چهارمین جلسه از دوره سی و هشتم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی میرداماد با استادی راهنمای محترم مسافر حامد،نگهبانی مسافر مهدی و دبیری مسافر علی با دستور جلسه " از فرمان برداری تا فرماندهی " در روز یکشنبه پانزدهم شهریور ماه ۱۴۰۵ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

سلام دوستان حامد هستم، یک مسافر
سپاسگزار خداوند هستم که اجازه داد امروز در خدمت شما عزیزان باشم و از حضورتان آموزش بگیرم؛ همچنین تشکر میکنم از گروه مرزبانی، ایجنت محترم و نگهبان عزیز که اجازه دادند در این جایگاه خدمتی قرار بگیرم.
در اینجا لازم میدانم از گروه مرزبانی و ایجنت محترم شعبهی میرداماد، بابت برگزاری جشن باشکوه و پرانرژی «هفتهی دیدهبان» کمال سپاس و قدردانی را بهجا آورم؛ همچنین از تکتک شما عزیزان که در این جشن شرکت کردید و با حضورتان بر شکوه آن افزودید، صمیمانه تشکر و سپاسگزاری میکنم.
همانطور که مستحضر هستید، ما در کنگره، در طول سال، چهلوهشت دستور جلسه داریم. یکی از دستورجلسههایی که بسیار مهم است، بهویژه در سفر اول، همین دستور جلسهی «از فرمانبرداری تا فرماندهی» است؛
به این دلیل که شخصی که میخواهد به فرماندهی برسد، باید «مثلث دانایی» را کاملاً درک کند و سه ضلع آن، یعنی «آموزش، تجربه و تفکر» را بهصورت موازی و متساویالاضلاع، به ارتقا و رشد برساند.
اولین جای فرمانبرداری، جسم است که از دست ما خارج شده است؛ یعنی فرماندهی جسم را در اختیار نداریم. مشخصاً در مورد یک مصرفکننده، فرماندهی جسمش تحتالشعاع قرار گرفته است و اعضای بدنش از او فرمان نمیگیرند؛ ساعت خوابش تنظیم نیست، ساعت بیرون رفتن و آمدنش سامان ندارد و هر کاری که میخواهد انجام دهد، تحت تأثیر مواد مخدر قرار گرفته است؛ بهگونهای که فرماندهی جسم و اعضای بدن او را مواد مخدر در دست گرفته است.
وقتی وارد کنگرهی ۶۰ میشویم، اولین چیزی که متوجه میشویم، «آموزش» است؛ در کنگرهی ۶۰، یک مجموعه یا پَک آموزشی در اختیارمان قرار میگیرد که طبق آن باید عمل کنیم. اولین چیزی که آموزش میگیریم، این است که باید «منیت» خودمان را کنار بگذاریم.
راهنما به ما میگوید، سیدی بنویس، سر ساعت بیا، سر ساعت برو، اوتی و داروی کنگره را سر وقت و در زمان مشخص مصرف کن؛ همه و همه را باید انجام دهی تا نظم یابید.
بایستی در جلسه مشارکت کنیم، طبق مثلث دانایی، آموزش گرفتهایم و این آموزشها را باید در قالب «تجربه» به دست آوریم. وقتی این کار را انجام دادیم، در واقع درمییابیم که فرمانبرداری، حرکتی است برای رسیدن به مقصد.
حال، اینجا مقصد چیست؟ رسیدن به فرماندهی جسم.
وقتی این مسائل را ذرهذره شروع میکنیم به انجام دادن، متوجه میشویم که حالمان بهتر شده و بهتر نیز خواهد شد؛ طبق دستور راهنما، کارهایی را که حرمت و قوانین کنگرهی ۶۰ از شخص میخواهد، انجام میدهد. ذرهذره تغییرات در خودِ فرد پدیدار میگردد، اختلاف پتانسیل به وجود میآید و برای ادامهی پلهی بعدی، انرژی بیشتری دریافت میکند.
گاهی اوقات بعضی از بچهها میخواهند «انقلابی» عمل کنند و بدون آنکه مراحل را بهدرستی طی کنند، بخواهند بهطور خیلی سریع، مثلاً در دو ماه، درمان خود را به پایان برسانند؛ در حالی که این فرایند نیاز به زمان دارد.
در سیدیِ «از فرمانبرداری تا فرماندهی»، استاد امین مثال بچهای را میزند که در ابتدا نمیتواند نیروهای بدنی خود را بهطور کامل استفاده کند، اما کمکم از دیگران الگو میگیرد؛ با الگوبرداری و برداشتن حرکتها از بزرگترها، راه رفتن، صحبت کردن و کارهای آنان را انجام میدهد. بدینسان، فرماندهی زبان و اعضای بدنش را در اختیار میگیرد و با الگوبرداری و به کمک «پارامتر زمان» و «تکرار منظم»، میتواند فرماندهی تمام اعضای بدن خود را به دست آورد و به یک انسان کامل تبدیل شود.
از اینکه به صحبتهای من گوش کردید، سپاسگزارم.



نگارش: مسافر حسین لژیون 17 و مسافر حسن لژیون 6
ویرایش: مسافر محسن لژیون 17
عکس: مسافر مهدی لژیون 1
صوتی: مسافر یعقوب لژیون 26
مرزبان خبری: مسافر داوود
تنظیم و ارسال: مسافر مهدی لژیون 17
امیدواریم لذت برده باشید.
تهیه شده در سایت نمایندگی میرداماد اصفهان
- تعداد بازدید از این مطلب :
107