English Version
This Site Is Available In English

بزرگترین دشمن ما جهل و ناآگاهی ما است

بزرگترین دشمن ما جهل و ناآگاهی ما است

مسافر مهدی با بیش از ۵ سال تخریب آنتی ایکس مصرفی ۴ گرم تریاک خوراکی وارد کنگره شدند. به مدت ۱۸ ماه به روش DST با داروی اپیوم به راهنمایی مسافر محمد سفر کردند. رشته ورزشی ایشان در کنگره شنا است. در حال حاضر ۱۰ سال و ۱۱ ماه است که آزاد و رها هستند. ایشان در جایگاه راهنمایی و ایجنت خدمت کرده‌اند و در حال حاضر در جایگاه دیده‌بانی در حال خدمت کردن هستند.

نقش آموزش و جهان‌بینی در رسیدن یک فرد به جایگاه دیده‌بانی چیست؟ 

قطعاً آموزش گرفتن و جهان‌بینی یعنی افزایش جهان‌بینی که نقش اساسی و کلیدی دارد تا فردی بتواند در جایگاه خدمتی قرار بگیرد، حالا هر جایگاه خدمتی باشد و در رابطه با جایگاه خدمتی که ما مراحل قبل را با رعایت همین شرایط گذرانده و حالا در جایگاه خدمتی بتوانیم جهان‌بینی و آگاهی‌مان را نسبت به مسائل بالا ببریم قطعاً این شرایط برایمان پیش می‌آید که بتوانیم جایگاه بعدی را تجربه کنیم؛ پس قطعاً یکی از اصول اساسی و یکی از اصول کلیدی که ما بتوانیم با جایگاهی حالا دیده‌بانی، ایجنتی، مرزبانی اسیستانتی یا دستیار دیده‌بان برسیم؛ یعنی این‌که بتوانیم از قبل سطح آگاهی و جهان‌بینی را بالا برده باشیم و این‌که به اندازه همان خدمت کردن سطح آگاهی را ارتقاء بدهیم.

از دیدگاه شما خدمت در کنگره‌۶۰ چه تفاوتی با مسئولیت‌های معمولی دارد؟

دو تا مبحث داریم یکی خدمت کردن و یکی داشتن مسئولیت، بحث خدمت کردن را بخواهیم در نظر بگیریم تفاوت خدمت کردن و خدمتگزار بودن در کنگره‌۶۰ با سایر مکان‌ها و جایگاه‌ها در این است خدمتگزار بودن در کنگره‌۶۰ هیچ دریافت و پاداشی جز دریافت و پاداش درونی ندارد و هیچ ابزاری برای خدمت کردن جز ابزار محبت ندارد؛ پس این جایگاه مقدس و محترم است و هیچ چیز جز عمل سالم به خدمتگزار نمی‌تواند کمک کند که خدمتش را درست انجام دهد و تفاوت در این است که ما در جایگاه دیگری در بیرون از کنگره‌۶۰ خدمت می‌کنیم، انگیزه مالی در کنار انگیزه انجام دادن کار وجود دارد؛ ولی در کنگره‌۶۰ این‌گونه نیست یعنی هر آنچه من خدمتگزار برایم اهمیت دارد و به واسطه آن کار را انجام می‌دهم و خدمت می‌کنم حال خوب برای دیگران و دریافت حال خوب برای خودم است.

چرا در کنگره‌۶۰ بر روی سه محور آموزش، تجربه و تفکر تأکید می‌شود؟

این مثلثی است که بر اساس این مثلث و بر اساس این چرخه ما آگاهی‌مان را ارتقاء می‌دهیم و همیشه می‌گوییم که بزرگترین دشمن ما جهل و ناآگاهی ما است و از خداوند می‌خواهیم که ما را از این جهل و ناآگاهی نجات دهد؛ پس این مثلث دانایی تفکر، تجربه و آموزش ما را از جهل و ناآگاهی دور می‌کند و یکی از ارکان اساسی رشد و احیاء انسان است که شعار اصلی کنگره نیز احیاء انسان است.

اگر کسی فقط به دنبال درمان جسم باشد و جهان‌بینی را جدی نگیرد چه مشکلی پیش می‌آید؟

اگر به موضوع کنگره‌۶۰ و درمان اعتیاد توجه کنیم این فرد صرفاً قطع مصرف انجام می‌دهد که هیچ تضمینی برای پایدار بودنش وجود ندارد؛ چرا که به همان دلیل که فرد قبل از این‌که مصرف کننده شود به علت عدم آگاهی و به علت جهالت و به علت نداشتن جهان‌بینی مصرف‌کننده شده است در همین مرحله می‌تواند این اتفاق برایش بیفتد و تضمینی وجود ندارد. فرد قطع مصرف می‌گیرد و حالا ادامه راه بر این مبنا است فقط حال بد جسمی ممکن است نداشته باشد؛ زیرا آن هم مستقلاً متصل به جهان‌بینی فرد است و در نتیجه درمان به صورت کامل شکل نگرفته است.

نقش محبت، نظم و دانایی در موفقیت کنگره چیست؟

اساس کار ما بر مبنای محبت است و نظم رکن بزرگ حیات است؛ یعنی یکی از ارکان جهان هستی، آفرینش و کائنات نظم است و دانایی هم که در وادی عقل می‌خوانیم؛ همان‌طور که تأکید می‌شود بزرگ‌ترین دشمن ما جهل و نا‌آگاهی ما است یک رکن بزرگ به شمار می‌آید؛ بنابراین محبت، نظم و دانایی هیچ جدایی از همدیگر ندارند و مانند یک ترکیب می‌تواند اصل اساسی و رکن اساسی در کنگره، وجود کنگره، تفکر و مسیر حرکت کنگره باشد.

چه پیامی برای مسافران و همسفرانی که هنوز در ابتدای مسیر درمان هستند دارید؟

پیام را ما در کنگره‌۶۰ همیشه به زیباترین شکل داریم «در جای خود بنشین و به هر آنچه علاقه داری مشغول باش و بدان که همسفران در آن مکان لا‌مکان تو را یاری خواهند نمود.» چیزی جز این نیست این را باید بدانیم که فرمانبردار باشیم این را بدانیم که راه را بلد نبودیم که به بیراهه کشیده شدیم و بدانیم که هر کسی امروز دست ما را گرفته و در جایگاه راهنما ما را از سمت تاریکی به سمت نور هدایت می‌کند قطعاً این مسیر را بهتر بلد است؛ پس ما کاری جز حرف شنوی و حرکت در مسیری که راهنما نشان می‌دهد و رعایت اصول، قوانین و حرمت‌ها هیچ کار دیگری در جایگاه یک سفر اولی چه مسافر و همسفر نمی‌توانیم انجام دهیم.

در مسیر خدمت با چه چالشی رو‌به‌رو شده‌اید و چگونه آن را حل کرده‌اید؟

در مسیر خدمت چالش‌هایی وجود دارد. بحث مدیریت دیگر اضلاع زندگی مانند ایجاد تعادل بین کار، زندگی، خدمت و بین تفکر برای حل مسائل، گاهی زیاد شدن حجم مسئولیت‌ها در زمانی‌که مسئولیت‌های دیگری هم خارج از کنگره به عهده فرد است، منتهی یک نیروی ماوراء یک چیزی که با حساب، کتاب و ریاضیات نمی‌توان سنجید همیشه کمک می‌کند و همیشه از یک طرف در باز است و از یک طرف فشار برداشته می‌شود؛ اما بی چالش نبوده و نخواهد بود و باید به عنوان یک خدمتگزار بدانیم و بپذیریم و در مسیر حرکت کنیم و ترس و نگرانی بابت این‌که این چالش‌ها بخواهد ما را از مسیر خدمتی دور کند نباید به خودمان و به دلمان راه دهیم و باید ایمان داشته باشیم کائنات و وجود قدرت مطلق به این شکل است که هر بعدی و هر شکلی از مسائل پیش بیاید راه حلش در درون خودش است.

حس و تصویر ذهنی خود را نسبت به این کلمات بیان کنید.

آقای مهندس: بنیان و ریشه کنگره‌۶۰ است و همه ما به ایشان اقتدا می‌کنیم.

کتاب «عبور از منطقه ۶۰‌ درجه زیر صفر»: کتاب نجات بخش

مسافر: یک وجود دوست داشتنی و یک وجود جویای زیبایی، نور و رشد است.

دیده‌بان: شاید نزدیک‌ترین و اولین کلمه که به ذهنم بیاید همان تعریف خود آقای مهندس ستون کنگره است.

همسفر: یک مهربان، یک همراه و همراه گم‌گشته‌ای که خودش نیاز به هدایت دارد.

صبر و استقامت: شالوده یا یکی از خمیر مایه‌های آفرینش انسان و بشریت است.

از شما بابت این‌که با مهربانی و حس زیبا به سوالات من پاسخ دادید صمیمانه سپاسگزارم و برایتان آرزوی تندرستی و شادکامی در زندگی و مسیر کنگره را دارم همواره مانا و پایدار باشید.

مصاحبه‌کننده: همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون پنجم)
عکاس: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: همسفر فرزانه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کاشمر

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .