ایمان نداشتم. فقط آمده بودم با شربت OT، تریاک را ترک کنم. آن زمان تریاک و حشیش مصرف میکردم. تازه شربت در کنگره ۶۰ آمده بود و ما شربت را میخوردیم و به قول خودمان نشئه میشدیم. بعد از آن هم یک سیگاری حشیش میکشیدیم و سر لژیون مینشستیم.
راهنمایم، آقا عباس، میگفت: «حالت خوبه؟» و من میگفتم: «خیلی عالی است.» در واقع، در مقوله خوردن شربت خوب سفر کردم، اما حشیش هم مصرف میکردم و کنگره ۶۰ را بازی گرفته بودم؛ چون سعی نمیکردم آموزش بگیرم. به کنگره ۶۰ و راهنمایم ایمان نداشتم و فقط آمده بودم تریاک را ترک کنم و برود. در نهایت سرم به طاق خورد و ضررش را هم خودم دیدم و شخص دیگری مقصر نبود.
اما وقتی برای دومین بار سفر خود را آغاز کردم، این بار واقعاً با جان و دل وارد کنگره ۶۰ شدم و سعی کردم فرمانبرداری را به بهترین شکل انجام دهم. توانستم در پایان سفر خودم، به حال خوشی برسم.

کسی که در کنگره ۶۰ فرمانده است، چیز زیادی از یک مسافر نمیخواهد. ما در کنگره ۶۰ مثلثی به نام «جسم، روان و جهانبینی» داریم. تمام تلاش یک راهنما این است که این سه ضلع را در یک مسافر بهدرستی پیش ببرد؛ جسم به تعادل برسد، روان به یک تعادل نسبی برسد و جهانبینی شکل بگیرد.
جهانبینی یعنی راه و روش زندگی. راهنما تمام تلاش خود را میکند تا این مثلث را برای شما جا بیندازد. وقتی فرمانبردار باشید، این سه ضلع مثلث را با نظم خاصی پیش میبرید و در نتیجه، همیشه برای روبهرو شدن با مشکلات بیرون از کنگره آمادهتر هستید.
نکته دیگری که میخواهم بگویم، این است که چون خودم شال سبز دارم، تجربهای در این زمینه دارم. فرمانبرداری هیچوقت بهطور کامل و درست انجام نمیشود؛ یعنی یک رهجو همیشه نمیتواند تمام صحبتهای راهنمایش را بهدرستی درک و اجرا کند، مگر اینکه با حس خودش راهنمایش را انتخاب کند.
اگر بخواهم عامیانه بگویم، یکی از مهمترین مسائل این است که خود رهجو، راهنمای خودش را انتخاب کند و به سفارش راهنمای تازهواردین یا به سفارش شخص دیگری انتخاب نکند و تحت تأثیر توصیه و نظر دیگران قرار نگیرد. وقتی خودش راهنمایش را انتخاب کند، مطمئناً ارتباط متفاوتی شکل میگیرد.
وقتی خودت راهنما را انتخاب کرده باشی و به او ایمان داشته باشی، حتی اگر در سختترین شرایط قرار بگیری، به حرفش اعتماد میکنی و از مسیر خارج نمیشوی. آنجاست که پیوند محبت شکل میگیرد و میتوانی یک فرمانبردار خوب باشی و در نهایت به آن تعادل نسبی برسی.
من زیاد نمیخواهم در این مورد صحبت کنم. نوشتهای نیز به ما دادهاند که درباره خانم آنی کماندار است. پسفردا، چهارشنبه، جشن دیدهبان و همسفران است. اگر امکان دارد، قبل از ساعت پنج با پیراهن سفید و بهصورت مرتب در جلسه حضور داشته باشید. بالاخره ایشان یکی از ارکان اصلی کنگره ۶۰ هستند و باید به ایشان احترام بگذاریم.
احترام گذاشتن به این معنا نیست که مانند ژاپنیها دولا شویم یا کارهای خاص دیگری انجام دهیم. احترام گذاشتن یعنی خودت برای شخصیت خودت ارزش قائل باشی؛ با لباس مرتب، سر و وضع آراسته و رفتار و کردار مناسب در جلسه حاضر شوی، سکوت را رعایت کنی و اجازه بدهی ایشان صحبتهای خود را بهدرستی بیان کنند.
با این کار، هم به ایشان احترام گذاشتهایم و هم به خودمان احترام گذاشتهایم.
ممنونم که به صحبتهای من گوش دادید.
تایپ و ویرایش: مسافر مهیار لژیون دوم
عکس: مسافر مهرداد لژیون چهارم
بارگذاری خبر: مسافر مهیار لژیون دوم
مرزبان خبری: مسافر کیانوش
مرزبان کشیک: مسافر وحید
شهریور ماه ۱۴۰۵
شعبه صالحی (تهرانپارس)
- تعداد بازدید از این مطلب :
73