English Version
This Site Is Available In English

فرمانبرداری تا فرماندهی

فرمانبرداری تا فرماندهی

جلسه سوم از سری کارگاه آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی شهباز ویژه همسفران با استادی راهنما همسفر اعظم و نگهبانی همسفر فاطمه و دبیری همسفر ملیحه با دستور جلسه «فرمانبرداری تا فرماندهی» روز یکشنبه ۱۵ شهریور ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

خدا را شکر می‌کنم که یک بار دیگر این جایگاه را تجربه می‌کنم. از نگهبان لژیون سردار تشکر می‌کنم که این فرصت را در اختیار من گذاشتند تا خدمت کنم.
به نگهبان و دبیر خداقوت می‌گویم. رهایی‌های شعبه را تبریک می‌گویم؛ در رأس به جناب مهندس و خانواده محترمشان، به ایجنت محترم و مرزبانان گرامی. همچنین یک تبریک به راهنمای محترم، همسفر مرضیه و همسفر سمیه، از لژیون جونز با متد دژاکام، و یک تبریک به خودم و رهجوی خودم همسفر فاطمه برای ورودشان به سفر دوم جهان‌بینی.

در مورد دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» همسفر سمیه و همسفر فاطمه مصداق این دستور جلسه هستند. فرمانبردار یعنی فرمان‌بر و حرف‌گوش‌کن. فرماندهی هم یعنی هدف من. اگر بخواهم در هر زمینه‌ای به فرماندهی برسم و فرمانده لایقی باشم، باید اول فرمانبردار خوبی باشم و این نیاز به آموزش دارد. فرماندهی هم صور آشکار دارد و هم صور پنهان. صور آشکار همان کارهای کوچک است؛ مثل نظافت کردن به‌موقع، سر وقت غذا خوردن، به‌موقع خوابیدن و غیره.

صور پنهان هم این است که انسان‌ها توانایی‌های زیادی دارند که می‌توانند به آن‌ها دست پیدا کنند. انسان‌هایی که سالم هستند و به صور پنهان‌شان چندان اهمیتی نمی‌دهند، کارهایشان را به‌خوبی انجام می‌دهند و نیروهای درونشان تحت فرمانشان است. ولی کسی که مصرف‌کننده است، نیروهایش تحت فرمانش نیست و فرماندهی جسمش را از دست داده و نیروهایش تحت فرمان شیطان یا مواد مخدر است. خود من هم قبل از کنگره، فرمانبردار نفس اماره بودم و نمی‌دانستم روح چیست، جن چیست و نفس چیست.

تا اینکه با آموزش‌های جناب مهندس دژاکام و چهارده وادی توانستم آن فرماندهی را به دست بیاورم. این‌قدر باید روی خودمان کار کنیم تا صور آشکارمان با صور پنهانمان هماهنگ شوند. سوره داریم می‌فرماید: «قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبّی»؛ روح به فرمان رب و پروردگار است. اگر ما بتوانیم فرمانبردار روح باشیم، به نفس مطمئنه می‌رسیم و به فرماندهی جسممان می‌رسیم که همان شو، شود است. هر کاری که می‌خواهیم انجام دهیم، نیاز به مربی داریم؛ در خیاطی، در آشپزی، در قنادی و... .

شعری از مولانا هست:
هیچ‌کس پیش خود چیزی نشد
هیچ آهن خنجر تیزی نشد
هیچ قناد نشد استادکار
تا که شاگرد شکرریزی نشد

در کنگره هم رهجو باید از راهنما فرمانبرداری کند. راهنما گفت سی‌دی بنویس، بنویسد. سلسله‌مراتب دارد و به جایگاه‌ها باید احترام بگذاریم؛ به ایجنت، به مرزبان و به پیشکسوت‌های کنگره باید احترام بگذاریم و فرمانبردار آن‌ها باشیم. به گفته جناب مهندس، راهنما اگر کلاس هشتم بود و رهجو دکتری داشت، باید به حرف راهنمایش گوش بدهد و فرمانبردار او باشد؛ چون علم و تجربه‌ای که راهنما دارد، آن علم و تجربه را رهجو ندارد. این موضوع هم برای راهنمای مسافر و هم راهنمای همسفر صدق می‌کند.

در ادامه

رهایی راهنمای تازه واردین همسفر سمیه به راهنمایی همسفر مرضیه از سفر جونز

رهایی 40 سی‌دی همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون دوم)

مرزبان کشیک: همسفر مریم و مسافر محمد
تایپیست: همسفر زینت رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون دوم)
عکاس: همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر اعظم (لژیون دوم)
تنظیم و ارسال: مرزبان خبری همسفر مریم

نمایندگی همسفران شهباز

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .