English Version
This Site Is Available In English

ترس مانع حرکت می‌شود

ترس مانع حرکت می‌شود

جلسه هشتم از دور پانزدهم کارگاه‌های آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰، نمایندگی صادق قم به استادی همسفر زهرا، نگهبانی همسفر شراره و دبیری همسفر اکرم با دستورجلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» روز یکشنبه ۱۵ شهریور ماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان زهرا هستم همسفر نقی.
خداوند را شاکر و سپاسگزار هستم که در این جایگاه حضور دارم تا خدمت کنم و آموزش بگیرم، از راهنمای لژیون هفتم خانم منصوره، همچنین ایجنت و مرزبانان شعبه که اجازه‌ی خدمت در این جایگاه را به من دادند تشکر می‌کنم.

در ابتدای صحبتم می‌خواهم درگذشت ناگهانی خانم ملیحه راهنمای عزیز را خدمت رهجویان لژیون یکم تسلیت عرض کنم. امیدوارم به پاس خدماتی که انجام داده‌اند، با ائمه‌ و معصومین محشور شوند.

در مورد دستور جلسه‌ «از فرمانبرداری تا فرماندهی» در وادی چهاردهم گفته شده است، آنانی که حال خوشی ندارند دو راه برایشان وجود دارد: یا باید به نیروهای راستین که خواستار حق و حقیقت هستند بپیوندند، یا صبر کنند تا نیروهای بازدارنده و مخرب، آن‌ها را به اعماق تاریکی هدایت کنند.

ما در کنگره همیشه در دعایمان می‌گوییم: «خداوندا، ما را از ظلمت به نور و از نفرت به عشق رهنمون فرما.»
برای رسیدن به این مرحله باید فرمانبردار قوانین کنگره۶۰ باشیم. وقتی فردی وارد کنگره می‌شود و می‌خواهد سفر خودش را شروع کند، چه مسافر باشد و چه همسفر باید فرمانبردار راهنمای خودش باشد. فرمانبردار کسی که خودش در این راه طی‌طریق کرده، در صراط مستقیم بوده و از چالش‌های این مسیر عبور کرده است.

کسی که فرمانبردار راهنمای خودش باشدو در مسیر صراط مستقیم حرکت کند می‌تواند در آینده فرمانروای لایقی شود.

ابتدا که وارد کنگره شدم گمان می‌کردم فقط به خاطر مسافرم اینجا هستم؛ اما بعد از مدتی متوجه شدم که حال خودم بیشتر از او خراب است و تخریب‌های او به من هم سرایت کرده است.

وقتی آموزش‌ها را یکی‌یکی پشت سر گذاشتم، متوجه شدم که درگیر مثلث جهالت هستم و از مثلث دانایی فاصله دارم. ترس و ناامیدی از اضلاع مثلث جهالت هستند و من مدت زیادی درگیر این دو موضوع بودم. خیلی می‌ترسیدم و همین ترس باعث شده بود که مسافرم هم بترسد و سفرش را شروع نکند.

من هشت سال است که در کنگره حضور دارم؛ اما مسافرم نمی‌آمد و با من همراه نمی‌شد. با راهنمایی خانم لیلا این موضوع را در وجود خودم پیدا کردم که شاید مشکلی در من وجود دارد که باعث شده مسافرم سفرش را شروع نکند.
بعد از وصل شدن مسافرم از زبان خودش شنیدم که می‌گوید: «می‌ترسم مواد را کنار بگذارم و به شربت تریاک معتاد شوم.»
بعد از مدت کوتاهی که به کنگره آمد، متوجه شد که این شربت برای او خیلی بهتر از موادمخدر است.

در این مسیر فهمیدم که «صفت گذشته در انسان صادق نیست، چون انسان جاری است.» اگر من حرکت کنم و به سمت نیروهای الهی بروم، شرایط تغییر خواهد کرد و ان‌شاءالله مسافرم هم به رهایی و حال خوش می‌رسد.

همسفر بودن فقط این نیست که به کنگره بیایم و بگویم: «بله، خانم منصوره»، سی‌دی‌هایم را بنویسم و به ایشان تحویل بدهم! باید بدانم فرمانبرداری واقعی چیست. فرمانبرداری واقعی؛ یعنی آموزش‌هایی را که می‌گیرم، نکته‌به‌نکته در زندگی‌ام عملی کنم.

ترسی که در وجودم بود باعث شده بود حرکت نکنم و خودم را تغییر ندهم. وقتی فهمیدم که ترس از آینده دارم، توانستم بیشتر روی خودم کار کنم و امروز، خدا را شکر حالم بهتر شده است.

مسافری که وارد کنگره می‌شود و سفرش را شروع می‌کند، می‌خواهد فرمانروایی نیروهای بازدارنده را کنار بگذارد و فرمانبردار نیروهای الهی شود. این کار یک‌دفعه و یک‌شبه انجام نمی‌شود؛ بلکه باید پله‌پله و به‌تدریج انجام شود.

باید بدانیم که با فرمانبرداری از فرمان‌های الهی می‌توانیم به آسایش و آرامش واقعی برسیم. اگر در این مسیر تخطی کنیم، در شهر وجودی ما آشوب برپا می‌شود و تخریب ایجاد خواهد شد.

در پایان امیدوارم بتوانم در آینده فرمانبردار خوب و خدمتگزار لایقی برای  کنگره و راهنمایم باشم.

رهایی چهل سی‌دی همسفر اکرم رهجوی راهنما همسفر لیلا

دریافت نشان پیمان وادی هشتم رهجو همسفر زهرا راهنما همسفر منصوره

 

مرزبان کشیک: همسفر زهره و مسافر علی
تایپیست: همسفر زهرا، رهجوی راهنما همسفرمریم (لژیون پنجم)
عکاس: همسفر لیلا، رهجوی راهنما همسفر مریم ( لژیون پنجم)
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر زهرا
همسفران نمایندگی صادق قم..

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .