English Version
This Site Is Available In English

فرماندهی ادامه فرمانبرداری است

فرماندهی ادامه فرمانبرداری است

رهجویان راهنما همسفر زهره از لژیون چهارم در مورد دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» بیان کردند:

همسفر نسترن:

انسان در مراحل زندگی امکان دارد از چیزهای مختلف فرمان بگیرد. گاهی خشم، خواسته‌های نفس، ترس و گاهی هم از عادت‌هایی که مدت‌های طولانی با آن‌ها زندگی کرده است. بعضی وقت‌ها یک خواسته در ما به وجود می‌آید و بدون فکر و اندیشه آن خواسته را دنبال می‌کنیم، اینجاست که می‌بینیم فرمانده خودمان نیستیم. فرماندهی از خود شخص شروع می‌شود. قبل از این‌که روی زندگی خودمان یا حتی انسان‌های دیگری چه تأثیر شغلی، مادی، جایگاهی و … تأثیر بگذاریم؛ باید اول خودمان را مدیریت کنیم و خودمان را بهتر بشناسیم. اگر نتوانیم به خواسته نفسمان افسار بزنیم و آن را کنترل کنیم یا حتی عوامل دیگر مثل: خشم یا هر اتفاق کوچکی خیلی سریع بدون فکر واکنش نشان دهیم؛ در واقع هنوز به طور کامل اختیار، مدیریت و کنترل خودمان را در دست نگرفته‌ایم. برای رسیدن به فرماندهی باید آموزش دید و آموزش زمانی تأثيرگذار و مؤثر هست که عملی شود نه فقط برای گاهی اوقات بلکه برای تمام لحظات وقتی دانسته‌ها و آموزش‌ها را در زندگی اجرا کنیم تغییر رخ می‌دهد. فرماندهی فقط سرکوب کردن خواسته‌های ضد ارزشی نیست؛ بلکه انسان باید خودش را بشناسد و با شناخت خودش می‌تواند آگاهانه تصمیم بگیرد و انتخاب کند که بین عمل کردن و خواستن کاری یا حرفی، فاصله ایجاد کند و به آن فرصت فکر کردن بدهد. تصمیم‌های ناگهانی و بدون فکر یا تصمیماتی که از روی خشم و ناراحتی گرفته می‌شود، هیچ وقت سرانجام مطلوبی ندارند. باید انسان هر تصمیمی می‌گیرد مسئولیتش را هم به عهده بگیرد و تقصیر را به گردن هیچ کس نیندازد و از خودش سلب مسئولیت نکند و به خدا بسپارد. فرماندهی یک جایگاه نیست؛ بلکه نتیجه رشد انسان است؛ چون وقتی شخص خطا کند و از خطایش درس بگیرد و تکرار نکند یاد می‌گیرد در آینده تصمیم‌های بهتری بگیرد و بهتر فکر کند. انسان در همه زمینه‌ها اول باید یاد بگیرد که فرمانبردار خوبی باشد تا بتواند در ادامه فرمانده خوبی هم باشد.

همسفر صدیقه:

فرماندهی در کنگره یعنی این‌که فرد، به اصول و فرمان‌ها تکیه کند نه به موقعیت یا احساسات، به جمع نگاه کند نه به خود. فرماندهی زمانی معنا دارد که فرمانده بتواند هویت جمع را بر هویت فردی مقدم بداند. فرماندهی، ادامه فرمانبرداری است؛ نه نقطه پایان آن. در کنگره۶۰، هیچ جایگاهی بدون طی کردن مسیر رشد، به‌دست نمی‌آید. یک سفر اولی وقتی وارد شعبه می‌شود؛ باید فرمانبردار باشد؛ یعنی در نمایندگی به حرف‌های راهنما، ایجنت و مرزبانان خوب گوش دهد، حتماً سی‌دی‌هایش را به موقع بنویسد، به حرمت کنگره که در جلسه دو بار خوانده می‌شود به خوبی عمل کند، به طور مرتب در جلسات حضور داشته باشد و در نمایندگی خدمت کند تا بتواند به فرماندهی برسد. از فرمانبرداری تا فرماندهی یعنی فرد ابتدا باید نظم را از بیرون دریافت کند تا بعداً بتواند نظم را در درون تولید کند. رهجو در سفر اول با پذیرش محدودیت‌ها، با رعایت حرمت‌ها، با اجرای DST و با حضور منظم، پایه‌های تربیت را می‌سازد. این مرحله، مرحله شکل‌گیری، ظرفیت تحمل، ظرفیت مسئولیت‌پذیری و ظرفیت تغییر است. وقتی فرد وارد خدمت می‌شود، نظم بیرونی کم‌کم تبدیل به نظم درونی می‌شود. در این مرحله فرد یاد می‌گیرد چگونه تصمیم بگیرد، چگونه جمع را درک کند، چگونه مسئولیت بپذیرد و چگونه رفتار خود را در چارچوب ساختار تنظیم کند. این دو اصل، ستون‌های استحکام کنگره هستند. اگر هر دو اجرا شوند، مسیر درمان، مسیر رشد و مسیر خدمت پایدار خواهد ماند.

رابط خبری: همسفر شریفه رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون چهارم)
عکاس: همسفر صدیقه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: راهنمای تازه‌واردین همسفر طیبه نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کمال الملک تهران

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .