جلسه سوم از دوره ششم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران کنگره۶۰ نمایندگی سنایی به استادی همسفر رقیه، نگهبانی همسفر منصوره و دبیری همسفر پریسا با دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی» روز یکشنبه ۱۵ شهریور ماه۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
وقتی از مفهوم فرماندهی صحبت میکنیم، این اصطلاح میتواند شامل هر مقولهای شود؛ اما شرط اصلی برای فرمانده شدن این است که ما ابتدا «فرمانبردار» خوبی باشیم. معمولاً وقتی نام فرمانده میآید، ذهن ما به سمت نیروهای انتظامی یا نظامی و ارتش میرود که این همان نوع فرماندهی شناختهشده و آشنایی است که همه میشناسیم؛ اما در مباحث کنگره، آقای مهندس میان دو صورت برای هر موضوع در نظر گرفتهاند: یکی صورت آشکار و دیگری صورت پنهان. در این میان، صورت پنهان فرماندهی، همان فرمان دادن در خدمتِ درونِ انسان است. این فرآیند دقیقاً مانند این است که در بدن انسان دستوری صادر شود؛ مثلاً درون من به دستم فرمان میدهد که این لیوان آب را بردارم و اگر من به آن ندای درونی گوش دهم و فرمان را اجرا کنم، یعنی من یک فرمانبردار خوب و کارآمد هستم. در مقابل، گاهی فرمانی صادر میشود، مثلاً احساس تشنگی یا دستور باز شدن چشمها، اما این فرمان در درون صادر میشود ولی در مرحله اجرا با مشکل مواجه شده و اجرا نمیشود؛ در این حالت گویا فرماندهی دچار نقص شده یا به کلی از کار افتاده است.
این نقص در فرماندهی، در بحث اعتیاد، همان صورت پنهانی است که در فرد مصرفکننده رخ میدهد و باعث بروز مشکل میشود. یک انسان سالم، در واقع انسانی است که هر آنچه در لحظه درونش فرمان میدهد، بدون مشکل اجرا میکند؛ یعنی اگر میل به آب داشته باشد، بلافاصله آن را برمیدارد و مینوشد، چرا که خواستهی درونی با عمل او هماهنگ است و او فرمانهای درونیاش را سریع انجام میدهد. اما در یک فرد دچار اعتیاد، این سیستم فرماندهی دچار اختلال و شرطیشدگی میشود. برای مثال، فرد ممکن است بخواهد از خواب بیدار شود اما نتواند، زیرا فرماندهی او دچار مشکل شده و نمیتواند اراده را به بدن منتقل کند. در چنین شرایطی، فرد ناچار میشود مواد مصرف کند تا شاید بتواند دوباره به آن سطح از فرمانبرداری در برابر فرمانهای درونی بازگردد. گاهی اوقات نیز حتی با مصرف مواد، پاسخ مطلوب حاصل نمیشود؛ به همین دلیل فرد سعی میکند مقدار مواد را افزایش دهد یا نوع آن را تغییر دهد؛ مثلاً اگر مصرفکننده تریاک باشد، به سراغ شیره یا شیشه میرود تا شاید بتواند دوباره آن فرمانده درون خود را پاسخ دهد و دستوراتش را اجرا نماید.
بنابراین، تفاوت اصلی فرد مصرفکننده با فرد سالم در این است که فرد سالم دستورات درونی خود را بدون هیچ شرطی و به راحتی انجام میدهد، اما فرد مصرفکننده برای انجام کارهای ساده، مشروط به رسیدن مواد به بدن است. برای درک بهتر این قدرت، میتوان به مثال کودک اشاره کرد؛ وقتی کودکی شروع به صحبت کردن یا اولین کلمات زندگیاش را بیان میکند یا راه رفتن را میآموزد، والدین بسیار خوشحال میشوند؛ این خوشحالی در واقع به این معناست که کودک توانسته به آن نیروهای درونی فرمان دهد و به مرحله فرماندهی برسد. همچنین یادگیری دوچرخهسواری یا رانندگی، احساس رضایت و نیروی ادامه دادن را در انسان ایجاد میکند؛ زیرا فرد با انجام کارهایی که در توانش شده، احساس توانمندی و رضایت میکند. هر فعالیتی که باعث شود فرمان درون ما به انجام کاری منجر شود که نتیجهای رضایتبخش دارد، در واقع همان معنای واقعی فرماندهی است. حتی یک ورزشکار حرفهای نیز با فرمان دادن به سلولهای بدنش، میتواند حرکات پیچیدهای مثل شیرجه زدن یا دویدن به دنبال توپ را با دقت انجام دهد؛ وقتی او در مقابل میلیونها بیننده گل میزند، در واقع نشان داده که توانسته به سلولهای پایش فرمان دهد تا زاویهای دقیق برای ضربه زدن ایجاد کند. در نهایت، اعتیاد یعنی اینکه اعضای بدن تحت فرمان فرد نیستند و این وضعیت منجر به بروز احساس ناتوانی میشود؛ پس برای بازپسگیری نیروهای از دست رفته و تبدیل شدن دوباره به یک فرمانده، باید یاد بگیریم که فرمانبردار خوبی باشیم.
رهایی تغذیه سالم همسفر مقدسه رهجوی راهنما همسفر سمیه

مرزبانان کشیک: مسافر مجتبی و همسفر مهناز
تایپیست: همسفر نرجس رهجوی راهنما همسفر سمانه (لژیون سوم)
عکاس: همسفر شیوا رهجوی راهنما همسفر طیبه (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر مهدیه
همسفران نمایندگی سنایی نیشابور
- تعداد بازدید از این مطلب :
54