پنجمین جلسه از دوره هجدهم کارگاه های آموزشی خصوصی همسفران آقا، نمایندگی شفا مشهد، با استادی راهنمای محترم همسفر محمد، نگهبانی راهنمای محترم همسفر محسن و دبیری همسفر صالح، با دستور جلسه «از فرمان برداری تا فرماندهی» شنبه ۱۴ شهریور ماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان محمد هستم مسافر. متشکرم از ایجنت محترم، گروه مرزبانی و نگهبان محترم که این فرصت را به من دادند تا خدمت کنم و آموزش بگیرم. خیلی خوشحالم امروز در جمع شما همسفران هستم. شاید ما همسفرها خیلی وقتها از نقش خودمان و تأثیر خودمان قافل میشویم و یادمان میرود، شاید در بعضی جاها بگوییم: من همسفر چرا دارم به کنگره میآیم؟ یا چرا من باید بیایم؟ چه دلیلی دارد؟ خب ببینید، مسافرها که میآیند هدف دارند؛ یک مسافر وقتی وارد کنگره میشود هدف دارد. هدفش چیست؟ همه جا را رفته است و خسته شده است؛ هدفش این است که بیاید فقط و فقط موادش را درمان کند و هدف بسیار بزرگی است. خیلی جاهارا رفت است، امتحان کرده است و نتیجه نگرفته است و آخرین امیدش کنگره60 است و میگوید بگذار این را هم امتحان کنم و هدفش درمان است و به رهایی میرسد. مسافر برای خودش میآید، ولی همسفر برای قوت قلب گرفتن، برای خدمت به یک مسافر، برای قرار گرفتن در کنار یک مسافر میآید؛ اما این صور ظاهری است، ولی این تمام قصه نیست، همسفر یک صور پنهان دارد. در یک نقطهای همسفرها متوجه این ماجرا میشوند که باید راه خودشان را بروند و به همین دلیل است که آنها هدف خود را دیرتر متوجه میشوند، ولی زمانی که متوجه میشوند، بسیار از مسافران جلو میزنند. یکی از دستور جلساتی که بسیار به همسفران کمککننده است، برای پیدا کردن هدفشان، همین دستور جلسه است: فرمانبرداری تا فرماندهی، اما فرماندهی یک مسافر با همسفر متفاوت است؛ مسافر میخواهد فرماندهی جسم خود را به دست بگیرد و میخواهد فرمانده شهر وجودی خود شود و اما فرماندهی یک همسفر چگونه است؟ به چه صورت هست؟ اول از همه باید همسفر فرمانبرداری را بیاموزد؛ برای مثال: دانشگاه میشود فرماندهی و ما تا زمانی که دوره ابتدایی و دبیرستان که همان فرمانبرداری است، را طی نکرده باشیم، نمیتوانیم وارد دانشگاه شویم. اولین چیزی که در کنگره برای فرمانبرداری لازم است، تسلیم است؛ تسلیم به معنی کمتوانی و ضعف نیست.

شاید برخی در کنگره بگویند تسلیم شدن به معنای کمتوانی است، اما تسلیم به معنای قدرت است. وقتی که من در مرحله اول در برابر کنگره تسلیم میشوم، در برابر کارما و یا در مقابل راهنما تسلیم میشوم، به معنای این است که من آدم قدرتمندی هستم. هر رهجویی در کنگره که تمام این مراحل را میگذراند، آدم قدرتمندی است؛ فرماندهی را دوست دارد و میداند که برای رسیدن به فرماندهی، باید فرمانبرداری را بیاموزد و فرمانبردار خوبی باشد. مورد دوم برای فرمانبرداری، شور و شوق است. من خودم با شور و شوق فراوانی از نیشابور به سمت کنگره میآمدم و مدام در جلسات در حال مشارکت بودم و کنگره بیش از آنچه که من در ذهن داشتم به من کمک کرد؛ من توان تصویرسازی در ذهنم را هم نداشتم که چقدر کنگره در رشد من میتواند تأثیرگذار باشد. مورد دیگری که مهم است، ایمان است؛ باید به این سیستم ایمان داشت، ایمان به قوانین، به راهنما و در کل به کل سیستم کنگره ایمان داشت. حال ایمان یعنی چه؟ یعنی تسلیم کامل. برای مثال: ایمان مانند برداشتن پول از عابر بانک است، زمانی که ما جلوی عابر بانک قرار میگیریم 100هزار تومان موجودی داریم و 50 هزار تومان میخواهیم برداشت کنیم در آن زمان ما حتی 1 درصد هم موقع برداشتن وجه دچار شک نمیشویم که آیا پول را به ما میدهد یا خیر. کنگره هم مانند همین مثال، هرچیزی که فرد به خواهد به او میدهد. در کنگره میگویند نوبت باران محفوظ است، یعنی هرکسی برایش رحمت هست اما زمان آن نامشخص است.ما در زندگی مشغلههای فراوانی داریم مانند کار، خانواده، زندگی در اجتماع؛ و کنگره زندگی را برای ما مثل ساختمانی میسازد که کنترل همه اجزای این ساختمان در یک جعبه فیوز است و کنترل این جعبه فیوز را به ما میدهد و ما را قدرتمند میسازد و ما را توانا میکند. یکی از اضلاع مثلث دانایی، تجربه است که دو نوع دارد؛ گاهی شیرین و گاهی تلخ است. تجربههای تلخ ما به معنای آزار و اذیت نیست، به معنای درس و پختگی است؛ اما در برابر تجربههای شیرین باید شکرگزار باشیم و یکی از تجربههای بسیار شیرین که در مسیر همه ما قرار گرفته است، همین کنگره است و ما در مقابل این تجربه باید سپاسگزار باشیم تا این تجربه به رشد ما کمک کند. متشکرم از اینکه با سکوت خودتون به حرفهای من گوش دادید.

مرزبان خبری: همسفر معین
تایپ: هسفر میلاد (لژیون یکم)
ویراستاری و ارسال خبر: همسفر محمد حسین (لژیون چهارم)
سایت همسفران آقا نمایندگی شفا مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
11