English Version
This Site Is Available In English

نقض فرمان آغاز سقوط انسان

نقض فرمان آغاز سقوط انسان

مشارکت همسفران لژیون نهم در مورد دستورجلسه «از فرمانبرداری تا فرماندهی»:

همسفر صدیقه:

اگر قرار است من فرمانده خوبی باشم؛ باید فرمان‌بردار خوبی هم باشم؛ پس برای رسیدن‌ به فرماندهی از نگاه دوربین خودم باید گوش به فرمان در صراط‌مستقیم و ارزش‌ها باشم. در کنگره۶۰ باید رهجوی گوش به فرمان راهنما باشم؛ وقتی در جایگاه خدمتی قرار گرفتم؛ باید چشم‌گفتن را فراموش نکنم. برای فرماندهی باید هدف من در راه صراط‌مستقیم و ارزش‌ها باشد تا به دانایی برسم و دانایی را تبدیل به دانایی موثر کنم، کاربردی کنم تا به آرامش و آسایش برسم. آن وقت نیروی عقل در جایگاه بهتری به اجرا در می‌آید. علم و هنر زندگی کردن را یاد می‌گیرم. از یک استادی آموختم که فرمودند: آیا در مورد جسم خودتان در قالب فرمانده قرار گرفته‌اید؟ این سوال برای من خیلی عجیب بود. ایشان توضیح دادند: که باید فرمانده جسم خودتان باشید و هر چیزی را نبینید، هر چیزی را نشنوید و هر چیزی را به زبان نیاورید. فرمانده جسم سالم خودتان در صراط‌مستقیم و ارزش‌ها باشید و نگذارید جسم شما فرمان‌بردار ضدارزش‌ها باشد. خودتان را به دانایی برسانید تا جسم شما فرمان‌بردار خوبی باشد و شما فرمانده جسم‌ خودتان باشید تا عقل درست بر شما حکم کند.

همسفر زهرا:

هدف قدرت مطلق از خلقت انسان تکامل است. خداوند یک نفس یا جسم را به من امانت داد و از من خواست که در تمام مراحل زندگی تلاش کنم تا به آن تکامل ببخشم و بتوانم روز‌به‌روز با آموزش‌ ‌بیش‌تر آگاه‌تر شوم و بر آن تسلط داشته باشم تا راحت‌تر بتوانم مسیر زندگی را پیش ببرم؛ اما این‌که من چگونه می‌توانم بر نفس خود مسلط باشم؟ زمانی می‌توانم روی نفس خودم‌ تسلط داشته باشم که خواسته‌های معقول را از خواسته‌های نامعقول جدا کنم، آن زمان می‌توانم فرمانده آن باشم؛ چون فرمانده یعنی: تسلط داشتن و اگر من قرار باشد فرمانده لایقی باشم؛ باید به تسلط کامل به آن موضوع برسم، به همین دلیل باید قدرت تشخیص داشته باشم، دانش و آگاهی من روز‌به‌روز بالاتر رود تا بتوانم خوب و بد را تشخیص دهم و این تشخیص باعث می‌شود که من بهترین را انتخاب کنم و آن زمان می‌توانم فرمانده خوبی باشم و حکم عقل را اجرا کنم و به تکامل برسم. قدردان همه عزیزانی که در این مسیر خدمت می‌کنند تا ما بهترین آموزش‌ها را دریافت کنیم، هستم.

همسفر فریده:

در کنگره۶۰ ما یاد‌ گرفتیم، هر چیزی دو وجه دارد. یکی صور آشکار و دیگری صور پنهان. صور آشکار مثل فرمان دادن به بدن خودمان‌است تا کاری را انجام دهد و صور پنهان مثل فرمان دادن به قسمت درون، مثلاً به چشم برای نگاه کردن دستور دهیم. برای رسیدن به فرماندهی باید اول از فرمانبرداری شروع کنیم، مثلاً از قوانین الهی اطاعت کنیم؛ درواقع نقض فرمان الهی آغاز سقوط انسان شد. در تمام مساًئل انسان اگر بخواهد وارد تاریکی شود باید فرمان خدا را اجرانکند و هر قدر این نقض فرمان بیش‌تر باشد، انسان بیش‌تر به عمق تاریکی فرو می‌رود، مثل کسی که در اوج اعتیاد قرار دارد. در این شرایط نیروهای طبیعی انسان دیگر تحت فرمانش نیستند.‌ زمانی که نیروهای انسان تحت فرمانش باشند، این یعنی قرار گرفتن در بهشت و رسیدن به حال خوش و برای بیرون آمدن از این تاریکی شرط اول و اصلی فرمانبرداری است. کسی که فرمانبرداری می‌کند، خودش به‌ یک درجه از فرماندهی رسیده است و در این‌جا عقل و دانایی و آگاهی انسان خیلی مهم است. اگر ما می‌خواهیم‌ آموزش ببینیم، اول باید فرمانبرداری را تمرین کنیم و در این صورت می‌توانیم به درجه فرماندهی هم برسیم. در کل انسان فقط به وسیله رب، مربی و راهنما می‌تواند به درجات عالی برسد و ارتقا پیدا کند، برای همین باید فرمانبردار باشد تا به آن بهشت برین یا فرمان عقل و یا آرامش و آسایش برسد.

رابط خبری: همسفر صنم‌ رهجوی راهنما همسفر فوزیه (لژیون نهم)
ویرایش: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پانزدهم) دبیر اول سایت
ارسال: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون پانزدهم‌) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی کوروش آذرپور

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .