جلسه چهاردهم از دوره سیزدهم سری جلسات کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی شوشتر، به استادی راهنمای محترم مسافر سپهر ، نگهبانی مسافر اکبر و دبیری مسافر محمد ، با دستور جلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی»در روز یکشنبه مورخ 1405.06.15رأس ساعت17:00 آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، سپهر هستم یک مسافر، خداوند را شاکرم که این فرصت را در اختیار من قرار داد تا در این جایگاه قرار بگیرم، آموزش بگیرم و خدمت کنم.
دستور جلسه امروز «از فرمانبرداری تا فرماندهی» است.
زمانی که وارد کنگره میشویم، اولین چیزی که به ما آموزش داده میشود این است که صحبتهای راهنما، مرزبانان و پیشکسوتان خود را گوش کنیم و آموزش بگیریم. اما فرماندهی از کجا نشأت میگیرد؟ انسان در هر کاری دوست دارد به توانایی و فرماندهی برسد و جایگاه خودش را پیدا کند. حتی یک کودک خردسال، زمانی که برای اولین بار از جای خود بلند میشود، شادی و شعفی که در چهرهاش دیده میشود، به خاطر این است که توانسته بر جسم خودش مسلط شود و یک توانایی جدید به دست بیاورد. وقتی انسان وارد تاریکی اعتیاد و مصرف مواد مخدر میشود، بهتدریج بسیاری از این تواناییها را از دست میدهد. توانایی تمرکز کردن، خوابیدن در زمان مناسب، انجام دادن کارها در زمان مشخص و حتی توانایی تصمیمگیریهای ساده.فرد مصرفکننده ممکن است تصمیم بگیرد کاری را امروز انجام دهد، اما مدام آن را به فردا موکول کند؛ چون توانایی انجام آن کار در او ضعیف شده است. حتی در مسائل سادهای مثل خوردن یا نخوردن یک ماده غذایی، خوابیدن و بیدار شدن در زمان مناسب و انجام کارهای روزمره، اختیار و فرماندهی از او گرفته شده است. به همین دلیل است که فرد برای به دست آوردن دوباره این تواناییها به مصرف مواد روی میآورد و گاهی مواد قویتر و خطرناکتری را تجربه میکند. کسی که تریاک مصرف میکرده، ممکن است به سمت شیره برود و بعد مواد دیگری را تجربه کند؛ چون تصور میکند با این کار میتواند توانایی از دسترفته خود را دوباره به دست بیاورد، این موضوع نشان میدهد که فرماندهی و توانایی انجام کارها تا چه اندازه برای انسان اهمیت دارد.اما اگر بخواهیم در کنگره به فرماندهی برسیم، یک پیشنیاز اساسی داریم و آن، آموزش است. هیچکس بدون آموزش و تلاش نمیتواند در یک زمینه به جایگاه فرماندهی برسد. همانطور که یک نفر بدون آموزش و کسب تجربه نمیتواند استاد مکانیک شود، یک نفر هم بدون آموزش و طی کردن مسیر نمیتواند راهنما شود. به همین دلیل است که به یک رهجو گفته میشود سیدیهای آموزشی را بنویسد و در جلسات و کارگاههای آموزشی شرکت کند. چون اگر بخواهد به فرماندهی جسم و روان خود برسد، باید آموزش بگیرد و آن آموزشها را در زندگی اجرا کند.

زمانی که به یک سفر اولی گفته میشود داروی خود را رأس ساعت مشخص مصرف کن و او دقیقاً در همان ساعت دارو را مصرف میکند، یا وقتی گفته میشود مواد مصرف نکن و او انجام میدهد، صبح سر ساعت از خواب بیدار شود، به کارگاه آموزشی بیاید و سیدی خود را بنویسد، در واقع دارد کمکم نیروهایی را که در طول سالیان مصرف از دست داده، دوباره به دست میآورد. فرماندهی یعنی من تصمیم بگیرم کاری را انجام دهم و بتوانم آن را اجرا کنم. بگویم فردا کاری را انجام میدهم و واقعاً انجامش بدهم. دارویم را سر ساعت مصرف کنم، سر وقت در جلسه حاضر شوم، در کارگاه آموزشی شرکت کنم و آموزشهایم را اجرا کنم. آن زمان است که میتوانم بگویم فرماندهی جسم و زندگی خودم را دوباره به دست آوردهام.
اما برای رسیدن به این فرماندهی، ابتدا باید فرمانبردار خوبی باشم، فرمانبرداری یعنی صحبتهای راهنما و پیشکسوت خود را بشنوم و به آن عمل کنم و آنها را قضاوت نکنم. اگر من راهنمای خودم را قضاوت کنم و با خودم بگویم «او که راهنماست، خودش زمانی مواد مصرف میکرده» یا درباره گذشته و زندگی او قضاوت کنم، دیگر نمیتوانم از او آموزش بگیرم، راهنما با من دشمنی ندارد. وقتی مطلبی را به من میگوید، برای این است که من به نتیجه برسم. بنابراین باید صحبت راهنما برای من لازمالاجرا باشد و آن را اجرا کنم.
این فرمانبرداری باعث میشود بهتدریج فرماندهیای را که سالیان سال در اثر مصرف مواد مخدر و مسائل مختلف از دست دادهام، دوباره به دست بیاورم، من با فرمانبرداری، آموزش گرفتن و اجرای آموزشها، آرامآرام تواناییهایی را که از دست دادهام پس میگیرم و به جایی میرسم که بتوانم فرمانده جسم و زندگی خودم باشم.
امیدوارم خداوند کمک کند که همیشه در کنگره حضور داشته باشیم، از صحبتهای راهنماها، مرزبانان و پیشکسوتان آموزش بگیریم و آنها را در زندگی خود اجرا کنیم تا بتوانیم فرماندهیای را که سالیان سال از دست دادهایم، دوباره به دست بیاوریم و آن را در زندگی خود به کار بگیریم.
از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، سپاسگزارم.
تنظیم و ارسال: مسافر منصور
- تعداد بازدید از این مطلب :
215