English Version
This Site Is Available In English

اولین فرماندهی، فرماندهی بر نفس و رفتار خودمان است

اولین فرماندهی، فرماندهی بر نفس و رفتار خودمان است

دستورجلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» یادآور این است که هیچ انسانی از همان ابتدا فرمانده به دنیا نمی‌آید. برای رسیدن به یک جایگاه درست و ارزشمند، باید مسیر را قدم‌به‌قدم طی کنیم. فرمانبرداری فقط به معنای گوش دادن به حرف دیگران نیست؛ بلکه یعنی آموزش بگیریم، قوانین را یاد بگیریم و بتوانیم آن‌ها را در زندگی خودمان به اجرا درآوریم. وقتی انسان یاد می‌گیرد درست فرمانبرداری کند، به‌تدریج نظم، مسئولیت‌پذیری و ظرفیت در او شکل می‌گیرد؛ از طرف دیگر، فرماندهی فقط دستور دادن به دیگران نیست. اولین و مهم‌ترین فرماندهی، فرماندهی بر خودمان است؛ یعنی بتوانیم افکار، رفتار، احساسات و خواسته‌های خود را مدیریت کنیم؛ بنابراین مسیر «از فرمانبرداری تا فرماندهی» یک مسیر آموزشی و تدریجی است؛ مسیری که در آن انسان ابتدا می‌آموزد، سپس تجربه می‌کند، مسئولیت می‌پذیرد و در نهایت می‌تواند به جایگاهی برسد که هم خودش را هدایت کند و هم در جایگاه مناسب، راهنمای دیگران باشد.
به بهانه این دستور جلسه، مصاحبه‌ای با همسفر نسترن داریم که از شما همراهان گرامی تقاضا می‌کنیم همراه ما باشید.
همسفر نسترن به همراه مسافرشان رضا با آخرین آنتی‌ایکس مصرفی مسافر، شیشه، هروئین و انواع مخدرها وارد کنگره شدند؛ به مدت ۳ ماه به روش DST و شربت OT و با راهنمایی مسافر حسن و همسفر سمیرا سفر کردند؛ رشته ورزشی همسفر در کنگره۶۰ بسکتبال می‌باشد.

به نظر شما دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» چه ارتباطی با درمان اعتیاد و پروتکل کنگره۶۰ دارد؟

از دیدگاه من ارتباطش خیلی مستقیم است؛ در کنگره۶۰ برای درمان باید اول فرمانبردار راهنما و پروتکل درمان باشیم و به‌درستی آن را اجرا کنیم؛ با ادامه این مسیر، جسم، روان و جهان‌بینی به تعادل می‌رسد و کم‌کم فرماندهی و اختیار زندگی خودمان را دوباره به دست می‌آوریم.

انسانی که تحت فرمان نفس اماره قرار دارد، چگونه می‌تواند دوباره فرماندهی شهر وجودی خود را به دست آورد و به فرمان عقل نزدیک شود؟

با آموزش، تزکیه و عمل سالم می‌تواند کم‌کم از فرمان نفس اماره خارج شود؛ وقتی به آموزش‌ها عمل کند و خواسته‌های نامعقول نفس را کنترل کند، فرمان عقل قوی‌تر می‌شود و دوباره فرماندهی شهر وجودی‌اش را به دست می‌آورد.

برای این‌که انسان بتواند جایگاه خود را در هستی تغییر دهد و به آرامش و فرمانروایی شهر وجودی خود برسد، چه مسیری را باید طی کند؟

باید مسیر آموزش، تجربه و عمل را طی کند و با تزکیه و اصلاح رفتارهایش از ضدارزش‌ها فاصله بگیرد؛ با ادامه این مسیر، کم‌کم به آرامش می‌رسد و فرمانروایی شهر وجودی‌اش را به دست می‌آورد.

یک رهجو چگونه می‌تواند با فرمانبرداری صحیح و اجرای آموزش‌های کنگره۶۰ از فرمانبرداری به جایگاه فرماندهی برسد؟

به نظر من رهجو باید با اعتماد به راهنما، آموزش‌ها را درست یاد بگیرد و در زندگی به آن‌ها عمل کند. وقتی در مسیر درمان، منظم و مسئولیت‌پذیر باشد، کم‌کم از فرمانبرداری به فرماندهی می‌رسد و اختیار زندگی خودش را به دست می‌آورد.

فرماندهی از دیدگاه شما بیشتر به معنای قدرت داشتن است یا پذیرفتن مسئولیت؟

به نظر من فرماندهی بیشتر از این‌که قدرت باشد، یعنی پذیرفتن مسئولیت؛ کسی که فرماندهی شهر وجودی خودش را به دست می‌آورد، باید بتواند درست تصمیم بگیرد و مسئولیت رفتار و انتخاب‌های خودش را بپذیرد.

چگونه فرمانبرداری درست همراه با نظم و آموزش، می‌تواند ظرفیت و توانایی انسان را برای رسیدن به فرماندهی افزایش دهد؟

وقتی انسان فرمانبرداری درست داشته باشد و با نظم به آموزش‌ها عمل کند، کم‌کم آگاهی و توانایی‌اش بیشتر می‌شود؛ همین آموزش و نظم باعث می‌شود ظرفیتش بالا برود و بتواند مسئولیت و فرماندهی خودش را بهتر به عهده بگیرد.

آیا می‌توان گفت که نخستین فرماندهی انسان، فرماندهی بر نفس و رفتار خودش است؟ این موضوع چه نقشی در زندگی او دارد؟

بله، اولین فرماندهی، فرماندهی بر نفس و رفتار خودمان است. وقتی بتوانیم خواسته‌های نامعقول نفس را کنترل و رفتارمان را درست کنیم، آرامش و تعادل بیشتری پیدا می‌کنیم و می‌توانیم در زندگی تصمیم‌های بهتری بگیریم.

چرا در کنگره۶۰ برای رسیدن به جایگاه‌های بالاتر، فرد باید از فرمانبرداری و جایگاه‌های ابتدایی آغاز کند؟

چون انسان باید اول آموزش ببیند و ظرفیت لازم را پیدا کند؛ با فرمانبرداری درست و انجام مسئولیت‌های کوچک، نظم و تجربه به دست می‌آورد و کم‌کم آماده می‌شود تا جایگاه‌های بالاتر و فرماندهی را به عهده بگیرد.

اگر فردی همیشه بخواهد فرمانده باشد اما حاضر نباشد فرمانبردار باشد، چه مانعی در مسیر رشد و پیشرفت او ایجاد می‌شود؟

به نظر من چنین فردی چون آموزش‌پذیر نیست و نمی‌خواهد از تجربه دیگران استفاده کند، رشدش متوقف می‌شود؛ برای رسیدن به فرماندهی، اول باید فرمانبرداری درست را یاد بگیریم و ظرفیت لازم را به دست بیاوریم.

کلام آخر:

در پایان لازم می‌دانم از آقای مهندس دژاکام صمیمانه تشکر کنم؛ بابت تمام آموزش‌ها، دستور جلساتی که برای ما قرار داده‌اند و مطالبی که به ما کمک می‌کند تا خودمان را بهتر بشناسیم و در مسیر رشد و تکامل قدم برداریم. امیدوارم بتوانیم فقط شنونده این آموزش‌ها نباشیم، بلکه آن‌ها را در زندگی خودمان به کار بگیریم و از فرمانبرداری درست، به فرماندهی بر نفس و در نهایت به جایگاهی شایسته برسیم. از آقای مهندس و همه عزیزانی که در این مسیر خدمت می‌کنند سپاسگزارم.

طراحان سؤال: همسفر افسر رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهارم) و همسفر نصیبه رهجوی راهنما همسفر فرزانه (لژیون بیست‌و‌ششم)
تنظیم کننده: همسفر افسر رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون چهارم)
عکاس: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون نوزدهم)
ویرایش و ثبت: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر الهام نگهبان سایت
همسفران نمایندگی شادآباد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .