جلسه اول از دور پنجم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی کارون با استادی مسافر جلال، نگهبانی مسافر سهند و دبیری مسافر کریم با دستور جلسه《از فرمانبرداری تا فرماندهی 》 در روز یک شنبه به تاریخ پانزدهم شهریور ماه ۱۴۰۵ در ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:
سلام دوستان جلال هستم مسافر،
خیلی جالب است؛ سه هفته قبل دستور جلسه « حکم عقل» بود، بعد دستور جلسه شد «دانایی و دانایی مؤثر» و بعد از آن الان شده «فرمان بردار باش تا فرمانده بشوی». اینها خیلی پشت سر هم هستند. اگر به فرمان عقل نرسیم، هیچوقت دنبال دانایی نمیرویم و هیچوقت دانستههای خودمان را تبدیل به دانایی مؤثر نخواهیم کرد. اگر فرمان عقل را نفهمیم و از آن پیروی نکنیم، دنبال دانایی و حقیقت نمیگردیم. بعد میگوید حالا که همه اینها را فهمیدی، میخواهی فرمانده بشوی، باید حتماً فرمانبردار باشی.
استاد امین در این سیدی «از فرمانبرداری تا فرماندهی» خیلی خوب صحبت میکند. چون زیاد وقت نیست و فکر میکنم خیلیها این سیدی را گوش کردهاید، زیاد دربارهاش صحبت نمیکنم، ولی واقعیتش این است که مثل یک سرباز، اول باید جایگاهمان را آرام آرام بالا ببریم تا برسیم به فرماندهی. هیچ راه دیگری هم ندارد. تا آن سلام نظامی را یاد نگیریم، هیچوقت هیچکس برایمان سلام نظامی نمیدهد. من تا خودم اطلاعاتم درباره درمان اعتیاد بالا نرود و نفهمم حتی سفر اولی باید بفهمد در کنگره دارد چه کار میکند. فکر نکنید راهنما هرچه بگوید، فقط باید انجام بدهیم؛ راهنما میگوید و درست هم هست و کامل است و هیچ نقصی هم ندارد، ولی منِ سفر اولی باید بفهمم چه کاری برای من انجام میشود.
بعضی وقتها یک سری چیزها را میفهمم و بعضی وقتها هم نمیفهمم، ولی آنهایی را که نمیفهمم باید بگویم «چشم». خیلی مهم است، چون اگر «چشم» نگوییم و در این مسیر حرکت نکنیم، هیچوقت فرمانده نمیشویم. یک زمانی خودم میگفتم اینها میخواهند مثلاً چه فرماندهای از من بسازند؟ چه فرماندهی میخواهند از من بسازند و میخواهند کجا از من استفاده کنند؟ بعد نگاه کردم و دیدم اصلاً فرماندهی خودم از همه مهمتر است. اینکه من فرمانده خودم بشوم خیلی مهم است. من یک زمانی مواد مصرف میکردم و همهکاره مواد بود؛ مواد به من میگفت کجا برو، کجا نرو، به این عروسی برو، به آن عروسی نرو، اینها خیلی دورند، اینها خیلی نزدیکاند. یعنی فرمانده او بود. الان اینکه همان را برگرداند و فرمانده خودم بشوم، چقدر باارزش است.
یکی از اصلیترین چیزها این بود که چه زمانی بخوابم، چه زمانی بیدار شوم؛ اصلاً دست خودم نبود. چه زمانی بروم گواهینامه را تمدید کنم؛ مثلاً پنج سال گواهینامهام بود و هی میرفتم و میآمدم و میگفتم فردا. الان همین که بتوانم فرمانده اینها باشم و فرماندهی آنها را به دست بگیرم، خیلی مهم است. کنگره هم میگوید چیزهای کوچککوچک را درست کن و فرماندهیشان را به دست بگیر؛ چیزهای بزرگ را به تو میدهند.
گروه سایت نمایندگی کارون
- تعداد بازدید از این مطلب :
51